همايش علمي تخصصي بررسي ابعاد اشتغال زنان
گزارش فاطمه صابری
يكي از موضوعات بحثبرانگيز و قابل بررسي در جهان امروز و از جمله ايران اسلامي، اشتغال زنان است و اين امر، زماني جديتر و قابل توجهتر جلوه مينمايد كه مديريت امور داخلي خانواده و مسؤوليت سنگين تربيت فرزند، به عهدهی مادران باشد. بر اين اساس معاونت پژوهشي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) درصدد برآمد تا با همكاري «دفتر مطالعات و تحقيقات زنان» همايشي با عنوان «بررسي ابعاد اشتغال زنان» برگزار نمايد.
این همایش با شرکت جمعی از اساتید و کارشناسان حوزه و دانشگاه پنجشنبه 31 فروردین ماه 1385 در تالار امام خمینی(ره) این مؤسسه برگزار گردید.
در اين همايش كارشناسان مطالعات زنان به بررسي ابعاد اشتغالي زنان پرداختند. حجت الاسلام حسين بستان، عضو هيأت علمي پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، خانم علاسوند، عضو هيأت علمي دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، دكتر محمدصادق مهدوي، عضو هيأت علمي دانشگاه شهيد بهشتي تهران، از جمله سخنرانان اين همايش بودند.
در اين همايش نيز ميزگردي با موضوع «تمايز زن و مرد با محوريت اشتغال» با حضور حجت الاسلام غروي، حجت الاسلام بستان و دكتر مهدوي برگزار شد.
در اين همايش حسين بستان درباره «اشتغال زنان از ديدگاه اسلام» گفت:
اين موضوع ابعاد مختلفي دارد كه نميتوان به همه آنها پرداخت و فقط اشارهوار به جنبه فقهي، روايي و اجتماعي اين مسأله ميپردازيم. در طول تاريخ و زمان حضرات ائمه – عليهمالسلام- اشتغال زنان همواره يك مسأله مسلم و بديهي و رايج بوده و هيچ مخالفتي با خود مسأله صورت نگرفته و لذا استدلال قوي بر جواز اصل اشتغال زنان داريم.
وي به روايات متعددي مبني بر شاغل بودن زنان در زمان معصومين -عليهمالسلام- و سؤال آنان از معصومين در موارد مختلف اشاره كرد و گفت: به استناد اين روايات شغلهايي از قبيل كشاورزي، دامداري، توليدات عطر، تجارت، اجاره املاك و ... در آن زمان رايج بوده است. البته روشن است موارد مذكور موضوعيت نداشته و ممكن است در زمانهاي ديگر شغلهاي ديگر جايگزين شود. البته در موقعيتهايي مانند ازدواج، ممكن است خانمها پس از آن دچار مشكل و با مخالفت همسر مواجه شوند كه باز هم فقه چارهجويي و اشتراط ضمن عقد را مطرح نموده است و البته به فرض بروز مشكل، اين رويكرد اخلاقي است كه برترين راهحل را ارايه ميدهد اما قانون هم به اين مسأله توجه داشته است.
بستان ادامه داد: اما به لحاظ اجتماعي، چهبسا ممكن است مسألهاي به عنوان اولي جايز باشد اما به عنوان ثانوي خير، لذا صرفاً به جواز اولي در شرع نميتوان اكتفا كرد.
انگيزه اشتغال خانمها در گفتههاي اين كارشناس متعدد شمرده شده كه بعضي مثبت، بعضي منفي و بعضي ديگر خنثي است. مشاركت اقتصادي زنان براي تأمين نيازهاي خانواده در شرايط فقر و ركود اقتصادي و احياناً در صورت ناتواني همسر، از دسته اول و كسب درآمد به دنبال ماديگري و حرص و طمع از دسته دوم به حساب ميآيند.
وي افزود: بعضي انگيزهها هم بينابين است كه كليتش درست است. مثلاً تعدادي از خانمها براي كسب عزتنفس و احساس استقلال و ... به كار بيرون از منزل ميپردازند كه فينفسه منفي نيست. اما بايد بررسي كرد منشأ اين امر، يك طرز تفكر اشتباه و بيارزش نمودن جهاد زن در قالب خانهداري، مادر و ... نباشد.
حجت الاسلام بستان در محور دوم بحث به بيان توزيع نقشها بين زن و مرد در خانواده پرداخت و اظهار داشت:
ما تفكيكي قاطع براي نقشها نداريم. اما اسلام قايل است. تفكيكي به صورت اولويت نه الزام، وجود دارد. پس اگر براي اشتغال ميخواهيم الگو بدهيم، بايد به اولويت اسلام توجه كنيم كه اشتغال با الگو منطبق باشد نه الگو ديكته فرهنگ غرب باشد و نباید مقايسه كنيم كه درصد فلان شغل در بين خانمها بايد با درصد همين شغل در بين آقايان مساوي باشد، خير، نگاه كميتگرايانه از ديدگاه اسلام درست نيست.
مادري، همسري و اصالت خانواده مسايل بسيار مهمي است كه بايد در سياستگذاريها بدان توجه شود. وي محور سوم بحث را به پيامدهاي منفي اشتغال زنان اختصاص داد و جريان اختلالات زن و مرد را در بعضي كشورها رو به بهبود دانست و توجه به برنامهريزي در حفظ سلامت جامعه را لازم برشمرد. چراكه در بعضي از كشورها از جمله ژاپن كه جامعه، جامعهاي ديني نيست، به آثار اجتماعي مثبت اين جداسازي رسيدهاند.
دومين سخنران اين همايش، خانم علاسوند، عضو هيأت علمي دفتر مطالعات و تحقيقات زنان بود كه به تعارض يا جمع كردن نقشهاي خانوادگي و اشتغال پرداخت.
وي اين تعارض را يكي از مشكلات مهم خانوادهها در سراسر دنيا دانسته و بيان داشت: البته هر يك از اين كشورها به تناسب رويكرد ديني يا اخلاقي حاكم بر جامعه، فرمولي را اتخاذ كردهاند. مثلاً در كشورهاي غربي به زندگي مجردي و به دور از تعهدات خانوادگي روآورده و صورت مسأله را پاك كردهاند و لذا نسبت به نقشهاي خانوادگي و اشتغال بايد يك باور صحيح پيدا كنيم.
برداشت و تلقي زنان از نقشهای خانگی، برداشت رو به ضعف است و برداشت از نقشهاي اجتماعي غير از درآمد و سودآوري، ابعاد ديگري هم پيدا كرده است.
وي به نقل جرياني از ابتداي تاريخ اسلام پرداخت و بيان نمود: زني به نام اسماء بنت يزيد انصاري خدمت حضرت رسول اكرم صليالله عليه و آله رسيد و سؤالي را عرضه داشت كه سؤال جنس زنان است و وي به نمايندگي از تمام زنان عالم آن را مطرح نمود. او ميگويد: ما همواره مشغول كارهاي منزل هستيم و به علت مراقبت از فرزندان و ... از اموري مانند جهاد وشركت در جماعات و ... باز ميمانيم. تمام مفاهيمي كه با ارزش اجتماعي – ديني آن روزگارگره خوردهاند، از آن مردان دانسته شده است.
سخنران مذكور، شيوههاي برخورد حضرت رسول اكرم(ص) را با آن زن، قابل اتخاذ در زمان فعلي دانسته و اولين شيوه را بديلسازي معرفي نمود. بديلسازي يعني كاري كه پيامبر (ص) انجام ميدهد و شوهرداري نيكو را براي زنان، همسنگ جهاد براي مردان قرار ميدهد و اين بدان معناست كه دين، زنان را محصور نميكند كه مبادا از بحثهاي اجتماعي سخني به ميان بياوريد.
وي افزود: بحث در اين روايت، راجع به ارزشهاست نه تصاحب موقعيت برتر، زيرا كه جامعه، جامعه ارزشي نبوي است و نگاه، نگاه آخرتگرا و آخرتانديش است. لذا حضرت به تعبير بنده نظر دارند: «اگر دغدغه شما از نظر ارزشهاست، كار شما، مثل همان خدمات و تكاليف مردان است.» بنابراین اگر ما نميتوانيم درباره زنان دايماً فرصتسازي كنيم و يا گسترش آن را به لحاظ نظريه صحيح نميدانيم، دستكم نگاه تحقيرآميز به نقشهاي خانوادگي نداشته باشيم.
خانم علاسوند گفت: مشكل ما فقدان نظريه در باب اشتغال در فرض تزاحم مصلحتهاست. از ديدگاه وی، يك نگرش به اشتغال، كاملاً سنتي است كه در مورد اشتغال بسيار منفي فكر ميكند و يك نگرش، نگرش آزاد است. صرفنظر از اين مسأله درباره نقشهاي خانوادگي، بايد يك تفكر صحيح به خصوص با اولويتبندي داشته باشيم: همسري، مادري، كارهاي خانه سه نقش خانگي زنان است كه اشتغال ميتواند آنها را به چالش بكشاند.
در تاريخ مشاهده ميكنيم حضرت فاطمه (س) دو بار براي درخواست خدمتكار، نزد پدر بزرگوارشان رفتند كه در مرحله اول به تشويق حضرت علي (ع) اقدام فرمودند. بحث اشتغال در آن فضا مطرح نبود. بلكه شدت كارها و فشار بر حضرت زهرا(س) باعث چنين تصميمي شد. شرايط مؤمنين هم به گونهاي بود كه پيامبر (ص) نميتوانست پاسخ مثبت بدهد. لذا به عنوان جايگزين همكاري در امور منزل، ذكري را (تسبيحات معروف حضرت زهرا (س)) به دختر بزرگوارشان تعليم فرمودند. وقتي شرايط حاكم آرامتر شد، حضرت رسول (ص) فضه خادمه را به همكاري صديقه كبري (س) در امور منزل فرستادند و بنا شد حضرت يك روز در ميان، امور منزل را به عهده بگيرند. جالب توجه است وجود مقدس فاطمه زهرا (س) در روزهای فراغت، به طور جدي به دو كار اشتغال داشتند: گذراندن اوقات بيشتر با فرزندان و اشتغال به مسأله عبادت.
اين كارشناس در اين بخش از سخنان خود، به لطايف واقعيت مزبور پرداخت و بيان داشت: بار اول كه حضرت فاطمه (س) از پدر بزرگوارشان درخواست كنيز كرد، با توجه به اينكه حضرت در اوقات فراغت، به عبادت ميپردازد و پدر هم ذكري را تعليم ميدهند، معلوم است پدر و دختر حرف هم را ميفهمند و لذا الگويي است براي شرايط زن امروز كه زن شاغل بايد برنامهريزي صحيح داشته باشد تا از امر عبادت فروگذار نكند. براي شرايط آنچناني حضرت، ذكري را ياد ميدهد كه كميتش وقتگير نيست اما پرمحتواست.
و نيز بايد توجه داشت حضرت نقش خانگي را واگذار ميكند اما نقش مادري را خير. لذا به فرض تعارض نقشها كه اشتغال بحران درست ميكند. بايد بدانيم يك اولويت مسأله مادري است. خلأ بزرگ زندگي زنان ما كه به زنان شاغل هم اختصاص ندارد، تضعيف ارتباط با فرزندان از نظر كيفي و كمي است.
مسأله همسري هم بسيار بااهميت است كه اشتغال نبايد در تمكين و گردنگذاري زن نسبت به همسر خود اثر بگذارد. در آمار وارد شده كه در دنيا اشتغال باعث تسري بيماريهاي مردانه ناشي از كار به زنان شده است و اين مسأله هم ميتواند بخصوص وظيفه همسري را مورد لحاظ قرار دهد. پس بايد نسبت به نقشهاي خانوادگي، اولويتها را بشناسيم تا اشتغال به آنها لطمهاي وارد نكند.
نكته ديگر ارتباط اشتغال با تحصيل است. هر چه آمار تحصيل بالا برود، آمار اشتغال هم بالا ميرود.
بنابراين اگر ما به يك نظريه نرسيم، دچار بحران ميشويم. يك موقع ما در شرايط عادي هستيم مثل شرايط عصر نبوي كه اشتغال، مسأله نبود. دچار بحران نميشويم. حضرت هيچگاه شغل داشتن زني مثل زينب عطاره را تنقيض يا تقبيح نكرد. حضرت خديجه (س) نيز به صورت غيرمستقيم در ساماندهي امور تجاري دخالت داشتند.
البته در عصر حاضر بايد توجه داشت گرچه اشتغال زنان از لحاط شرعي ممنوع نيست، اما اشتغال زنان با ويژگيهاي روانشناختي خود زنان اصطكاك پيدا ميكند.
در متون جامعهشناختي دو امر در تغيير گرايش نگرش و منش زنان حتي از نظريهپردازيهاي فمنيستي هم مؤثرتر بوده است:
1. امكان كنترل مواليد
2. اشتغال زنان
مسأله ديگر كه نبايد از آن غفلت كرد اين است كه ثروت با قدرت مرتبط است. اگر سيستم فرهنگي، به سمت فردگرايي برود، پس بهطور طبيعي هرچه انسانها ثروت و قدرت بيشتري پيدا كنند، پيوندها و علاقههاي خانوادگي و اجتماعي در معرض خطر قرار ميگيرد. البته اين امر به معناي تقبيح مطلق ثروت و درآمدزايي نيست ولي ميتواند در كم كردن وابستگيها مؤثر باشد.
اشتغال همچنين موازنههاي مديريتي را در منزل تغيير ميدهد. لذا اشتغال صرفنظر از تعارض نقشها هم قابل توجه است. در نهايت وي به علل تعارض موجود اشاره كرد و گفت كه گاهي تعارض قهري است، اگر انسان براي خود وظايف و كارهاي بيشتري بسازد، خودبهخود بيشتر در تزاحم قرار ميگيرد. گاهي تعارض مزبور ناشي از عدم همكاري شوهر و ديگر اعضاي خانواده است و گاهي نيز برنامهريزي حكومتي در اين باره غلط است. زنان ما در فضاي مردانه اشتغال، مطابق قوانين كار مردانه به سر ميبرند و لذا اولويت مادري در مسايل حكومتي مربوط به اشتغال زنان كمتر لحاظ شده است.
در مرحله سوم سخنرانی، دکتر محمدصادق مهدوی بحث را موضوع «بررسي مشكلات زنان در امر اشتغال» دنبال كرد و گفت: مسأله اشتغال زنان حتي در غرب هم پر سروصدا بوده است.
جاي ترديد نيست كه خانمها هميشه در عرصههاي اقتصادي بسيار فعال بودهاند و در بعضي موقعيتها، نقش زنان از مردان نيز مهمتر بوده است؛ مثلاً در جوامع كوچنشيني كه محور زندگي، دامداري است، خانمها بسيار فعال عمل ميكردند اما در قبل از انقلاب صنعتي، ازدواج هم پاياپاي وجود داشته است. بله، زن هميشه فعال بوده اما قبل از انقلاب صنعتي، زن خيلي راحت بين مادري و اشتغال را جمع ميكرد. اما در حال حاضر خير و اين مغايرت زماني به وجود آمد كه محل كار از محل زندگي جدا شد و لذا يك نوع تعارض بين نقش مادري و اشتغال به وجود آمد.
و اما چگونه زنان به عرصه اشتغال كشيده شدند؟ در ابتداي قرن شانزدهم ميلادي كارخانهها تازه به راه افتاده بودند. نيروي مردان نياز به نيروي انساني را در اين كارخانهها كه به طور عمده نساجي بودند، برآورده نميكرد. از طرفي مهاجرت روستاييان هم به شهرها لطمههاي فراواني وارد كرد. پس چارهاي نبود جز اينكه زنان به كار گرفته شوند. در آن زمان ساعت كار روزانه، دوازده ساعت بود و بدين ترتيب اشتغال تمام وقت كه مستلزم غيبت طولاني زنان از خانه به عنوان نانآور بود، مقبوليت فرهنگي نداشت و لذا كشورهايي از جمله انگلستان با مخالفتهاي جدي فرهنگي به خصوص از سوي كليسا مواجه شد كه درخواست نمود اشتغال زنان ممنوع شود.
از همان زمان به بعد بود كه به اشتغال و پول درآوردن براي زنان بها داده شد و در عوض اعتبار مادري را كم كردند و در حالي كه هيچ كاري مهمتر از تربيت و پرورش يك انسان نيست، با پست جلوه دادن امور منزل، نسبت به تربيت انسانها بيرغبتي ايجاد شد.
يك تحقيق سوئدي نشان ميدهد خيلي از مشكلات فرهنگي جوامع، ناشي از اين است كه مادران براي بچهها وقت ندارند و اين در حالي است كه زن كانون خانواده است و مشكلاتي از قبيل سيگاري بودن شصت درصد از نوجوانان زير چهارده سال، ناشي از غيبت مادر در منزل است. البته بايد اعتراف كرد زنان در طول تاريخ ضربههاي زيادي خوردهاند كه به باورهاي غلط ما مربوط است نه دين.
نكته مهم اين است كه تمايلات فمنيستي افراطي ضدديني در دختران ما به شدت روبه رشد است كه در نهايت منجر شده به يك مخالفت بيمنطق در برابر مردان و ميل به مجرد ماندن كه البته لطمههاي جدي خواهد زد.
القائات غلط در جامعه ما، باعث شده دختران ما كه نسبت به اسلام تسلط كافي ندارند، شبهات ديگران را بپذيرند و مشكلات مصنوعي و غيرواقعي به وجود آيد در حالي كه اينها اصلاً مشكلات نيستند و لذا ما نبايد اجازه دهيم بيگانگان براي ما مسأله طرح كنند.
نكات مهم ميزگرد پاياني:
1. براي اداره امور يك خانواده به نحو مطلوب بايد تقسيم كار صورت بگيرد. اختلاط نقشها در يك ساختار به نقش و كاركرد اصلي آن ساختار لطمه ميزند.
2. در هر مجموعهاي سلسله مراتبي از نقشها به وجود ميآيد و بايد نقش برتر مشخص شود.
3. اين برتري امري نسبي است نه مطلق.
4. برتري به نقش است نه خود فرد.
5. ملاك برتري در اسلام ايمان و تقواست كه دستيابي به آن براي زن و مرد ممكن است.