هويت زنانه (سخنراني استاد زيبايي نژاد)
ديدگاه
موضوع: هويت زنانه
تكميل كننده بحث: حجت الاسلام زيبايي نژاد
هويت، برداشتي است كه هر فرد به عنوان زن يا مرد از خود دارد. افراد برداشتي از خود به عنوان انسان دارند و در عين حال برداشتي هم از خود به عنوان زن يا مرد دارند. بر اين اساس آيا هويت جنسي امري روانشناسانه، جامعهشناسانه يا زيست شناسانه است؟
جامعهشناسان سعي دارند كه مسأله را به سمت خود بكشند. آنها معتقدند كه برداشتي كه هر شخص از هويت خود به عنوان يك جنس دارد، عليالاصول تحت تأثير عوامل اجتماعي است. بنابراين جنسيت مقولهاي متحول و سيال است كه تحت تأثير تحولات اجتماعي قرار دارد. از سوي ديگر روانشناسان تحليل ميكند، بيشتر جنبههاي روانشناسانه بحث را مدنظر قرار ميدهد. نتيجه پذيرش اين مفهوم از هويت، اين خواهد بود كه برداشتي كه فرد از هويت خود دارد، قطعاً تحت تأثير اجتماع، محيط و تأثيرات خودآگاه و ناخودآگاه رواني ... خواهد بود. اما اگر پرسش را عوض كنيم و از واقعيت وجود زن و مرد پرسش كنيم نه از تصويري كه زن يا مرد از خود جنسياش دارد، اين بحث از مقوله جامعهشناسانه و روانشناسانه خارج ميشود و ممكن است بعد فلسفي، وجودشناسانه و معرفتشناسانه پيدا كند.
در رويكرد ديني چگونه ميتوان به تعريفي از زن يا مرد دست يافت؟ در آيات و روايات، گزارههايي وجود دارد كه هيچ كدام به طور مستقيم بحث هويت جنسي را ترسيم نميكنند. اينجا اين پرسش به ميان ميآيد كه آيا بر اساس گزارههاي دستوري دين، ميتوان به توصيفي از واقعيت دست يافت يا خير؟
پاسخ آن است كه چنين چيزي ممكن است به شرط آنكه بين توصيهها و توصيفي كه ميخوانيم برداشت كنيم ملازمه وجود داشته باشد به اين معني كه اين احكام دستوري صرفاً در اين فرض قابل دفاع باشد كه قائل به تفاوت زن و مرد شويم. از سوي ديگر ممكن است برخي گزارهها نيز، به صورت جزيي، ناظر به تفاوتهاي جنسي زن و مرد باشند. به عنوان مثال آيه «او من ينشأ فيالحليه» كه ممكن است طبيعي ناظر به ويژگي تجملگرايي بيشتر زنان باشد.
گاه با كنار هم قرار دادن برخي آيات، روايات، ميتوان به برخي تفاوتهاي جنسي دست يافت. و يا دامنه تفاوتهاي جنسي را تا حدودي روشن كرد.
برخلاف موج دوميها كه در بحث تفاوتهاي زن و مرد بسيار تقليلگرا بودند. ميتوان به اين باور رسيد كه محدوده اين تفاوتها، هم تفاوتهاي جسمي را شامل ميشود و هم تفاوتهاي رواني را. از جمله اين تفاوتها ميتوان به تفاوت در نوع ارتباط، در احساسات، در قدرت تفكر، در امور انتزاعي و كلي و تمركز در امور و .... اشاره كرد.
در يك دستهبندي ميتوان تفاوتها را به تفاوتهاي جسمي، ذهنيات، تمايلات و احساسات و نوع رفتار زنانه و مردانه تقسيمبندي كرد اما اين دستهبندي در صدد انكار تأثير فرهنگ و تربيت نيست. اگر گفته ميشود، تفاوتها منشأ طبيعي دارند، به اين معنا نيست كه تربيت نميتواند اين منشأهاي طبيعي را پراثر يا كماثر نمايد.
ممكن است تربيت به گونهاي باشد كه تفاوتهاي طبيعي كم اثر شود اما تأثير تربيت و فرهنگ نيز به معناي ناديده گرفتن تفاوتهاي طبيعي نيست.
پذيرش تفاوتهاي طبيعي زن و مرد از نگاه فمينيستي با نگاه يك مسلمان متفاوت است. در نگاه موحد، خداوند فقط خالق نيست بلكه برنامهريز و مدبر اين عالم هم هست. خلقت عالم، خلقت هدفمندي است.
و خلقت متفاوت زن و مرد را نميتوان مستند به تصادف دانست.
بر اين اساس، تفاوتهاي بين زن و مرد، تفاوتهايي معنادار است. بنابراين تنها پذيرش اين تفاوتها كافي نيست، بلكه بايد اين تفاوتها در برنامهريزيهاي اجتماعي براي زن و مرد لحاظ شود. زيرا در غير اين صورت برنامهريزي ما بر خلاف جهت خلقت هدفمند است. پس تكوين بستري مناسب براي تشريع است. در آيه 228 سوره بقره،«ولهن مثل الذي عليهن بالمعروف و للرجال عليهن درجه» بحث مبسوطي در ذيل آن در تفسير الميزان آمده است كه علامه در تفسير اين آيه ميفرمايد: تفاوتهايي كه در ناحبه تشريع لحاظ شده، ضرورتاً به تفاوتهايي در ناحيه تكوين برميگردد.
پذيرش تفاوتهاي زن و مرد آثار زيادي به دنبال خواهد داشت كه يكي از آنها بحث تفكيك نقشهاست اگر ميپذيريم كه «ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون» به تبع آن ميپذيريم كه وحدت هدف در هر دو جنس مطرح است و هر دو به يك غرض غايي خلق شدهاند و اين لزوماً به معناي وحدت مسير نيست. يكي ديگر از آثار تمايز نقشها، مسئوليتپذيري فردي و مسئوليتپذيري و سلوك اجتماعي است. به عبارتي هر شخص، بر اساس جنسيت خود، مسئوليتها و نقشهايي را كه متناسب با جنس خودش است، ميپذيرد. در ادبيات ديني، بعضي از صفاتي كه براي زنان حسن شمرده شده، براي مردان عيب محسوب ميشود. در سلوك اخلاقي هم نسخههايي كه براي زن و مرد تجويز شده، با هم متفاوتند. مهمترين آثار پذيرش هويت جنسي در بحث آموزش و تربيت است و تربيت هم تنها به منظور ايفاي نقشهاي متفاوت نيست بلكه نحوه مواجهه زن و مرد با مسايل مختلف را نشان ميدهد. بنابراين نوع تربيتي كه براي زنان و مردان در نظر گرفته ميشود، بايد متناسب با اين تفاوتها باشد.
شناخت زن و مرد از اين تفاوتها، طريقه مواجهه اين دو جنس با يكديگر را مشخص ميكند. ولي متأسفانه، نظام آموزشي ما نظامي خنثي است. نظام آموزشي ما به دختران و پسران، هويتي متناسب با جنس آنها نميدهد. در حوزه روابط خانوادگي، انبوهي از تفاوتها ميان زن و مرد وجود دارد كه شناخت آنها از يكديگر و كارآمدي بيشتر آنان عامل مهمي در جذابيت اين دو جنس در خانواده براي يكديگر است.
متأسفانه، ناديده گرفتن اين تفاوتها در قرن اخير، عامل تخاصم ميان زن و مرد شده است. اثر بيتوجهي به هويت جنسي، تبعاتي است كه در سيستم جنسي زنان، اختلال ايجاد ميكند، باعث افزايش استرس شده، كاهش درك متقابل از جنس مخالف را باعث ميشود. تأثير منفي ناديده گرفتن تفاوتها، احساس بينيازي زن و مرد از يكديگر و در نتيجه بالا رفتن سن ازدواج يا ترويج زندگي به روشهاي مختلف از جمله تكزيستي، ازدواج با هم جنس و اشكال ديگر همزيستي را به دنبال خواهد داشت.
حجه الاسلام زيبايينژاد در ادامه سخنان خود به ديدگاه خانم باقري مبني بر مثبت بودن برخي نظريات جامعهشناختي كه تفاوتها را در قالب نقشهاي جنسيتي مطرح ميكند و اشتراك نظر ميان اين نظريهها و ديدگاه خود كه ميتواند راه را بر شناختي كه مبتني بر تفاوتهاست، بگشايد اشاره كرد و ادامه داد: اگر اين نظر جامعه شناسان را بپذيريم كه برداشتي كه هر شخص از خود دارد، تحت تأثير جامعه و فرهنگ است نتيجهاش اين خواهد بود كه هويت، واقعيتي غير از انعكاس واقعيتهاي اجتماعي ندارد. اين مسأله محل دعوا است. ممكن است ما تا حدودي مدافع ديدگاه پارسونزي باشيم (بين طبيعت و نقشها يك نوع ارتباط وجود دارد) ضمن اينكه بپذيريم كه تصويري كه شخص از هويت خود دارد، تحت تأثير جامعه نيز هست.
پذيرش اين مسأله كه زن و مرد يك واقعيت وجودشناسانه است، گر چه هويت برداشتي است كه شخص از خودش دارد و مسألهاي روانشناسانه و جامعهشناسانه نيز هست، در نتيجه ممكن است بين وجود زنانه و تفسيري كه زن از خودش دارد، اختلاف بوجود بيايد.
به نظر ما بايد اصلاحات و نظريهپردازيهايي كه خانم باقري هم به آن اشاره كردند به سمتي حركت كند كه هويت زنانهاي كه تحت تأثير فرهنگ شكل ميگيرد با هويت واقعي زن همسو باشد. اما قبول اين واقعيت كه هويت تماماً مسألهاي اجتماعي است، نميتواند بحث اجتماعي را به سمت هويت واقعي زن و مرد سوق دهد.