زن و خانواده در باز خوانی سیره پیامبر (ص)
اندیشه محمد رضا زیبایی نژاد
در سال پیامبر اعظم (ص) مناسب دیده شده تا نگاهی به ادبیات دفاع از حقوق و شخصیت زن و حمایت از خانواده در سنت نبوی داشته باشیم.
مقاله حاضر صرفاً به محتوای روایات پیامبر اکرم (ص) پرداخته است، اما می توان آن را مستند سازی بخش عمده بیانیه تحلیلی دفتر مطالعات زنان به مناسبت روز زن (که در همین شماره از نشریه آمده است)، نیز دانست.
ملاحظه سیمای زن در آثار پیامبر (ص) و توجه به تحولاتی که اسلام در شخصیت و جایگاه زن ایجاد کرده است، می تواند به منظور دستیابی به میزانی که زن امروز و خانواده کنونی برای اصلاح و بازنگری در حرکت خویش بدان نیازمند است، انجام شود و با تبیین آرمان ها، تحولات عصر حاضر در معرض تحلیل آسیب شناسانه قرار گیرد و الگوی شخصیت زن مسلمان و خانواده اسلامی بر محوریت سیره آن اسوه حسنه تنظیم گردد. از ملاحظه اجمالی سیره پیامبر (ص) می توان دریافت که سیاست حضرتش در حمایت از شخصیت و حقوق زنان بر چند محور استوار بوده است:
1- تغییر نگرش ها در فرهنگ جاهلی
چنان که بسیار شنیده ایم، زن از ابتدا در دامن رنج و تحقیر پرورش می یافت. خبر تولد دختر، سرشکستگی و خشم پدر را به دنبال داشت «و آن گاه که به یکی از آنان مژده دختر داده می شد چهره اش از شدت خشم سیاه می شد، از میان طایفه خویش، به دلیل این خبر بد، فاصله می گرفت و اندیشه می نمود که این دختر را با سرشکستگی و خفت نزد خود نگهداری یا در خاک مدفونش نماید؟»(1)فشار تحقیر بر زن، آن گاه کاستی می گرفت که به سوژه ذهنی جوانان هوسباز تبدیل می شد، به متون تغزّلی شاعران جزیرة العرب راه می یافت(2) و یا پسرانی برای خاندان شوهر به ارمغان می آورد. دختر عصر جاهلی در انتخاب همسر اختیاری نداشت و از مهریه نصیبی نمی گرفت و پس از مرگ شوهر گاه در زمره اموال وی به ارث می رسید.(3) جالب آنکه در همین فرهنگ، مهم ترین بت های جزیرة - لات و منات و عزی- دختران خدا و فرشتگان نیز مؤنث بودند.(4) در چنین شرایطی پیامبر اکرم (ص) در دفاع از شخصیت زن، سیاستی را در پیش گرفت که از یک سو مبتنی بر نقد صریح سنت های پیشین است که در حمایتی چون«تمام آثار جاهلیت را زیر پا می نهم»(5)و در نقد مصداقی سنت هایی چون عدم اختیار دختر در ازدواج و عدم بر خورداری از ارث ظاهر می شود و از سوی دیگر بر تبیین دیدگاه اثباتی اسلام در مورد جایگاه و حقوق زن استوار است. با مطالعه همزمان قرآن کریم، سنت نبوی و تاریخ عصر جاهلیت و صدر اسلام می توان به این باور ارزشمند رسید که استراتژی پیامبر (ص) در موضوع زن، دفاع فعال و از سر اعتقاد است نه حرکتی انتقالی و اقداماتی از سر ناچاری. مشاهده فرهنگ مسلط زن ستیز در زمان ظهور اسلام که گاه در عکس العمل های منفی برخی صحابه در برابر اقدامات اصلاح گرانه رسول خدا (ص) در اصلاح نگرش ها با چه مشکلاتی مواجه بود و با چه اطمینانی به پیش می رفت. پیامبر اکرم (ص) به منظور تغییر نگرش ها چند اقدام مهم انجام داده است:
1-1. همتا دانستن زن و مرد
برابر دانستن زن و مرد در انسانیت و در دستیابی به قله های کمال معنوی از اصول نگرش اسلام است که هم قرآن کریم(6)و هم پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت به آن اهتمام داشته اند. با توجه به فضای فرهنگی حاکم بر جزیرة العرب ابلاغ آیات الهی توسط پیامبر اکرم (ص) که یکسان به زن و مرد وعده بهشت می دهد و آنان را در اصلاح جامعه اسلامی در قالب امر به معروف و نهی از منکر، اقامه نماز، اعطای زکات و پذیرش سر پرستی خدا و رسول (ص) مسئول می شمارد.(7) و بر ایمان و تسلیم، صداقت، صبر، خشوع، روزه، حفظ عفت زن و مرد اجر عظیم و مغفرت الهی را در نظر می گیرد.(8) و بر ایذاء زنان مؤمن و افتراء به آنان سخت می گیرد(9) و پیامبر را به استغفار برای زنان و مردان مؤمن فرا می خواند(10) و توبه آنان را می پذیرد(11) و بیعت آنان را سفارش می کند(12) نشان از نگرش اسلام به شخصیت زن و تحولی است که پیامبر اکرم (ص) در انجام آن مسئولیت یافته است. ترسیم چهره زنان مؤمن در قیامت که نور اعمالشان پیشاپیش آنان را روشن نموده است.(13) و معرفی آسیه همسر فرعون و مریم دختر عمران به عنوان ضرب المثلی برای مرد و زن مؤمن (14) نشانگر آن است که در فرهنگ نبوی زن می تواند با عملکرد خویش چراغی فراراه مردان مؤمن نیز باشد. به علاوه به صراحت از پیامبر اکرم (ص) سخنانی درباره برابری زن و مرد نقل شده است: «زن و مرد همسان یکدیگرند(15)
2-1. تشویق به پرورش و حمایت از دختران
از آنجا که فرهنگ جاهلی، دختر را به دلیل آنکه برای طایفه پدری جز زحمت نگهداری، فایده ای نداشت و لذت جنسی و فرزند را به دیگران تقدیم می نمود، فرو دست تراز پسر وسزاوار تحقیر می دانست، شیوه پیامبر آن بود که هم عواطف پدران را به سمت دختران جلب و آثار مثبت آنان را در متن زندگی ترسیم نماید، هم نگهداری آنان را عملی صالح و مستحق پاداش معنوی بداند و هم با بیان رزّاقیت خداوند، احساس سنگینی در نکهداری آنان را بر طرف کند. از این رو فرموده است: « دختران را ناپسند ندارید که آنان مونس شمایند.(16) چه خوبند، فرزندان دختر اهل مدارا و نیکی، کمک کننده، انس گیرنده، با خیر و برکت، و اهل پاکیزگی اند.(17) دختر گلی است که می بویید و روزی وی نیز بر عهده خداوند است.(18) هر مسلمانی که رنج پرورش دختران را بر خود هموار نماید و به آنان نیکی کند، این دختران محافظ وی از آتش خواهند بود.(19) بهترین شما کسی است که با همسران و دختران خود نیکی کردارتر باشد.(20) شخصی در نزد پیامبر (ص) بود که به وی خبر دادند صاحب فرزندی شده است. چهره مرد برآشفت. پیامبر (ص) به وی فرمود: چه شده است؟ گفت: خبر یافتم که صاحب دختری شده ام. پیامبر (ص) فرمود: زمین سنگینی اش را می کشد و آسمان سایه بان اوست و خداوند روزیش خواهد داد و او گلی است که آن را می بویی(21)خداوند متعال بر دختران بیش از پسران دلسوز است و هیچ مردی نیست که زنی را،که بین او و آن زن حرمتی برقرار است، شاد گرداند مگر آنکه خداوند روز قیامت خشنودش خواهد نمود.(22)
3-1. مقابله با سنت دختر کشی و توصیه به اکرام زنان و دختران
پیامبر اکرم (ص) همپای قرآن کریم این سنت جاهلانه را تقبیح کرده است. روزی که قیص بن عاصم در محضر پیامبر (ص) خاطره زنده به گور کردن دخترش را بیان می نمود، چشمان حضرتش پر از اشک شد و فرمود: « این یک عمل سنگدلانه است و ملتی که رحم و عطوفت نداشته باشند، مشمول رحمت الهی نمی شوند.(23) همچنین در جای دیگر فرمود: « کسی که دختری داشته باشد و او را زنده به گور نکند، خوار نسازد و پسر را بر او ترجیح ندهند، خدا او را به بهشت خواهد برد.(24) از سوی دیگر توصیه های متعددی از رسول خدا (ص) در حسن سلوک نسبت به زنان و دختران رسیده است که تو هم حاشیه نشینی و فرو دستی آنان را از بین می برد.« بهترین شما کسانی اند که خیرشان در حق زنانشان بیشتر است.(25) زنان را جز شخص کریم تکریم نمی کند و جز شخص پست اهانت روا نمی دارد.(26) در بخشش میان فرزندانتان رعایت مساوات نمایید چون اگر می خواستم کسی را ترجیح دهم زنان را ترجیح می دادم.(27) جبرئیل پیوسته مرا به زنان سفارش می نمود تا آنکه گمان کردم که بر شوهرش جایز نیست به وی اف بگوید.»(28)
4-1. انتساب خود به زنان
پیامبر اکرم (ص) خود را فرزند زنان معرفی کرده و فرمود: « من فرزند زنان معرفی کرده و فرموده است:« من فرزند عاتکه ها هستم من فرزند فاطمه ها هستم(29) منظور حضرتش آن است که در سلسلۀ مادران من اشخاصی با نام عاتکه و فاطمه یافت می شوند. نام بردن از زنان، در مقام معرفی برترین شخصیت جهان، گویای جایگاه زن در نگاه اسلام است.
5-1. توجه به شخصیت های ویژه
سخنان گهرباری که در توصیف جایگاه سرور زنان، فاطمه زهرا (س) و خدیجه کبری (س) وارد شده است به خوبی نشان می دهد که زن می تواند به بالاترین مرتبه انقطاع الی الله رسد، حجاب های ظلمانی و نورانی را در نوردد و به معدن عظمت الهی وصل گردد. انتخاب فاطمه (س) به منظور مباهله(30)، با وجود حضور مدعیان و پیش کسوتان و تعیین وی به عنوان عنصر محوری در میان اصحاب کساء که خداوند آیه تطهیر را در شأن آنان نازل نمود(31) به خوبی بیانگر جایگاه زن در سیره نبوی است. بالاتر آنکه پیامبر (ص) در شأن فاطمه (س) و دیگر اصحاب کساء فرمود: « من با دشمنان شما دشمن و با آن کس که با شما مسالمت نماید خوش رفتارم.(32) حضرتش به خدیجه (س) نیز عنایتی خاص داشت و پس از مرگش پیوسته به یاد وی بود تا آنجا که تعجب و حساسیت عایشه را برانگیخت(33) و در پاسخ به اعتراض وی فرمود: «... او زمانی به من ایمان آورد که تمام مردم در کفر و شرک به سر می بردند؛ او اموال و ثروت خود را در سخت ترین شرایط در اختیار من قرار داد.»
6-1. بیعت با زنان
در بیعت عقبه که قبل از هجرت انجام گرفت در میان هفتاد نفری که با پیامبر بیعت کردند سه نفر زن نیز حضور داشتند. در هنگام فتح مکه نیز با راهنمایی آیات الهی پیامبر به طور رسمی از زنان بیعت گرفت. نکته جالب در« بیعت نساء آنست که با وجود آنکه بیعت به معتای تعهد به همکاری و فرمانبری از حاکم اسلامی است، که علی الأصول ماهیتی سیاسی دارد، در مورد زنان بیشتر رنگ و بوی اخلاقی و خانوادگی به خود گرفته است. گویا از مهم ترین وظایف اجتماعی زنان حفظ عفاف و تقویت خانواده است. در این بیعت زنان متعهد شده اند که برای خدا شریک قرار ندهند، دزدی نکنند، به زنا نزدیک نشوند، فرزندان خود را نکشند، فرزندانی را که از دیگران است به شوهران خود نسبت ندهند و در کار های خیر با پیامبر مخالف نکنند.(34) در جامعه ای که زن را در زمره کالا به حساب می آورند سخن گفتن از بیعت زنان در کتاب آسمانی و اقدام عملی پیامبر (ص) به گرفتن بیعت، انقلابی فرهنگی به حساب می آمد.
7-1. پرورش زنان اسوه
بهترین اقدام پیامبر اکرم (ص) و رهبران اسلامی به منظور دفاع از شخصیت زن و اثبات شایستگی های آنان، پرورش زنانی است که می توان تجسم نگاه اسلام به شخصیت زن باشند. آن گاه که فاطمه (س) در روزگار قطعی هر جنبش و کوششی به تنهایی به پا می خیزد، افشاگری می کند و با به کارگیری کارآمد ترین شیوه مبارزه سیاسی، با توصیه به دفن شبانه، پرونده مظلومیت اهل بیت را تا پایان تاریخ مفتوح نگه می دارد، آن گاه که فاطمه (س) ارزش توجه به حفظ معارف و علوم وحیانی را معادل جان دو فرزند عزیزش می شمارد و تأیید کننده دین جدید می گردد و توان اقتصادی خود را در این راه به کار می گیرد. آن گاه که زینب کبری (س) آموخته های خود در مکتب نبوی را در مبارزه ای تاریخی با جرأتی مثال زدنی در رسوایی کاخ ستم به کار می بندد، چنان ترسیمی از حضور اجتماعی، فرهنگی و سیاسی زن در صحیفه تاریخ ترسیم می گردد که می تواند تا آخر الزمان چراغی پیش روی زنان مسلمان باشد. صدها زن راوی حدیث، فقیه، عارف، متکلم، معلم و انسان ساز در طول قرن هایی که با وجود تسلط سنت های غلط مجالی اندک برای وجود یافته اند نشان می دهد که با اصلاح فرهنگ ها بر اساس سیره نبوی می توان به پرورش زنانی که پای از دایره خود، مکان خود و زمان خود فراتر نهاده و به تحولات تاریخی می اندیشند، امیدوار بود. تحول شخصیت زن در پرتو سیره نبوی مسئله ای نیست که بر اهل تحقیق، چه مسلمان و چه غیر مسلمان، پوشیده باشد؛ چنانکه ویل دورانت می نویسد: «... زن و مرد را از لحاظ تشریفات قضایی و استقلال مالی برابر کرد؛ به زن حق داد به هر کار مجازی اشتغال ورزد، مال و منفعت خود را نگاه دارد، ارث ببرد و به هر صورت که مایل است در مال خود تصرف کند ( نساء / 4 و 34). این عادت اعراب جاهلیت را که زن چون اثاث پدر به پسر می رسید باطل کرد. سهم ارث زن را یک نیمه سهم مرد قرارداد و شوهر دادن زن را بی رضای او منع کرد... همیشه زنان را محترم می داشت و نسبت به آنها و همه زنان مسلمان احساسات شایسته داشت.(35)
2- ترسیم هویت زنانه
جای تردید نیست که اسلام، ضمن حمایت از جایگاه و شخصیت انسانی زن، میان زن و مرد از ناحیه استعداد های طبیعی، مسئولیت ها و نقش ها و حقوق مشابهت قائل نشده است. تدبیر حکیمانه الهی دو مدار مختلف برای حرکت آن دو تنظیم کرده و ظرفیت های وجودی هر یک را متناسب با کارکرد های مورد انتظار مقرر و هماهنگی کامل میان تکوین و تشریع بر قرار کرده است. به منظور کارآیی هر چه بیشتر زن و مرد در ایفای نقش های جنسیتی چند سیاست مورد توجه قرار گرفته است:
1-2. تبیین نقش های جنسیتی و اهمیت آن
مهم ترین نقش های جنسیتی تصویر شده برای زنان، همسری و مادری است؛ چنانکه ایفای نقش سر پرستی اجتماع و خانواده و ایجاد امنیت اجتماعی از جمله نقش هایی است که از مردان مورد انتظار است. در تقسیم نقش ها گویا چنین مورد نظر بوده است که وجهه اصلی همت زن، خانه و خانواده باشد. تقاضای علی (ع) و فاطمه (س) از پیامبر اکرم (ص) به منظور تقسیم بندی فعالیت ها و احاله کارهای درون خانه به فاطمه (س) و فعالیت های بیرون خانه به علی (ع)(36) نشانگر تفکیک جنسیتی فعالیت هاست. در میان نقش های ویژه زنانه بر هیچ یک به اندازه همسری تأکید نشده است. ایفای صحیح این نقش، پس از ازدواج، هم لازم است و هم به مثابه جهاد در راه خداوند مهم و ارزشمند. در این رابطه پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار همسر داری نیکو و صبر بر مشکلات آن را جهاد زنان و معادل بذل مال و جان در جهاد مردان دانسته(37) همسر شایسته را بهترین دستاوردهای مرد مسلمان خوانده و صفات این زنان را بر شمرده اند. کلمات پیامبر اکرم (ص) نشانگر اهمیت موضوع است: «جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است.(38)
« تلاش هایی که هریک از شما زنان در خانه انجام می دهید، انشاءالله، با جهاد مجاهدان برابری می کند.(39) هیچ شخصی پس از بهره مندی از اسلام، بهره ای ارزشمند تر از همسر مسلمانی که چون به وی نظر افکند مسرورش نماید و چون از وی در خواستی کند اجابتش نماید و چون از نزد وی غائب گردد نفس خود و مال همسرش را محافظت نماید، دریافت نکرده است.(40) شخصی به پیامبر اکرم (ص) فرمود: مرا همسری است که چون بر وی وارد می شوم به استقبالم می شتابد و چون خارج می شوم مشایعتم می کند و آن گاه که مرا غم زده ببیند می گوید: چه چیز تو را غمگین ساخته است؟ اگر در غم معاش هستی دیگری (خداوند) تو را کفالت کرده است و اگر در غم آخرت هستی خداوند همّ و غمّ تو را بر آخرت بیشتر کند، پیامبر(ص) فرمود: خداوند را کارگزارانی است و همسر تو از جمله کارگزاران خداست که نیمی از پاداش شهید برای وی در نظر گرفته شده است.(41)
مادری، دیگر نقش والای زنانه است که گرچه ایفای آن واجب شمرده نشده اما بهترین انتخاب زنانه است. آموزه های اسلامی بر انجام اعمال مادرانه از زمان انعقاد نطفه تا وضع حمل و بر حضانت و رضاع و پرورش پاداشهای بیشماری مقرر شده است. چنانکه رسول خدا(ص) می فرماید: « بهشت زیر قدم مادران است.(42) زمانی که زن، باردار می شود به منزله روزه داری است که در محضر خدا به پا خواسته و با جان و دل به جهاد در راه خدا رفته است. هنگامی که وضع حمل کند، چنان پاداش بزرگی برایش مقرر شده است که هیج کس نمی داند چه مقدار است و هنگامی که فرزند خود را شیر دهد، به ازای هر مکیدنی، معادل آزاد کردن بنده ای از فرزندان اسماعیل(ع) پاداش می گیرد و چون از رضاع فرزندش آسوده شود، فرشته ای بر پهلوی وی می زند و می گوید: اعمال خود را از سر گیر(دوباره آغاز کن) که آمرزیده شده ای.(43)
2-2. توصیه به حسن ایفای نقش
متناسب با اهمیت هر نقش و میزان تأثیرگذاری آن در سازندگی فرد، خانواده و اجتماع، حساسیت نسبت به چگونگی انجام آن نیز بیشتر می شود. از اینجاست که می توان به وجه حساسیت دین در رابطه با ایفای نقش های مردانه در قالب سرپرستی جامعه و خانواده و نقش های همسری و مادری زنان پی برد. آموزه های دینی گاه در قالب توصیف ویژگی مردان و زنانی که مسئولیت های ویژه خود را خوب و یا بد ایفا می کنند و گاه در قالب توصیه های مستقیم، به ترسیم وظایف زن و مرد برای ایفای هر چه بهتر نقش ها پرداخته اند. چنانکه از احادیث نبوی زیر می توان مسئولیت سر پرست خانواده و چگونگی ایفای صحیح این نقش را دریافت: « حق زن بر شوهر آن است که غذای وی را تأمین کند، پوشاک مورد نیازش را تهیه نماید، بر صورتش ننوازد، برایش ترش رویی نکند و به بهانه قهر، خانه را ترک نکند.(44) بهترین شما غیورانی هستند که بدون آنکه مرتکب گناه شوند از طایفه خود دفاع می کنند.(45)
بهترین اقدام پیامبر اکرم (ص) و رهبران اسلامی به منظور دفاع از شخصیت زن و اثبات شایستگی های آنان، پرورش زنانی است که می توانند تجسم نگاه اسلام به شخصیت زن باشند.
« بهترین سرپرست خانواده در پیش خداوند کسانی اند که نفعشان بر افراد تحت تکفل بیشتر باشد.(46)
« بر فرزندان خود سلام کنید که آنها پیشاهنگان شمایند.(47) عفت پیشه سازید تا زمان شما هم چنین کنند و به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان نیز به شما نیکی کنند.(48)
بهترین سر پرست خانواده در پیش خداوند کسانی اند که نفعشان بر افراد تحت تکفل بیشتر باشد.
« اگر مرد، فرزندش را به خوبی ادب آموزد بهتر از آن است که صدقه دهد.(49) هزینه ای را که برای اطعام همسر و فرزندت می پردازی پاداشی چون صدقه دارد.(50) از نشانه های فهم مرد آن است که معیشت خود را سامان بخشد و نباید گمان کرد که به دنبال هزینه زندگی روان شدن نشانه دنیا دوستی است.(51) حق فرزند بر پدر آن است که نام نیک بر وی نهد و به خوبی تربیت نماید و او را در جایگاه شایسته ای نشاند.(52) حق فرزند بر پدر آن است که وی را سواد آموزد، شنا و تیر اندازی یاد دهد، مگر از رزق پاک به وی نخوراند و پس از بلوغ زمینه ساز ازدواجش گردد.(53) احادیث بسیاری نیز ناظر به مسئولیت همسری و مادری از پیامبر (ص) وارد شده است: « بهترین همسران شما کسانی اند که فرزند آور، با محبت، با عفت، در میان طایفه خود عزیز و محترم و در برابر همسر، متواضع و در مقابل شوهر، اهل آراستگی و در مقابل دیگران خود نگهدار، در برابر همسر، دارای گوش شنوا و پذیرنده و هنگامی که با شوهر خود خلوت کنند آنچه در خواست کند اجابت می کنند.(54) بهترین زنان شما کسی است که خوش بو و خوش پخت باشد آن گاه که انفاق کند پسندیده انفاق کند و آن گاه که امساک کند پسندیده امساک نماید. چنین همسرانی کارگزار خدایند که ناامید و پشیمان نمی شوند.(55) هیچ مؤمنی، پس از تقوای الهی، بهره ای بالاتر از داشتن همسری صالح که هر گاه به وی فرمان دهد بپذیرد و اگر به وی نظر کند مسرورش کند و اگر بر وی قسم خورد قسمش را رعایت کند و اگر از نزد وی غائب گردد در نفس خود و مال همسر خیر خواهانه عمل کند، نیست.(56) خدا لعنت کند زنانی را که تأخیر اندازه اند؛ شوهرانشان آنها را به بستر خود فرا می خوانند و آنان آن قدر تأخیر می اندازند که خواب بر چشم شوهرانشان غلبه می کند.(57) بهترین زنان شما کسانی اند که فرزند آور، همیار و هماهنگ با همسر و خدا ترس باشند و بدترین زنان شما آنانند که برای دیگران خود آرایی و در مقابل همسر خود تکبر می کنند و اینان در زمره منافقان اند.(58) دلی سپاس گزار و زبانی مشغول به ذکر خدا و همسری شایسته که تو را بر دین و دنیا یاری کند بهتر از آن چیزی است که مردم اندوخته اند.(59)
3-2. حمایت از نقش
هر نظام فکری و دستگاه مدیریتی که نقش هایی را واجد اهمیت شناخت و انتظار داشت، که نقش های مورد نظر به خوبی انجام شود، به ناچار باید حمایت از نقش ها را، چه در قالب روش های پرورشی برای کارآمد سازی گروهی که انتظار ایفای نقش از آنان است، چه در قالب توصیه های اخلاقی و روش های تربیتی برای حمایت دیگران از آنان و چه در قالب تنظیم مکانیزم های حقوقی، پیش بینی کند. این مهم در موضوع نقش های جنسیتی و در آموزه های دینی به خوبی مورد توجه قرار گرفته است. به عنوان مثال اهمیت نقش مادری که ترکیبی از حضانت، انتقال ارزش های اخلاقی و آداب زندگی به نسل آینده و پرورش عاطفی و شخصیتی آنان است، نیازمند آسودگی خاطر از نظر اقتصادی، نیازمند تکریم و ارضای عاطفی مادری است که مسئول پرورش عاطفی فرزند را بر عهده دارد. در اینجا علاوه بر تعبیه مکانیزم حقوقی به منظور حمایت اقتصادی از مادری، آموزه های اخلاقی نیز به کمک آمده اند تا هم مادر را به خطیر بودن موقعیت خود آگاه سازند و هم مادری را به کانون جلب نگاه ها و حمایت ها تبدیل نمایند. کلمات پیامبر اکرم (ص) به وضوح ترسیم کننده آن است که والدین به ویژه مادر نقطه مرکزی در حمایت های عاطفی اند. «روزی خواهر رضاعی پیامبر (ص) به نزد ایشان آمد. چون او را دیدند مسرور شدند، عبای خود را زیر پایش گستردند و او را بر آن نشاندند. با وی سخن گفتند و بر چهره اش لبخند زدند. پس از وی برادرآن زن نزد پیامبر آمد اما به گرمی دیدار با خواهر با وی رفتار نکردند. به پیامبر گفته شد: چرا با او، با آنکه مرد بود، به گرمی خواهر رفتار نکردید؟ فرمودند: چون آن زن نسبت به پدر و مادر خوش رفتارتر از برادرش بود.(60) به پیامبر (ص) گفته شد: حق پدر بر فرزند چیست؟ فرمود: او را به نام نخواند، پیشاپیش وی راه نرود، قبل از او ننشیند و به گونه ای رفتار نکند که سبب دشنام و لعت پدر شود.(61)
کسی که ازدواج را به خاطر ترس از تنگدستی ترک کند به خداوند سؤ ظن نموده است چرا که خداوند می گوید: اگر فقیر باشند از فضل خود بی نیازشان خواهم نمود.
هر کس که بر بدخلقی همسرش، به خاطر خدا، صبر پیشه نماید، خداوند به ازای هر موردی که در آن صبر پیشه سازد ثوابی معادل ثواب ایوب (ع) بر بلاد های خود، اعطا نمود.
« از عقوق و عصیان والدین بپرهیزید که بوی بهشت به فاصله مسیر هزار ساله استشمام می شود اما کسی که پدر و مادر را از خود ناراضی کند بوی آن را استشمام نخواهد کرد.(62) شخصی به پیامبر اکرم «شخصی به پیامبر اکرم (ص) گفت: به چه کسی نیکی کنم؟ فرمود: به مادرت. گفت: پس از آن؟ فرمود: مادرت. گفت: پس از آن؟ فرمود: پدرت(63) شخصی نزد پیامبر آمد و گفت: من در عصر جاهلیت دختری داشتم که چون به بلوغ رسید وی را زنده به گور کردم. در آخرین لحظه ها ملتمسانه به من می گفت: « پدر عزیزم»! حال چگونه می توانم این گناه را جبران کنم؟ پیامبر (ص) فرمود: آیا مادرت زنده است؟ گفت نه. فرمود: خاله ات نیکی کن که چون مادر است، تا خداوند هم از گناهت صرف نظر کند.(64) هیچ شخصی نیست که با نگاهی مرحمت آمیز به والدینش نگاه کند مگر آنکه خداوند در مقابل آن، پاداش حج مقبول به وی عنایت می کند.(65) ملعون باد کسی که به پدر و مادرش دشنام دهد.(66) از سوی دیگر اهمیت نقش همسری و نیاز زن به بر خورداری از آرامش روانی، مدارا و حمایت اقتصادی سبب شده است که هم به شکل حقوقی مکانیزم حمایتی از آنان در نظر گرفته شود و هم در قالب توصیه های اخلاقی. در اینجا علاوه بر آیات قرآنی که شیوه سلوک با همسر را در قالب عباراتی چون « عاشروهنّ بالمعروف(67) بیان می کند، کلمات پیامبر اکرم (ص) نیز به بیان توصیه های حمایتی به شکل عام و خاص پرداخته اند. در اینجا نیز سیاست پیامبر آن است که با زدن رنگ خدایی به حمایت ها هم میان زندگی زمینی و سیر تکاملی معنوی بشر پیوندی بر قرار کنند و هم سر پرست خانواده را به حمایت بیشتر از همسر تشویق نمایند: « تو هرگز به خاطر رضایت خداوند انفاق نمی کنی مگر آنکه در مقابل آن مأجور هستی، حتی آنچه را که برای همسرت هزینه می کنی.(68)
« کسی که خدائند به وی گشایش اقتصادی دهد و او بر عائله اش سخت گیری کند از ما نیست.(69) به پیامبر خدا خبر داده شد که شخصی هنگام مرگ تمام دارایی خود را بخشیده و چیزی برای بچه های صغیرش باقی نگذاشته است. فرمود: اگر قبلاً به من خبر می دادید نمی گذاشتم در میان مسلمانان دفنش کنید. چون بچه های خردسالش را محتاج به مردم رها کرده است.(70) ملعون است ملعون؛ کسی که نسب به عائله خود اهمال پیشه کند.(71) جبرئیل چنان در حق زن مرا توصیه نمود که پنداشتم سزاوار نیست طلاق همسر مگر انکه فاحشه ای آشکار از وی سرزند.(72) حق زن بر مرد آن است که پوشاک و غذای وی را تأمین کند و و اگر خطایی از همسرش سر زد وی را ببخشد.(73) هر کس که در مورد مهریه به همسرش ظلم روا دارد، در نزد خداوند زناکار به حساب می آید. خداوند در روز جزا به وی خواهد گفت: ای بنده من کنیز خود را به ازدواج با تو، بر اساس عهدی که با تو استوار کرده بودم، ( پیمان ازدواج) در آوردم اما تو به پیمان من وفا نکردی و در حق کنیزم ستم روا داشتی. پس به اندازه حق زن از حسنات وی کاسته و به زن داده می شود و اگر هیچ حسنه ای برای مرد نمانده باشد به دلیل پیمان شکنی به دوزخ افکنده می شود.(74) از آنجا که خانواده به عنوان مهمترین بناء مورد اهتمام قرار می گیرد و نیاز به هماهنگی به عنوان پیش شرط کارآمدی شمرده می شود، نقش سر پرستی خانواده حساس تلقی می شود و اعضای آن به ویژه همسر، موظف به هماهنگی با وی و بزرگداشت جایگاه او خواهد بود؛ بنابراین حمایت از جایگاه سر پرست خانواده در حقیقت توصیه به تحکیم و کار آمدی خانواده است نه حمایت از شخص حقیقی. در این رابطه پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: « شوهر در پیشگاه زن منزلتی دارد که هیچ چیز جایگاهی ندارد.(75) زنی نزد پیامبر آمد و عرضه داشت: ای رسول خدا (ص) حق شوهر بر زن چیست؟ فرمود: آن است که او را موافقت نماید و نافرمانی نکند و از خانه او مگر با رضایتش چیزی نبخشد و بدون رضایت همسرش روزه مستحبی نگیرد و او را از نفس خویش ممانعت نکند، اگر چه در شرایطی دشوار باشد و از خانه بدون رضایتش بیرون نرود که اگر چنین کند فرشتگان آسمان و زمین و ملائکه غضب و رحمت او را تا زمانی که به خانه باز گردد لعنت خواهند کرد.(76)
در اینجا توجه به دو نکته حائز اهمیت است. اول آنکه؛ همواره حمایت ها متناسب با اهمیت جایگاه و ماهیت و کیفیت انتظارات است، به همین دلیل حمایت از سرپرست خانواده بیشتر در قالب توصیه به هماهنگی با وی و کمک به توانمند سازی اوست و حمایت از مادری بیشتر در قالب حمایت های عاطفی، دو آنکه؛ گر چه مهم ترین عرصه نمود تفکیک نقش ها، حوزه روابط خانوادگی است اما نباید این مهم به معنای نادیده گرفته شدن تفکیک نقش ها در حوزه روابط اجتماعی تلقی شود. از این رو برخی آموزه های به تبیین تفاوت نقش ها در حیات اجتماعی پرداخته اند که عدم وجوب جهاد و شرکت در نماز های جمعه بر زنان و عدم ایفای نقش رهبری و قضاوت(77)از آن جمله است.
3- حمایت از خانواده
در آموزه های دینی، هم به اهمیت تشکیل، استحکام و کارآمدی خانواده بر می خوریم و هم به جایگاه و نقش ویژه زن در حیات خانوادگی. در ارتباط با خانواده کلمات پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) را در چند محور مورد توجه قرار می دهیم.
1-3- تشکیل خانواده
در اینجا، هم به اهمیت ازدواج و تشکیل خانواده توجه شده و هم مکانیزم هایی برای حمایت از تشکیل خانواده پیش بینی شده است. آنچه از بررسی این سخنان به دست می آید آنست که تدابیر اتخاذ شده از یک سو به منظور اصلاحات فرهنگی در قالب بیان اهمیت ازدواج، نفی تک زیستی و عزوبت، تقویت ایمان به حمایت الهی و افزایش امید به آینده و کم کردن نگرانی های اقتصادی جوانان دنبال می شود، از سوی دیگر خانواده ها و اولیای امور به زمینه سازی ازدواج جوانان فراخوانده می شوند و بالاخره از دیگر سو بر آسان سازی ازدواج تأکید می گردد: « در اسلام هیچ بنیانی در نزد خداوند دوست داشتنی تر از تزویج نیست.(78) هر کس که دوست دارد خداوند را در حالی که پاک و مطهر است ملاقات کند باید در حالی که زوجی اختیار کرده است به ملاقات خداوند بشتابد.(79) کسی که ازدواج را به خاطر ترس از تنگدستی ترک کند به خداوند سؤظن نموده است چرا که خداوند می گوید: اگر فقیر باشند از فضل خود بی نیازشان خواهم نمود(80) خانواده تشکیل دهید که موجب افزایش روزی است.(81) سه گروهند که حمایت از آنان بر عهده خداست و یکی از آن سه کسی است که به خاطر عفت ( دوری از گناه) ازدواج می کند.(82) هر کس که اقدامی در پیوند ازدواج دو نفر انجام دهد خداوند هزار تن از حوریان بهشت را، که هر کدام در قصری از درّ و یاقوت ساکنند، به ازدواج وی در خواهد آورد.(83) هر گاه کسی که از اخلاق و دینش رضایت دارید برای ازدواج به درگاهتان آمد به وی همسر دهید و گرنه (سخت گیری در ازدواج) سبب فتنه و فسادی بزرگ در زمین خواهد شد.(84) بهترین ازدواج ها کم مؤنه ترین آنهاست(85) بهترین زنان آنست که مهریه اش سبک تر باشد.(86) تنها در یک مورد است که گروهی از زنان به خاطر ازدواج نکردن تشویق شده اند که آن هم باز به اهمیت حفظ خانواده بازگشت می کند:« سه گروهند که در روز قیامت، روزی که هیچ سایه ای جز سایه الهی نیست در سایه عرش خدا آرام می گیرند. یکی از آن سه زنی است که شوهرش از دنیا رفته و یتیمانی صغیر برایش باقی گذاشته است و آن زن می گوید: به خاطر یتیمانم ازدواج نمی کنم مگر آنکه بمیرند و یا آنکه بمیرند و یا آنکه خداوند آنان را بی نیاز سازد.(87)
2-3- استحکام خانواده
می توان چنین برداشت نمود که همت دین آنست که در روابط زناشویی پیوسته نشاط بر قرار باشد، حتی الامکان خانواده با طلاق گسسته نشود و در صورت وقوع طلاق، پیامد های آن به حداقل برسد. تأکید آموزه های اسلامی بر توجه به دو ویژگی حسن خلق و دین داری به ویژه در ناحیه شوهر می تواند این اثر مهم را در پی داشته باشد که هم روابط خانوادگی مبتنی بر مدارا و گذشت پایه ریزی شود و هم ترس از خداوند به مثابه کنترل کننده ای قوی در عرصه خصوصی عمل نماید. نگاهی به سیاست کنترل خشونت های خانگی در اسلام، به ویژه در احادیث نبوی، نشانگر نگاهی جامع است که در عین حال که از توسّل به روش های قهر آمیز برای مقابله با ستمگری در حریم خانواده سرباز نمی زند، با توجه به این واقعیت مهم که اکتفا به راه حل های حقوقی، به دلیل خصوصی بودن عرصه خانواده و عدم امکان غالبی اقامه شهود بر دعوا، انس موجود میان زن و مرد و عدم رضایت به طرح دعوا علیه یکدیگر و ترس از پیامد های اقامه دعوا توسط زن، نمی تواند گامی اساسی در کاستن خشونت خانگی تلقی شود، همت اصلی خود را به فرهنگ سازی و تقویت بنیان های اخلاقی معطوف کرده و بر چند مطلب مهم پای فشرده است:
اول. تأکید بر مدارا و حسن خلق
« رفق و مدارا بر چیزی قرار نگرفت مگر آنکه به زیبایش افزود و از چیزی گرفته نشد مگر آنکه بد نمایش کرد.(88) حسن خلق از سعادت شخص است و بد خلقی از بدبختی اوست.(89) آن کس که بهره ای از مدارا نبرد از هیچ خوبی بهره ای نبرده است.(90) هر کس که با تساهل، نرمی و راحتی رفتار نماید خداوند بر آتشش حرام گرداند.(91) سهل گیر باشید نه سخت گیر و گشاده رو باشید نه سبب نفرت(92)
دوم. دعوت به صبر و کنترل خشم
« آن کس که خشم خود را در حالی که توان اعمال آن را دارد، کنترل نماید خداوند او را مملو از ایمان و امنیت خواهد نمود.(93) در بهشت مقامی است که تنها سه گروه به آن خواهند رسید: پیشوای عادل، آن کس که صله رحم نماید و کسی که نسبت به عائله خویش صبور باشد.(94) هر کس که بر بد خلقی همسرش، به خاطر خدا، صبر پیشه نماید، خداوند به ازای هر موردی که در آن صبر پیشه سازد ثوابی معادل ثواب ایوب (ع) بر بلاهای خود، اعطا خواهد نمود.(95) هر کس که بر بد خلقی همسرش، به خاطر توقع پاداش از خداوند، صبر پیشه سازد، خداوند پاداش شکرگذاران را به وی اعطا می کند.(96)
سوم. نهی از زمینه سازی خشونت
برخی آموزه ها به این مهم رهنمون شده اند که گاه شخص با ایجاد فشار روانی، عدم تمکین نسبت به موقعیت و جایگاه دیگران و سهل انگاری در انجام مسؤلیت ها خود زمینه های خشونت علیه خویش یا گسست روابط خانوادگی را هموار می کند: «هر مردی که به همسرش ضرر رساند تا آنجا که زن با پیشنهاد فدیه خود را برهاند خداوند به مجازاتی کم تر از آتش در حقش رضایت نخواهد داد چون خداوند همچنان که به خاطر ظلم به یتیم غضب می کند برای ظلم به زن نیز غضبناک می گردد... و هر زنی که رشته ازدواج با همسرش را بگسلد (بدون دلیل موجه تقاضای خلع کند) پیوسته در لعنت خدا و ملائکه و پیامبران و تمام مردم است تا زمانی که ملک الموت وی را دریابد.(97)هنگامی که زن به شوهرش بگوید: هرگز از تو خیری ندیده ام، اعمال نیکش بی اثر می شود.(98) هر زنی که، با زبان، شوهرش را بیازارد خداوند هیچ انفاق و عمل صالحی را از وی نمی پذیرد تا آنکه رضایتش را جلب کند، اگر چه روزها را روزه بدارد و شب ها را قیام کند... همچنین است مرد، ان گاه که در حق همسرش ستم روا دارد.(99) در نقطه مقابل، همسران توصیه شده اند تا با ایجاد زمینه های مثبت اخلاقی به رفع کدورت ها، تقویت پیوند مودت و نشاطآفرینی اقدام کنند. اهمیت این موضوع تا آنجا می رسد که پیامبر اکرم(ص) با وجود حساسیت نسبت به دروغ گویی، دروغی را که زمینه ساز رضایت همسر در روابط زناشویی است، جایز شمرده است: « هر دروغی بر فرزند آدم نوشته خواهد شد مگر سه مورد... که یکی از آن سه، دروغی است که مرد برای خشنود سازی همسرش بر زبان می آورد.(100) هنگامی که مرد همسرش را با نگاه می نوازد و همسرش نیز به او می نگرد خداوند نیز نظر رحمت خودش را بر آن دو می افکند.(101) این که مرد به همسرش بگوید: «دوستت دارم»، هیچگاه از دل وی بیرون نخواهد رفت.(102) هدیه کینه را می زداید.(103)
چهارم. کم کردن زمینه های بدبینی
خشونت ها گاه ناشی از آن است که، خواسته یا ناخواسته، رفتارهایی از شخص می زند که زمینه ساز سوء ظن و کنش دیگران است. سیاست اسلام در این مورد اجتناب از قرار گرفتن در موضع اتهام است: « حق مرد بر زن آن است که... بدون اذن شوهر از خانه خارج نشود و کسی را که شوهرش خوش ندارد به منزل داخل نکند.(104) سزاوارترین شخص به متهم شدن کسی است که با افراد متهم (و بد نام) هم نشین می شود.(105) حق زن بر شوهر آنست که... شوهر روی بر همسر ترش نکند و به خاطر کناره گیری خانه را ترک نکند.(106) شخص پیشتاز به اهل خویش دروغ نمی گوید.(107)
پنجم. تعدیل انتظارات از یکدیگر
هر چند خطابات دینی به ترسیم مسئولیت ها پرداخته اند، اما سعی بر آن است که با کم کردن انتظارات و پذیرش عذر قصورها فضای گذشت و رضایتمندی نسبت به داشته ها، زمینه های خشونت را از میان بردارد.« دخترم، از همسرت چیزی مخواه مگر آنکه او خود برای تو آماده کند.(108) بدترین زنان شما کسانی اند که... هیچ عذری را از همسر نمی پذیرند و خطایی از وی را نمی بخشند.(109)
هر مردی که به همسرش ضرر رساند تا آنجا که زن با پیشنهاد فدیه خود را برهاند خداوند به مجازاتی کم تر از آتش در حقش رضایت نخواهد داد چون خداوند همچنان که به خاطر ظلم به یتیم غضب می کند برای ظلم نیز غضبناک می گردد... و هر زنی که رشته ازدواج با همسرش را بگسلد ( بدون دلیل موجه تقاضای خلع کند) پیوسته در لعنت خدا و ملائکه پیامبران و تمام مردم است تا زمانی که ملک الموت وی را دریابد.
ششم: تقبیح خشونت و توصیه به کنترل آن
در اینجا خشونت چه به معنای خشونت جسمی و گاه خشونت روانی و تحت فشار قرار دادن دیگری تقبیح شده و به نظر می رسد سیاستی اتخاذ شده است تا، با فرهنگ سازی، شخص خشن هم تحت فشار افکار عمومی و هم عذاب وجدان قرار گیرد: « ایا گمان می برید که نیرومندی در حمل نمودن سنگ گران است؟ نیرومندی آن است که دل شما از خشم لبریز شود سپس بر آن غلبه نمایید.(110) جایز نیست که مسلمان بیش از سه روز با مسلمان دیگر قهر کند و هر کس که در باز کردن باب گفتگو پیشقدم شود در ورود به بهشت نیز پیشقدم خواهد بود.(111) جز شخص کریم زنان را تکریم نمی کند و جز شخص پست به آنان اهانت روا نمی دارد(112)از ما نیست کسی که خداوند بر وی وسعت بخشیده است اما عائله خود را تحت فشار اقتصادی قرار می دهد.(113) هیچ جرعه ای نزد خداوند پر ارزش تر از جرعه ای از خشم که شخص به خاطر خداوند آن را فرو می خورد، نیست.(114) آیا سزاوار است که همسرتان را که با وی هم آغوش می شوید، بزنید؟(115)هر مردی که به صورت همسرش سیلی زند، خداوند نگهبان آتش را دستور می دهد که در آتش جهنم هفتاد سیلی بر روی بنوازد و هر مردی از شما به گیسوی زن مسلمانی چنگ زند با میخ های آتشین کوبیده خواهد شد.(116) بدترین مردان شما آنانند که افترا می زنند، بخل می ورزند، فحاشی می کنند، تنها می خورند، عطای خود را دریغ می کنند، همسر و خدمتکارشان را می زنند، عائله خود را به دیگران پناهنده می سازند و نسبت به پدر و مادر نا فرمانی می کنند.(117) بدترین مردم کسی است که اهل خویش را تحت فشار قرار دهد.(118)
هفتم: دعوت مردم به اصلاح رابطه زناشویی و نهی از ایجاد اختلافات خانوادگی
« فرزند آدم هیچ کرداری به ارزشمندی نماز و اصلاح رابطه میان مؤمنان و حسن خلق انجام نداده است.(119) کسی که همسر مردی را فریب دهد از ما نیست.(120) خداوند دروغ گویی به خاطر اصلاح را دوست دارد و از راسگویی در مسیر مفسده انگیزی متنفر است.(121) کسی که میان مادر و فرزند تفرقه اندازد خداوند در بهشت میان او و دوستانش جدایی خواهد انداخت.(122) سیاست دیگر اسلام برای تحکیم خانواده، چنانکه اشارت رفت، کم کردن زمینه های طلاق و توصیه به سازگاری است. در این رابطه سخنان پیامبر در نکوهش طلاق، مگر در مواردی که سازش ممکن نیست(123) قابل توجه است: « در نزد خداوند چیزی نکوهیده تر از خانه مسلمانی که با طلاق ویران شده باشد، نیست.(124) پیامبر اکرم (ص) به مردی خطاب فرمود: با همسرت چه کردی؟ گفت طلاقش دادم. فرمود: بدون هیچ گناهی؟ گفت: بدون هیچ گناهی. آن مرد دوباره اقدام به ازدواج کرد. پس از مدتی پیامبر (ص) به وی فرمود: با همسرت چه کردی؟ گفت: طلاقش دادم.فرمود: بدون هیچ گناهی؟ گفت: بدون هیچ عذری. پیامبر (ص) فرمود: خداوند متعال زن و مرد ذوّاق را ( که به اندازه چشیدنی همسر نگه می دارند و بدون عذری رها می کنند) دشمن می دارد.(125) هر زنی که بدون عذر از شوهرش تقاضای طلاق کند، بوی بهشت به مشامش نخواهد رسید.(126) ازدواج کنید و طلاق ندهید که طلاق عرش را به لرزه می آورد.(127)
3-3- کارآمدی خانواده
روش های کلی کارآمدی خانواده بر چند اصل استوار است که می توان به برخی از آنها اشاره نمود:
اول: توصیه به انتخاب همسر شایسته
قدم اول در افزایش کارآیی هر مجموعه، انتخاب افرادی است که شایستگی ایفای چنین مسئولیتی را داشته باشند و خانواده نیر از این قاعده مستثنی نیست: « ازدواج به منزله رقیّت است. پس هنگامی که خواستید دختر خویش را به ازدواج در آورید خوب دقت کنید که چه کسی دختر شریف شما را به رقیّت در می آورد.(128) برای نطفه های خویش فردی مناسب اختیار کنید؛ به هم شأن خود دختر دهید وز آنان دختر بگیرید.(129) بهترین متاع دنیا همسر پارسا است.(130) پیامبر ( ص ) فرمود: از سبزه هایی که بر مزبله می روید بپرهیزید. گفته شد: منظور از سبزه های مزبله چیست؟ فرمود: زنان زیبارویی که در محیط بد پرورش یافته اند.(131) زن را به خاطر مال، جمال، جایگاه خانوادگی و یا دین به ازدواج در می آورند تو به دنبال زن دین دار باش.(132) هر کس زنی را به خاطر دارایی اش تزویج کند، خداوند او را به خود واگذار می نماید و کسی که زنی را به خاطر زیبایی اش تزویج کند در وی چیزی مشاهده خواهد نمود که ناپسندش دارد و هر کس که زنی را به خاطر دین داریش تزویج نماید خداوند آنها را نیز برایش گرد می آورد.»(133)
دوم: تمایل به توانمند سازی خانواده و حل مشکلات خانوادگی درون خانواده
به نظر می رسد سعی دین بر آن است که به گونه ای زمینه سازی شود که به جای وابستگی خانواده به اعانه های مردمی و دولتی، حتی الامکان خود در حل مشکلات داخلی توانمرد گردد. امروزه رویکرد دولت محوری در حل مشکلات آحاد جامعه و توسعه مطالبات عمومی مورد انتفاد گروهی از کارشناسان قرار گرفته و آنان بر این اعتقادند که این سیاست بیش از هر چیز به ناتوانی خانواده در حل مشکلات خود منجر می شود و بر دامنه مشکلات افزوده است.(134) بنابراین باید مکانیزم حمایتی، حتی الامکان به سمت تقویت خانواده، در انجام وظایف خود جهت گیری شود. از سوی دیگر چنانکه برخی آسیب شناسان اجتماعی اذعان نموده اند، فقر در یک نظام ارزشی که بر حاکمیت توجه به دنیا استوار است و رفاه مادی، غایت توسعه اجتماعی محسوب می شود، تحقیر را به همراه دارد و آسیب زاست.(135) تفکیک میان بی نوایی و احساس فقر برای اشاره به این نکته است که خانواده بینوا که با کمبود امکانات مواجه است اما توانمندی انطباق با شرایط سخت را دارد، می توانئ از مسیرهای پرخطر عبور کند اما خانواده ای که با مقایسه خود با طبقات فرادست، پیوسته احساس فقر می کند و توان انطباق با شرایط را ندارد و در معرض آسیب قرار خواهد گرفت. سیاست دین آنست که هم خانواده را به تکاپوی اقتصادی، هم در ناحیه تولید ثروت توسط سرپرست و هم در ناحیه کنترل سبد هزینه ها به ویژه توسط زن، دعوت کند، هم فرهنگ اجتماعی را با محوریت زهد و قناعت به گونه ای جهت دهی نماید که بینوایی به احساس فقر و حقارت اجتماعی منجر نشود و هم خانواده گسترده را به حمایت اقتصادی از اعضای فقیر فرا خواند. به نظر می رسد تعالیم پیامبر اکرم (ص)، دست کم در برخی زمینه ها، در همین راستا قابل توضیح و تفسیر باشد:« هر کس از ما تقاضا کند به وی عطا خواهیم کرد اما هر کس از ما تقاضا کند به وی عطا خواهیم کرد اما هر کس که به بی نیازی پیشه سازد خداوند بی نیازش خواهد ساخت.» همین سخنان کافی بود تا وی با تکیه بر تدبیر و برنامه ریزی خود به حل مشکل اقدام کند و پس از چندی که موفق به ساماندهی وضعیت اقتصادی خود شد به نزد پیامبر (ص) شتافت و ایشان باز هم همان جمله را تکرار نمود.(136) ملعون است ملعون آن کس که بار خویش را بر مردم نهد. ملعون است ملعون آن کس که عائله خود را به حال خود رها سازد.(137) آن کس که می خواهد بی نیاز ترین مردم باشد، لازم است به آنچه در دست خداست بیش از آنچه در دست دیگران است اطمینان داشته باشد.(138) هر کس که خود را به فقیری بزند فقیر خواهد شد.(139) آن کس که والدین و فرزندش را تحت حمایت اقتصادی خود در آورد، در حال جهاد است.(140) هرگز کسی غذایی را بهتر از آنچه از ثمره دست خود به دست آورده نخورده است. پیامبر خدا، داوود (ع) هم از دسترنج خود می خورد.(141) البته آن گاه که خانواده در حل مشکلات خود ناتوان است، مسئولیت حمایت بر عهده دیگران، از جمله نهاد ها، قرار خواهد گرفت: « هر کس که عهده دار تأمین خانواده مسلمانی شود خداوند گناهانش را خواهد بخشید.(142)
سوم: تقویت جایگاه والدین و انجام مسئولیت ها
به این مورد در بحث حمایت از نقش ها اشاره شد.
چهارم. توجه به نیازها و تمایلات اهل خانه
به این نکته به ویژه در مورد سرپرست خانواده، که به دلیل برخورداری از اقتدار، بیشتر در معرض آفت خود محوری قرار دارد، توجه شده است: « مؤمن چنان است که طبق علاقه خانواده خود می خورد و منافق چنان است که اهل خانه اش طبق علاقه وی می خورند.(143) مؤمن آداب الهی را پیش می گیرد هنگامی که خداوند بر وی توسعه دهد، گشاده دست می شود و آن گاه که بر وی تنگ گیرد امساک می نماید.(144)کارکردهای خانواده در مواردی چون تولید مثل، ایجاد آرامش و انضباط جنسی و جامعه پذیری آنقدر واجد اهمیت است که بخش زیادی از آموزه های اسلامی به ویژه سنت نبوی را به خود اختصاص داده است که می توان به برخی از آنها اشاره نمود.
1-3-3- تشویق به فرزند آوری
« به فرزندت زنی بد چهره اما فرزند آور تزویج کنی بهتر از آن است که زیبا رویی نازا بدهی چون من در قیامت به زیادی امت خود مباهات می کنم. آیا نمی دانی که اطفال تحت عرش الهی برای پدران خود استغفار می کنند و ابراهیم (ع) و ساره در کوهی از مشک و عنبر و زعفران از آنان حضانت می نمایند؟(145) در خانه ای که فرزندانی در آن نباشد برکتی نیست.(146) مقام شخص در بهشت بالا می رود. می گوید: به چه دلیل است؟ گفته می شود: به دلیل آنکه فرزندت برایت استغفار نمود.(147)
2-3-3- توصیه به پرورش صحیح جسمی و روحی فرزندان
ملاحظه آموزه های دینی نشانگر توجه فراوان به فرزندان است که گاه در قالب بیان موضوعات جزیی از جمله آداب شیردهی، بوسیدن فرزندان و هدیه دادن به آنان نیز بیان می شود. می توان دریافت که اهمیت سازندگی انسانی در نگاه اسلام پر رنگ است و می کوشد تا با توجه والدین به فرزندان به مثابه باقیات صالحات و مقرر ساختن پاداش بر پرورش صحیح، آنان را نسبت به مقوله تربیت متعد سازد و از این طریق ضمانتی برای پیشرفت نسل آینده ایجاد کند. توجه به سعادت فرزند، در ادبیات روایی، چنانکه گذشت، از انتخاب همسر آغاز می شود و تا زمان بارداری، شیر دهی و تا سنین جوانی ادامه می یابد: «هیچ شیری برای طفل بهتر از شیر مادرش نیست.(148)
« نگذارید شخص احمق به فرزندتان شیر دهد چون شیر صفات را منتقل می سازد.(149) از هر دو پستان شیر دهید که یکی به منزله آب و دیگری به منزله غذاست.(150) اسامی نیک انتخاب کنید که روز قیامت با همین اسامی خوانده خواهید شد.(151) اطفال خود را به خاطر گریه کردن نزنید چون گریه آنان در چهار ماه اول به مثابه شهادت بر توحید خداوند و در چهار ماه دوم به مثابه صلوات بر پیامبر (ص) و آل وی و در چهار ماهه سوم دعا در حق والدین است.(152) هر کس بچه ای را در نزد خود دارد سزاوار است که با زبان کودک با او مواجه شود.(153) فرزند در 7 سال اول زندگی سرور است، در هفت سال بعدی مطیع است و در هفت ساله سوم معاون. در 21 سالگی اگر از اخلاقش رضایت نداشتی در پیشگاه خداوند معذوری.(154) کسی که به کودکان رحم نکند و بزرگان را احترام ننماید از ما نیست.(155) سر کشی کودک در ایام طفولیت سبب فزونی عقل در بزرگسالی است.(156) هر کس فرزندش را ببوسد خداوند برایش حسنه ای خواهد نوشت و هر کس فرزندش را شاد نماید خداوند روز قیامت شادمانش کند و هر کس که قرآن به فرزندش آموزد، آن پدر و مادر فرا خوانده می شوند و لباسی به آنان پوشانیده می شود که از نور آن چهره اهل بهشت تابناک خواهد شد.(157) شخصی به پیامبر گفت: من تاکنون فرزندم را نبوسیده ام. چون بازگشت، پیامبر (ص) فرمود: این مرد در نزد من از اهل آتش است.(158) کودکان را دوست بدارید و به آنان با مرحمت رفتار کنید و آن گاه که آنان را به چیزی وعده می دهید به آن وفا کنید چون آنان شما را در جایگاه روزی دهنده می شناسند.(159) پیامبر (ص) دو رکعت آخر نماز ظهر را کوتاه تر ( با حذف برخی اذکار ) خواند. پس از نماز اصحاب گفتند: آیا تغییری در احکام نماز رخ داده است که دو رکعت آخر را کوتاه خواندی؟ فرمود: آیا صدای ناله کودک را نشنیدید؟!(160)خداوند رحمت کند کسی را که فرزندش را بر نیکی به خود کمک کند به این صورت که کارهای کوچک وی را بپذیرد و از سختی هایش درگذرد و او را به گناه یا کاری که طاقت ندارد وادار نکند.(161) حق فرزند بر پدر آنست که جز روزی پاک و حلال به وی ندهد.(162) باید جای خواب دو پسر، دو دختر و یا یک پسر و دختر از ده سالگی از یکدیگر جدا شود.(163) کسی که از بازار برای خانواده خود تحفه ای تهیه کند چون کسی است که صدقه ای به سوی مردم نیازمند می برد و سزاوار است که ابتدا از دختران آغاز کند چون هر کس دختری را شادمان کند چنان است که فرزندی از نسل اسماعیل را آزاد کرده باشد...(164) با زنان درباره دخترانشان مشورت کنید.(165)
3-3-3- تأکید بر تقویت پیوندهای خانوادگی
از دیدگاه اسلام خانواده گسترده، شبکه ای از روابط حمایتی، نظارتی و عاطفی طایفه ای است. این پیوند علاوه بر آنکه در ایجاد نشاط و کم کردن معضلات خانوادگی نقش مؤثری ایفا می کند سبب روحیه هم گرایی، ایثار و تعاون اجتماعی نیز خواهد شد و در جامعه پذیری نسل آتی تأثیر بسزایی دارد. در دهه های اخیر افزایش آسیب های اجتماعی ذهن دانشوران علوم اجتماعی را به خود معطوف دانسته است. آنان به این مهم توجه کرده اند که از زمینه های میل به بزه احساس تنهایی و فقدان حمایت و نظارت است. به همین دلیل در حاشیه شهرها که محل زندگی مهاجرانی است که از طایفه خود بریده و به مکانی جدید و نا آشنا آمده اند و در برابر مشکلات، احساس تنهایی و شکست می کنند و نوجوانان این خانواده ها نیز تحت نظارت طایفه و اهل محل نیستند، تمایل به جرم افزایش می یابد. امروزه مکانیزم های مدرن مقابله با آسیب های اجتماعی مورد انتقاد گروهی از اهل نظر قرار گرفته است و آنان بر احیای روابط خویشاوندی به عنوان ارتباطی که بر دو محور عاطفه و تعهد استوار است تأکید می کنند. تقویت ارتباطات خویشاوندی می تواند به ویژه برای زنانی که ترس از آینده، به دلیل طلاق یا مرگ همسر و یا عدم امکان ازدواج، آنان را آزار می دهد، ثمربخش باشد. از اینرو صله رحم از واجبات و قطع رحم از گناهان بزرگ به حساب آمده است.(166) کلمات پیامبر اکرم (ص) در این باره حاٍیز اهمیت است: « خداوند به دو گروه در قیامت توجه نخواهد کرد: آن کس که پیوند خویشاوندی را قطع کند و کسی که همسایه بدی باشد.(167) رحم، رشته و ریسمانی از سوی خداست. هر کس آنرا متصل نگه دارد خداوند او را در می یابد و آن کس که قطع رحم کند خداوند با وی قطع ارتباط می کند.(168) صله رحم سبب افزونی مال، محبت در میان اهل و به تأخیر اندازه مرگ است.(169) با خویشاوندان خود ارتباط برقرار کنید اما مجاور هم نباشید تا کینه در میانتان پدیدار نشود.(170) نیکی به والدین و صله رحم شقاوت را به سعادت بدل می کند، عمر را افزون می سازد و مرگ بد را دفع می کند.(171) تا زمانی که خویشاوندان نسبی محتاج اند، صدقه روا نیست.(172) قاطع رحم با ما همنشین نشود چون رحمت خداوند بر مردمی که پیوند خویشاوندی را قطع کرده اند نازل نمی شود و شخص قاطع رحم به بهشت نمی رود.(173) شخصی به نزد پیامبر (ص) آمد و گفت: اهل بیت من از هیچ اقدامی در لگدکوب کردن و قطع ارتباط با من فروگذاری نکرده اند آیا مجاز به قطع ارتباط با آنها هستم؟ فرمود: اگر چنین کنی خداوند، هم تو و هم آنها را به حال خود وا خواهد نهاد. گفت: پس چه کنم؟ فرمود: با کسی که با تو قطع ارتباط کرده صله رحم کن و به آن کس که تو را تحریم کرده بخشایش نما و از گناه آنکه در حقت ستم روا داشته در گذر که اگر چنین کنی خداوند پشتیبان تو در برابر آنان خواهد بود.(174)در این میان تقویت ارتباط با والدین شکل ویژه ای می یابد و از مرزهای عادی صله رحم فراتر می رود و اطاعت و شفقت ویژه را نیز شامل می شود. از سوی دیگر، این حفظ طا یفه سبب شده است که پس از مرگ پدر، برادر بزرگ تر به عنوان محور هماهنگ کننده پیشنهاد شود: « سه گروه اند که خداوند به آنها توجه نمی کند؛ کسی که بر کارهای خود منّت گذارد، شخصی که عصیان والدین نموده و آنکه دائم الخمر باشد.(175) رضایت خداوند در رضایت والدین و نافرمانی او در نافرمانی والدین است.(176) کسی که با نگاه غضب آلود به پدرش نگاه کند در حق وی نیکی نکرده است.(177) کسی که میان دو چشم مادرش را ببوسد برای او ساتری از آتش خواهد بود.(178) از جمله نیکی ها، آن است که با دوست پدرت رابطه بر قرار کنی.(179) زیر قدم مادر باش که بهشت زیر پاهای اوست.(180) شخصی نزد پیامبر اکرم (ص) آمد و گفت: هیچ عمل ناپسندی نبوده است مگر آنکه به آن آلوده شده ام آیا راهی به توبه دارم؟ فرمود: آیا هیچ یک از والدین تو زنده هستند؟ گفت: پدرم زنده است. فرمود: به پدرت نیکی کن. چون آن جوان رفت پیامبر (ص) فرمود: ای کاش مادرش زنده بود.(181) حق برادر بزرگ تر نسبت به کوچکتر ها مثل حق پدر بر فرزند است.(182) اگر از سر تأمل به قرآن کریم سیره نبوی (ص) و سخنان امامان معصوم (ع) درباره والدین نظر افکنیم به روشنی به ناهماهنگی فرهنگ اسلام و آموزه های مدرن پی خواهیم برد.
اگر در فرهنگ مادی بر آزادی، استقلال و حقوق فردی تأکید می شود، فرهنگ اسلامی علاوه بر آنکه گاه ارزش های گروهی را بر تمایلات فردی تقدیم می دارد، بسیار بر پیوند انسانی به ریشه های خود حساس است تا آنجا که مقدم داشتن نظرات آنان را بر تمایلات شخصی از نشانه ایمان می داند.(183) و فرزندان را به نهایت خضوع نسبت به آنان و حتی واهمه از آنان فرا می خواند.(184) در اینجا ممکن است این احساس تقویت شود که والدین می توانند مانع پیشرفت فرزندان و دستیابی آنان به آمال مورد نظر خود گردند. به نظر می رسد آموزه های دینی درصدد بیان این مطلب اند که گاه انسان به غرض پیشرفت، به اشتباه، به بیراهه می رود. در معادله الهی، پیشرفت انسانی به آن است که بتواند در مسیر زندگی پدر و مادر را با خود همراه سازد و رضایت آنان است که هم به فعالیت های انسان رنگ خدایی می زند و هم به گونه ای برکت می یابد که بر سرعت سیر انسان می افزاید. باید توجه داشت که رابطه والدین با فرزندان، از پاک ترین روابط عاطفی است و به همین دلیل جلب رضایت آنان با ایجاد رابطه همدلانه، به راحتی میسور خواهد بود.
4-3-3- اصلاح روابط جنسی
از آنجا که رابطه صحیح و فعال جنسی، تأثیری بسزا در نشاط و آرامش و کارآمدی زوجین ایفا می کند، آموزه های دینی هیچگاه ریاضت جنسی را تأیید نکرده و تقابل میان جسم و روح را بر نمی تابد. سیاست جنسی اسلام بر محدود کردن ارتباط جنسی به حریم روابط زناشویی، رعایت عفت در پوشش، نگاه و رفتار، غیرت ورزی مردانه، توجه به تفاوت نیازمندی ها و استعداد های جنسی زن و مرد، رعایت حریم های اخلاقی به ویژه در زمان انجام ارتباط جنسی، نفی ریاضت جنسی و ترغیب به تقویت ارتباط صحیح جنسی استوار است. کلمات پیامبر اکرم (ص) به خوبی تبیین کننده نگاه دینی در محور های زیر است:
اول. ضرورت رفتار عفیفانه در ارتباط با نامحرم
« هیچ بنده ای به زینتی آراسته تر از عفاف در دین و عفت در روابط جنسی آراسته نشده است.(185) نگاه بد، تیری زهر آگین از تیر های شیطان است. پس هر آن کس که به خاطر واهمه از خداوند، آنرا ترک کند، ایمانی به او خواهد داد که شیرینی آنرا در دلش حس خواهد نمود(186) هر کس که به خداوند و روز جز ایمان دارد نباید در جایی که صدای نفس زن نا محرمی را می شنود شب را به صبح آورد.(187) هیچ مردی با زن نامحرم خلوت نمی کند جز آنکه سومی شیطان است.(188) هر کس که با زنی که بر وی حرام است مصافحه نماید، روز قیامت در حالی که زنجیر برگردن دارد خواهد آمد و سپس به سوی آتش روانه خواهد شد و شخصی که با زن نامحرم مزاح کند به ازای هر کلمه سخنی که با وی گفته است هزار سال حبس خواهد شد.(189) پیامبر اکرم (ص) به اصحاب فرمود: هنگامی که نگاه شما به زنی زیبا روی افتاد (به جای روی آوردن به گناه) با همسر خود بیامیزد چون آنچه را که آن زن داراست همسر شما نیز دارد. مردی به پا خواست و گفت: ای رسول خدا اگر چنین شخصی دارای همسر نباشد چه کند؟ فرمود: نگاه خود را به آسمان اندازد، چشم خود را کنترل کند و از خداوند فضلش را طلب نماید.(190) خشم خداوند بر زن دارای شوهری که چشم خود را از نگاه نا محرم سیراب نماید، شدت می گیرد. او اگر چنین کند، خداوند تمام اعمالش را بی ارزش خواهد نمود و اگر بیگانه ای را در بستر خود جای دهد، بر خداوند سزاوار است که او را به آتش بسوزاند پس از آنکه در قبر نیز عذابش نموده است.(191) هنگامی که زنی از جای خویش بر خاست و محل را ترک نمود تا زمانی که گرمی محل باقی است سر جای وی ننشینید.(192) هر زنی که هنگام خروج از خانه، خود را خوشبو نماید پیوسته لعنت می شود تا زمانی که به خانه مراجعت کند.(193) برای زنان شایسته نیست که از وسط راه ها عبور کنند بلکه مناسب است از کناره راه و از کنار دیوارها رفت و آمد نمایند.(194) آن گاه که خواستید یکی از محارم جوان را خواهر، عمه یا خاله ببوسید، سر یا میان دو چشم هایشان را ببوسید نه گونه ها و لبهای شان را(195) هر کس اوصاف زنی را نزد مردی بیان کند و آن مرد فریفته آن زن گردد و مرتکب گناهی شود، شخص وصف کننده در حالی که مشمول غضب خداوند است از دنیا خواهد رفت.(196) سه گروه اند که در قیامت، هم صحبت خدایند یکی از این سه، مردی است که هیچگاه فکر زنا را هم به ذهن خود راه نداده است.(197) حق دختر بر پدر آن است که او را در غرفه ها (مکان هایی که در معرض دید نامحرم است) مکان ندهد.(198) چند چیز است که کمر انسان را می شکند که یکی از آنها زنی است که همسرش به وی اطمینان می کند اما او به شوی خویش خیانت می ورزد.(199) چند گروهند که آنان را در روزی که هیچ پناهی جز پناه او نیست، در سایه رحمت خود قرار می دهد. یکی از آنها مردی است که زنی زیبا و دارای منزلت وی را به خود فرا می خواند و او پاسخ می دهد که من از پروردگار جهانیان می ترسم.(200) خداوند زنان مردنما و مردان زن نما را لعنت خواهد نمود.(201)
دوم. لزوم غیرت ورزی توسط مردان
«غیرت از نشانه های ایمان است و بی بند و باری از نفاق.(202) بهترین شما کسی است که از خانواده اش به گونه ای که به گناه مبتلا نشود، دفاع کند.(203) پدرم ابراهیم (ع) غیور بود و من از وی غیرتمندترم و خداوند مردان مؤمنی را که غیرت نمی ورزد، به زمین خواهد زد.(204)
سوم. دعوت به اصلاح رابطه جنسی
در این رابطه هم رهبانیت جنسی مورد انتقاد قرار گرفته و هم توصیه هایی به منظور اصلاح روابط جنسی میان زوجین و توجه به ویژگی های هر یک از دو جنس بیان شده است.« هر کس که مایل است بر فطرت من باشد، باید از سنت من پیروی کند و یکی از سنت های من آمیزش با همسران است.(205) رسول خدا (ص) به ابوذر فرمود: با همسرت در آمیز تا مأجور باشی. گفت: ای رسول خدا آیا ارتباط جنسی با همسرم سبب پاداش خواهد شد؟ فرمود: همان طور که اگر به حرام مبتلا شوی مجازات می گردی اگر به حلال روی آوری اجر خواهی داشت.(206) حولاء به پیامبر (ص) عرضه داشت: شوهرم از من کناره گیری کرده است. فرمود: بیش تر او را دریاب. گفت با انواع عطر ها خود را برایش خوشبو می کنم و او باز هم کناره می گیرد. فرمود: کاش می دانست که اگر به تو رو کند چه پاداشی در انتظارش است؟ گفت: چه پاداشی؟! فرمود: آن گاه که به سوی تو شتابد دو فرشته خدا او را احاطه می کنند و مانند کسی است که در راه خداوند شمشیر می زند و آن هنگام که آمیزش نماید، گناهانش چون برگ در خت می ریزد و چون غسل کند از گناهان پاک می گردد.(207) برزن جایز نیست که بخوابد مگر آنکه خود را بر شوهر عرضه نماید.»(208) « بهترین زنان شما کسی است که در روابط جنسی عفت پیشه سازد و در روابط زناشویی خوش ارتباط باشد.»(209) « قسم به کسی که جان من در دست اوست اگر مردی همسرش را در آغوش کشد در حالی که در خانه کودکی است که آنها را می بیند و کلام و نفس آنها را می شنود، آن کودک هرگز رستگار نخواهد شد.»(210) « هنگامی که یکی از شما با همسر خود می آمیزد، نباید چون پرندگان، با عجله اقدام کند... .»(211) « در حالی که شهوت زنی دیگر را داری با همسر خویش نیامیز.»(212) « در لحظه آمیزش سخن نگویید که زمینه ساز اختلال در گویایی فرزند می شود.»(213) خاتمه سیاست های اسلامی در موضوع زن و خانواده، چنان که متون قرآنی و روایی و مطالعه سیره عملی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت به دست می آید، بر چند محور استوار است.
اول. جریان یافتن خداوند در متن زندگی
اسلام می کوشد که به ذهنیت ها، تمایلات و رفتارها، رنگ خدایی بزند و در این رابطه چند هدف را دنبال می کند. اول آنکه، تقویت ارتباط با خداوند به اصلاح همه جانبه انسان در این سه بعد می انجامد. دوم آنکه، این ارتباط می تواند به تقویت روحیه صبر در برابر ناملایمات و استقامت انسان کمک کند. سوم آنکه احساس حضور کسی که در همه جا حاضر است، قبض و بسط می نماید، محاسبه می کند و مجازات روا می دارد، به ویژه در عرصه خصوصی که نه شاهدی در کار است و نه ملاحظات دیگر، می تواند در کم کردن زمینه های ستم و حق ناسپاسی مؤثر باشد.
دوم. تناسب مسئولیت ها، جایگاه ها و حمایت ها
مسئولیت های مهم،اعطای جایگاه و حمایت از آن را می طلبد و از آنجا که مسئولیت مرد در ایفای نقش پدری و سرپرستی خانواده و مسئولیت زن در ایفای نقش مادری و همسری، در نگاه اسلام، مهم و ارزشمند است تبیین جایگاه آنان و ارائه مکانیزم های حمایت از نقش نیز مهم تلقی شده است.
سوم. توجه به حفظ مرزهای جنسیتی
از آنجا انتظارات و استعدادهای مختلف، زن و مرد را در جنبه های متفاوتی توانمند و مسئول ساخته است، آموزه های دینی می کوشند تا زن و مرد به حفظ نقش های جنسیتی ترغیب نمایند.حفظ مرزهای جنسیتی البته نباید بهانه ای قرار گیرد که با گسترش بدون دلیل دامنه نقش های جنسیتی زن و مرد را از ورود به بسیاری از عرصه ها منع نمود.
چهارم. پیوند میان خانه و اجتماع
تأثیر متقابل خانه و اجتماع چنان عمیق است که امروزه مطالعات خانواده در رشته های علوم اجتماعی جای گرفته است. ملاحظه موضوع بیعت نساء در قرآن کریم و روایات نبوی نشان دهنده توجه به مسائل خانوادگی در موضوع بیعت است که پیوند میان خانه و اجتماع و اخلاق و سیاست را نشان می دهد.
پنجم. محوریت اصلاحات فرهنگی
اسلام، با توجه به ناکارآمدی اکتفا به راهکارهای حقوقی و اهتمام دین به مقوله تربیت، درصدد تقویت مکانیزم های اخلاقی و فرهنگی است. متأسفانه در سده های گذشته، به دلیل قلوه نگاه فردی به دین، راهکارهای اخلاقی غالباً در حد توصیه های فردی تنزل یافته است و کمتر می توان حاکمیت اخلاق اسلامی را در متن سیاست ها و برنامه های کلان مشاهده نمود. از این رو اصلاحات اقتصادی، اجتماعی و حقوقی بیشتر به تضعیف بنیان های اخلاقی، کم شدن حس دیگر گرایی، تقویت حرص و دنیا زدگی و کم شدن روحیه صبر و قناعت و همچنین به تضعیف خانواده منجر شده است.
پنجم. جریان یافتن فرهنگ نیکوکاری و اغماض
سیاست اسلام بر آن است که مردم را به هم پیوند دهد، نسبت به یکدیگر مسئول و نیکوکاری را به فرهنگ مسلط تبدیل نماید. نیکی درباره والدین و خویشاوندان، گذشت از خطاها، سهل گیری در روابط فیمابین، حمایت از افراد و خانواده های ناتوان در مواردی دیگر از این دست نشان گر آن است که باید فرهنگ نیکوکاری و انعطاف در خانواده و جامعه جریان یابد. امروزه این پرسش مطرح است که آیا سیاست های حمایتی دولتی در کشورهای مختلف، به تضعیف فرهنگ مردم گرایی و کاهش پیوندهای عاطفی در خانواده گسترده و جامعه منجر نشده است و چگونه می توان سیستم های حمایت را در مسیر تقویت حس دیگر گرایی و نیکوکاری به کار گرفت ؟
ششم. محوریت خانواده در اصلاحات فرهنگی
اهمیت خانواده از آن روست که خانواده ، نهادی ارزش گراست به این معنا که به جدیت تلاش می کند تا ارزش های مورد نظر خود را به نسل آینده انتقال دهد . از این رو نمی توان خانواده را در کنار دیگر نهاد های اجتماعی تأثیر گذاری آنها با محوریت عاطفه و ارزش مداری انجام نمی شود قرار دارد . سیاست های اصلاحی دهه های گذشته در کشور های توسعه یافته و در حال توسعه ، به دلیل خانواده محور نبودن ، با ناکامی های بسیاری مواجه شده و انتقادات بسیاری را برانگیخته است . از سوی دیگر نقش محوری زن در خانواده ، وی را به عاملی مهم در تکوین شخصیت فرزند به ویژه در بعد روانی بدل می سازد . از این رو نگاه ویژه به شخصیت و جایگاه زن در خانه و اجتماع و باز تعریف هویت زنانه ، به ویژه در عصر حاضر ، ضرورتی غیر قابل تردید می یابد.
منابع :
- هندی ، علاءالدین ، کنزالعمال ، موسسة الرسالة ، بیروت ، 1413ق
- نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، موسسة آل البیت (ع) ، لاحیاءتراث، بیروت، 1408ق، چاپ اول
- سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، قم، چاپ دوازدهم، 1376
- پایدار، ابوالقاسم، نهج الفصاحه «مجموعه کلمات قصار حضرت رسول اکرم (ص) »، سازمان انتشارات جاویدان، تهران، چاپ دوم، 1376
- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، المکتبة الاسلامیة، تهران، 1374
- شهیدی، سید جعفر، زندگانی فاطمه زهرا (س) ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، چاپ بیست وسوم ، 1375
- بابازاده ، علی اکبر، تحلیل سیره فاطمة الزهرا(س)، انتشارات انصاریان، قم؛ چاپ دوم، 1376
- حر عاملی، محمد ابن الحسن، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، قم، 1374
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1375
- رفیع پور، فرامرز، آناتومی جامعه یا سنة الله: مقدمه ای بر جامعه شناسی کاربردی، شرکت سهامی انتشار، تهران، چاپ اول، 1378
- الطوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1364
- الصدوق، محمد بن علی، من لا یحضر الفقیه، جماعة المدرسین فی حوزة العلمیه فی قم، 1363
- شعیری، تاج الدین، جامع الاخبار، انتشارات رضی، قم، 1363
- احسائی، ابن ابی جمهور، عوالی اللألی، انتشارات سید الشهداء، قم، 1405، ق
- طبرسی، علی بن الحسن، مشکاة الانوار، مکتبة الحیدریه، نجف، 1385، ق
- ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام، مکتبة الفقیه، قم
پی نوشت:
1- نحل/ 59
2- ر.ک: ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج1، ص 201
3- ر.ک: سبحانی، جعفر، فروغ هدایت، ج1، ص50
4- نحل / 57، نجم /21، 27 و ر.ک: ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج1، ص 206
5- و6. ر.ک: نحل / 97، نسأ / 124، غافر/ 40، آل عمران/ 195
7- توبه / 71 و 72
8- احزاب/ 34
9- نور / 23 و احزاب/ 58
10- محمد / 19
11- احزاب / 73
12 ممتحنه / 12
113- حدید / 12
14 و 15. کنز العمال، ح 4531، احادیث متعدد به این مضمون در منابع اهل سنت یافت می شود. به علاوه آیات قرآنی متعددی به برابری زن و مرد در گوهر وجودی و در ارزشمندی دلالت می کنند.
16- نهج الفصاحه، ح 2481
17- وسائل الشیعه، ح 27306
-18 همان، ح 27314
-19 مستدرک الوسائل، ح 17718
-20 نهج الفصاحه، ح 1522
-21 الکافی، ج 6، ص 6
-22 وسائل الشیعه، ح 27319
-23 ر.ک: سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، ج1، ص 48
-24 شهیدی، سید جعفر، زندگانی فاطمه زهرا 3، ص 118 ( به نقل از کنز العمال، کتاب نکاح)
-25 بحارالانوار، ج 68، ص 389، ح 47
-26 نهج الفصاحه، ح 1520
-27 همان، ح 1728
-28 مستدرک الوسائل، ح 16627
-29 بحار الانوار، ج 16، ص 103، ح 40 به نقل از: ابن شهر آشوب المناقب، ج1، ص 152
-30 آل عمران / 61
-31 ر.ک: احزاب / 33. حدیث کساء به خوبی به ترسیم جایگاه فاطمه (س) پرداخته است. ( ر.ک: مفاتیح الجنان)
-32 کنز العمال، ج 12، ص 97، ح 34164 توجه به شخصیت فاطمه (س) در سخنان ائمه نیز تکرار شده است. چنان که امام باقر (ع) می فرماید: اطاعت حضرتش را بر تمام مخلوقات خدا، از انسان و جن و پیامبران و فرشتگان و پرندگان و وحوش واجب شمرده است. ( ر.ک: عوالم، ج 11، ص 190) و امام حسن عسگری (ع) می فرماید: « ما حجت خدا ب شما هستیم و فاطمه حجت خدا بر ماست ( ر.ک: تفسیر طیب البیان، ج 13، ص 135)
-33 ر.ک: بابا زاده، علی اکبر، تحلیل سیره فاطمة الزهرا (س)، ص 37، به نقل از صحیح مسلم ( به شرح نووی) ج 25، ص 201، باب فضائل خدیجه (س)
-34 ممتحنه / 12 و ر.ک: سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، ج 2، ص 345
-35 ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج1، ص 231 و 234
-36 وسائل الشیعه، ح 25341
-37 ر.ک: مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 77، ص 166، ح 191
-38 الکافی، ج 5، ص 507
-39 نهج الفصاحه، ح 2892 و روضة الواعظینی، ج 2، ص 376
-40 الحر العاملی، وسائل الشیعه، ح 24979
-41 وسائل الشیعه، ح 24954
-42 مستدرک الوسائل، ح 17933
-43 وسائل الشیعه، ج 21، ص 451، ح 27557
-44 نهج الفصاحه، ح 1390 و ر.ک: تهذیب الاحکام، ج 7، ص 457، ح38
-45 نهج الفصاحه، ح 1519
-46 وسائل الشیعه، ح 21720
-47 نهج الفصاحه، ح 1845
-48 الکافی، ج 5، ص 554، ح 5
-49 وسائل الشیعه، ح 27628
-50 نهج الفصاحه، ح 2617 و 3137
-51 همان، ح 3047
-52 وسائل الشیعه، ح 27377
-53 نهج الفصاحه، ح 1393
-54 وسائل الشیعه، ح 24942و ر.ک: نهج الفصاحه، ح 1543
-55 وسائل الشیعه، ح 24946
-56 نهج الفصاحه، ح 2615. و ر.ک: الکافی، ج 5، ص 327، ح 5
-57 همان، ح 2237 و ر.ک: الکافی ج 5، ص 508، ح 2
-58 همان، ح 1535 و ر.ک: الکافی، ج 5، ص 324، ح1، من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 391، ح 4376
-59 همان، ح 2094
-60 وسائل الشیعه، ح 27665
-61 همان، ص 505، ح 27705
-62همان، ص 501، ح 27697 و ر.ک: نهج الفصاحه، ح 1665
-63 همان، ح 27670 و ر.ک: ح 27672 و ح 27673
-64 همان، ص 499، ح 27691
-65 مسترک الوسائل، ح 18018
-66 مجموعه ورام، ج 1، ح 111 و نهج الفصاحه، ح 2744
-67 نساء/ 19
-68 نهج الفصاحه، ح 1296
-69 نهج الفصاحه، 2417
-70 الکافی، ج 5، ص 67
-71 وسائل الشیعه، ح 27814
-72 الکافی، ج 5، ص 512، ح 6
-73 وسائل الشیعه، ح 27720
-74 وسائل الشیعه، ح 27061
-75 نهج الفصاحه، ح 881
-76 وسائل الشیعه، ج 25300
-77 ر.ک: وسائل الشیعه، ح 25457
-78 وسائل الشیعه، ح 24901
-79 همان، ج 24902 و ر.ک: ح 24914
-80 همان، ح 24984 و ر.ک: ح24983و 24986
-81 همان، ح 24985
-82 نهج الفصاحه، ح 1219
-83 وسائل الشیعه، ح 24996
-84 وسائل الشیعه، ح 25073
-85 نهج الفصاحه، ح 1507
-86 مسترک الوسائل، ج 14، ص 162
-87 نهج الفصاحه، ح 001220
-88 نهج الفصاحه، ح 002654
-89 مستدرک الوسائل، ح 9959 00
-90 همان، ح 3057 00
-91 نهج الفصاحه، ح 002911
-92 عوالی اللئالی، ج1، ص 381، ح 005
-93 همان، ح 2778و ر.ک: الکافی، ج 2، ص 110، ح 7
-94 بحار الانوار، ج 745، ص 90، ح 9
-95 وسائل الشیعه، ح 25315
-96 همان، ح 25354
-97 وسائل، ح 28597
-98 نهج الفصاحه، ح 226
-99 بحار الانوار، ح 76، ص 334، ح1
-100 نهج الفصاحه 2165
-101 نهج الفصاحه ، ح621
-102 وسائل الشیعه، ح24930
-103 مستدرک الوسائل، ح 15110
-104 نهج الفصاحه، ح 1389 و ر.ک: ح 1191 و ر.ک: وسائل الشیعه، ح 28598
-105 نهج الفصاحه، ج 75، ص 90، ح3
-106 همان، ح1390
-107 نهج الفصاحه ، ص 807
-108 بحار الانوار، ج 43، ص 31 به نقل از تفسیر عیاشی و ر.ک: وسائل الشیعه، ح 25463
-109 وسائل الشیعه، ح 24957
-110 نهج الفصاحه، ح 28
-111 بحار الانوار، ج 75، ص 189، ح 12
-112 نهج الفصاحه، ح 1520
-113 مستدرک الوسائل، ح 18159
-114 نهج الفصاحه، ح 2628 و ر.ک: ح 2668. و ر.ک: الکافی، ج 2، ص 111، ح 13
-115 وسائل الشیعه، ح 25323
-116 مستدرک الوسائل، ج 14، ص 250، ح4
-117 وسائل الشیعه، ح 24957
-118 کنز العمال، ح 44972
-119 نهج الفصاحه، ح 2651
-120 همان، ح 2929. و ر.ک: دعائم الاسلام، ج 2، ص 448
-121 نهج الفصاحه، ح 782
-122 مستدرک الوسائل، ح 15642
-123 ر.ک: وسائل الشیعه، ح 27891
-124 همان، ح 27874
-125 همان، ح 27879
-126 وسائل الشیعه، ح 28598
-127 وسائل الشیعه، ج 22، ص 8، ح
-128 وسائل الشیعه، ح 25080. به دلیل ماهیت تعهد آور ازدواج، در احادیث، از آن، هم در مورد مرد و هم در مورد زن تعبیر به اسارت و رقیّت شده است.
-129 نهج الفصاحه، ح 1131 و ر.ک: ح 1132
-130 بحار الانوار، ج 100، ص 222، ح 37
-131 وسائل الشیعه، ح 24963
-132 نهج الفصاحه، ح 1183
-133 وسائل الشیعه، ح 25009 و ر.ک: ح 25007
-134 ر.ک: ویلیام گردنر، جنگ علیه خانواده، ترجمه معصومه محمدی ( این کتاب در آستانۀ انتشار توسط دفتر مطالعات و تحقیقات زنان است)
-135 ر.ک: رفیع پور، فرامرز، آناتومی جامعه، ص 458
-136 وسائل الشیعه، ح 27774
-137 همان، ح 27816 و ر.ک: ح 27817
-138 همان، ح 27778
-139 بحار الانوار، ح 73، ص 316
-140 نهج الفصاحه، ح 2377
-141 همان، ح 2630
-142 بحار الانوار، ج 74، ص 389، ح 2
-143 وسائل الشیعه، ح 27814
-144 همان، ح 27808
-145 همان، ح 25019
-146 نهج الفصاحه، ح 1096
-147 نهج الفصاحه، ح 623
-148 وسائل الشیعه، ح 27604
-149 همان، ح 27602 و ر.ک: 27603
-150 همان، ح 27561
-151 وسائل الشیعه، ح 27375 و ر.ک: ح 27379
-152 وسائل الشیعه
-153 همان، ح 27659
-154 همان، ح 27627. منظور حدیث آن است که در 7 سال اول زندگی کودک باید در فضایی آزاد پرورش یابد و دیگران با وی مماشات کنند؛ 7 سال دوم زمان آموزش پذیری و اطاعت است و 7 سال سوم زمان ورود به مرحلۀ آزمون و خطا و مشارکت در بخشی از تصمیم گیری ها تحت نظارت پدر. در 21 سالگی شخصیت فرد شکل گرفته است
-155 نهج الفصاحه، ح 1108
-156 همان، ح 1940
-157 وسائل الشیعه، ح 27623
-158 همان، ص 27654 و ر.ک: ح 27655 و ح 27657
-159 همان، ح 27650
-160 همان، ح 27640
-161 همان، ح 27645
-162 نهج الفصاحه، ح 1394
-163 وسائل الشیعه، ح 27581
-164 وسائل الشیعه، 27728
-165 نهج الفصاحه، ح 7
-166 ر.ک: رعد /25
-167 نهج الفصاحه، ح 55
-168 همان، ح 1690 و ر.ک: ح 1
-169 کشف الغمة، ح 1، ص 553 عوالی اللاپلی، ج 1، ص 255 و نهج الفصاحه. ح 1841 و ر.ک: ح 1838 و ح 1829 و ح 1840 و ح 2973 و الکافی ج 2، ص 152. ح 16
-170 همان، ح 1843
-171 همان 1896
-172 من لا یحضره الفقیه، ح 1740
-173 مستدرک الوسائل ح 10365
-174 وسائل الشیعه، ح 27800
-175 مستدرک الوسائل، ح 8119
-176 همان، ح 17908
-177 نهج الفصاحه، ح 2625
-178 همان، ح 2917
-179 همان، ح 3067
-180 کنز العمال، ح 45443
-181 بحار الانوار، ج 74، ص 82، ح 88
-182 نهج الفصاحه، ح 1396
-183 چنانکه از پیامبر روایت شده است: اگر پدر و مادر تو را به فاصله گرفتن از اهل و مالت أمر نمودند اطاعت کن که نشانۀ ایمان است. ( وسال الشیعه، ح 27666)
-184 « خداوندا چنان کن که از پدر و مادرم هراسان باشم چنان که عبد ذلیل در برابر سلطان ظالم ترسان است و چنان کن تمایلات آنان را بر هوای خویش مقدم دارم.» ( ر.ک: ضمیمۀ سجادیه دعای والدین)
-185 نهج الفصاحه، ح 2600
-186 جامع الاخبار، ص 145 و ر.ک: وسائل الشیعه، ح 25405 و 25408و 25410
-187 وسائل الشیعه، ح 25382 و ر.ک: ح 25381و 25383
-188 نهج الفصاحه، ح 478
-189 همان، ح 25418
-190 همان، ح 25154
-191 وسائل الشیعه، ح 25509
-192 وسائل الشیعه، ح 25553
-193 همان، ح 25310
-194 همان، ح 25376 و ر.ک: ح 25377
-195 بحار الانوار، ج 76، ص 42، ح 43
-196 همان، ح 25380
-197 نهج الفصاحه، ح 1248
-198 همان، ح 27644
-199 همان، ح 1464
-200 نهج الفصاحه، ح 1732 و ر.ک: عوالی اللأپلی، ج 1، ص 367، ح 67
-201 همان، ح 2234 و ر.ک: ح 2233، 2213، ( منظور از این گروه کسانی اند که با پوشش جنس مخالف سعی در تحریک کردن جنس موافق و زمینه سازی برای همجنس گرایی دارند)
-202 نهج الفصاحه، ح 2045
-203 نهج الفصاحه، ح 1519
-204 وسائل الشیعه، ح 25288
-205 وسائل الشیعه، ح 25159 و ر.ک: ح 25158 و 25157
-206 وسائل الشیعه، ح 25164
-207 همان، ح 25161
-208 همان، ح 25354
-209 نهج الفصاحه، ح 1534
-210 وسائل الشیعه، ح 25233
-211 وسائل الشیعه، ح 25181 و ر.ک: ح 25187
-212 همان، ح 25559
-213 همان، ح 25196
- تاریخ:
- ۱۳۹۹/۰۴/۲۵
- کلمات کلیدی:
مطالب ویژه
آخرین مطالب
سنخبندی عاملیت زنان در جنگ تحت تاثیر روایتهای سیاسی-اجتماعی است
بازنمایی نقش زنان در دفاع مقدس به شرایط اجتماعی روز بستگی دارد
مسئلهمندی پژوهشگر او را در بیان واقعیتهای مگو یاری میکند
در روایت کنشگری زنان صدای قلبشان را بشنویم
زنان انتخاب گر
ارتباط با ما
- آدرس : تهران بلوارکشاورز،خیابان نادری ، کوچه حجتدوست پلاک ۵۶
- تلفـن: ۸۸۹۸۳۹۴۴ (۰۲۱)
- فکس: ۸۸۹۸۳۹۴۴ (۰۲۱)
- hawra@wrc.ir






