روي خط اينترنت
آموزش جنسي و ويراني اخلاق در آمريكا
نويسنده: دكتر ساموئل بلومن فلد1
سايت: Worldnetdaily
مترجم: مريم رفيعي
سامويل بلومن فلد نويسنده بيش از هشت کتاب در خصوص مباحث آموزشي در ايالات متحده آمريکا است. "چطور آموزش دهيم؟"، "آيا آموزش دولتي لازم است؟"، "مدارس خانگي: راهگشاي والدين براي آموزش بچهها"، "بيسوادان نوين- و چه کنيم تا فرزندمان يکي از آنها نباشد؟"عناوين برخي از کتابهاي وي هستند. بلومن فلد در اين نوشتار، جريانات تأثيرگذار بر شکل گيري آموزش جنسي و محتواي آن در آمريکا را به اختصار بيان ميکند.
هر نظريهاي به نتيجهاي منجر ميشود و نظريات غلط، نتايج غلطي دارند. ايده موجود در وراي آموزش جنسي، بيش از هر نيروي سكولار ديگري درآمريكا، قصد نابودي تعاليم اخلاقي انجيل را دارد.
اولين نظريه، براي حمله به اخلاق جنسي سنتي، ديدگاههاي زيگموند فرويد2 مبني بر آن بود كه سركوب جنسي باعث روان پریشي ميشود. اگر سركوب جنسي اختلال رواني ايجاد كند، البته علاج آن آزادي جنسي خواهد بود. اين روش درماني مورد توصيه فرويد نبود، اما ايدههاي فرويد تأثيري چنان عميق بر فرهنگ آمريكايي گذاشتند كه خيلي زود، لباسهاي زنان ازلباسهاي پوشيده سالهاي 1900با گذست تنها بيست سال، تبديل به لباسهايي نامناسب شدند.
فرويد براي ساكنان دهكده گرينويچ و روشنفكران، زمينه مساعدي را فراهم كرد. او توجيهي علمي براي بي بند وباري جنسي و بي اعتنايي به اخلاق جنسي ايجاد نمود.
دومين ايده اصلي را مارگارت سنگر3 ابراز نمود، كه يك جامعه شناس و مدافع روابط آزاد بود؛ كسي كه نبرد براي پيشبرد شيوههاي ضد بارداري و سقط جنين را، با هدف رها سازي زنان از بارحاملگيهاي ناخواسته آغازكرد.
بعدها سنگر، ديدگاههاي طرفداران اصلاح نژادي را اتخاذ كرد، آنها معتقد بودند فقط "افراد شايسته"4 بايد تشويق به بچه داشتن شوند و"افراد ناشايست" بايد از آن خودداري كنند. بنابراين آموزش جنسي، بخش اجتناب ناپذير جنبش كنترل زادوولد سنگر شد. در نتيجه، مؤسسه پلانيد پرنت هود5، كه اوآن راتأسيس كرد، پيشگام دفاع ازآموزش جامع جنسي در مدارس گرديد.
در1953، لنالوين6، سردبير روزنامه پلانيد پرنت هود نوشت: [هدف ما] اين است كه به عنوان مربيان و والدين آماده كمك به جوانان باشيم تا آنان قبل از ازدواج رضايت جنسي داشته باشند. ما با تأييد سكس قبل ازازدواج، احساس ترس و گناه جوانان را از بين ميبريم... ما بايد آماده باشيم تا براي پسران و دختران جوان بهترين شيوههاي ضد بارداري موجود را فراهم كنيم، طوري كه آنها روشهاي لازم براي دستيابي به رضايتمندي جنسي را بدون نگراني از احتمال حاملگي در اختيار داشته باشند.
سومين بخش نظريات زيان آور را، سكسولوژيستي7 به نام آلفرد.سي.كنزي8، رئيس"مؤسسه پژوهش سكس دانشگاه اينديانا" ارائه كرد كه بنياد راكفلر سرمايه گذاراصلي آن بود.
گزارش معروف دكتر كنزي با عنوان "رفتار جنسي در انسان مذكر" درسال1958منتشر شد، و اين ديدگاه را انعكاس ميداد كه موجودات انساني از ابتداي تولد، تمايلات جنسي دارند. دادههاي317 كودك و پسر جوان به طور فرعي منبع علمي ايده او را فراهم كرد. در حقيقت اين دادهها از طريق فردي پدوفيلي به دست آمده بود كه با تحريك و آزار كودكان و پسران، نتايج آزمايشهاي جنايتكارانهاش راثبت ميكرد. همهي اينها را سالها بعد دكتر جوديت رايزمن9 فاش كرد و كنزي را متهم به همدستي در سوء استفاده جنسي از كودكان نمود.
چهارمين ديدگاه توسط دكتر ماري كالدرون10، مدير پيشين بخش پزشكي پلانيد پرنت هود مطرح شد. او وهمكاران انسان گرايش، سيكوس11 را در مؤسسه كنزي با هدف ويژه آموزش ديدگاههاي جنسي كنزي، به نام آموزشهاي جنسي راه اندازي كردند. دكتر كالدرون آموزش جنسي را تبديل به چيزي كرد كه در حال حاضر در مدارس آمريكا تدريس ميشود. سيكوس بيشتر مطالب درسي كنوني مدارس دولتي را تهيه ميكند.
پنجمين نظريه انقلابي از" مانيفيست انسان گرايي دو12" (1937) ناشي ميشد كه ديدگاههاي مذهب سنتي را با توجه به رفتارهاي جنسي به چالش ميكشيد و مدعي آزادي مطلق جنسي بين افراد بالغ تحت عنوان استاندارد جديد اخلاقي براي تمايلات جنسي بود. اين مانيفيست را تعداد زيادي اساتيد دانشگاهي شامل دكتر لستر.اي. كير كندال13، رئيس سيكوس، و دكتر آلن.سي. گات ماچر14، نماينده پلانيد پرنت هود امضا كرده بودند.
در1976 دكتر كير كندال، "قانون جديد حقوق و وظايف جنسي" را منتشر كرد كه توسط 37 نويسنده و سكسولوژيست برجسته امضا شده بود. در اين كتاب آمده است: "مانيفيست انسان گرايي دو، شامل بحث كوتاهي درخصوص مسايل جنسي است. تصور ما اين بود كه ميتواند بيانيه جزيي مفيدي در اين باره باشد."
از بطن اين مديريت واحد در سازمانهاي انسان گراي آموزش جنسي، مفاد درسي برنامههاي آموزشي مدارس آمريكا بيرون ميآيد و نتيجهي آن شيوع سكس قبل از ازدواج بين دانش آموزان است كه منجر به حاملگيهاي ناخواسته، بيماريهاي جنسي، سوءاستفادههاي فيزيكي وحتي قتل شريك جنسي، افزايش انحراف جنسي، زندگي كودكان بدون پدر و در فقر، آشفتگي عاطفي، اعتياد به مواد مخدر، افسردگي و ازدياد پورنوگرافي گرديده است. به عبارت ديگر، سكس پيش از ازدواج، بيش از هر عامل ديگري سبب آسيبها ومشكلات اجتماعي شده و به خاطر تمام آنها بايد برنامههاي كنوني آموزش جنسي را مقصر دانست.
راه حل چيست؟
به اعتقاد سكسولوژيستها، ما كم و زياد به سكس نياز داريم. و بنابراين سياستگذاران تصميم گرفتهاند با تزريق بودجه دولت فدرال در برنامههاي آموزش جنسي مدارس، به ما كمك كنند. پيامد اين كار آن است كه آموزش جنسي تحريك كننده تر و ارزشهاي سنتي انزجار آورتر و كفر آميز تر شدهاند.
درحال حاضرتنها راه حل والدين، استفاده از آموزش خانگي يا مدارس خصوصي است. اين تنها روشي است كه آنها ميتوانند از طريق آن معصوميت كودكان خود راحفظ كنند.
درسال1999، سيكوس در يك نظر سنجي از خوانندگان خود خواست افرادي را نام ببرند كه بيشترين تأثير روي مباحث مربوط به جنسيت را داشته اند. نخستين 10 نفري را كه از ميان 100 نفرانتخاب شدند اينها بودند: ژودي بلوم15، ماري كالدرون، الن دي جنرز16،ژاكلين الدرز17، هيو هفنر18، آنيتاهيل19، مجيك جانسون20، مدونا، گلوريااستينم21 و روث وست هايمر22 همه از آمريكا!
پی نوشت:
1. Samuel L.Blumenfeld
2. Sigmond Freud
3. Margaret Sanger
4. The fit
5. Plant Parenthood
6. Lena Levine
7. Sexologist
8. Alfered C.Kinsiy
9. Judith Reisman
10. Marry Kalderone
11. SIECUS
(the sex in formation and education council of the united states)
12. Humanist Manifesto ll
13. Lester A.Kirkendall
14. Alan C.Guttmacher
15. Judy Blume
16. Ellen DeGeneres
17. Jocelyn Elders
18. Hugh Hefner
19. Anita Hill
20. Magic Johnson
21. Gloria Steinem
22. Ruth Westheimer