نظام اسلامي و مسئله پوشش و آرايش
ديدگاه
"موضوع: نظام اسلامي و مسئله پوشش و آرايش
تكميل كننده بحث: خانم دكتر شهلا باقري
مسأله را با دو پيشفرض شروع ميكنم كه در راستاي تكميل مباحث مربوط به نابساماني در عرصه پيام رساني فرهنگرساني در جامعه قابل طرح خواهد بود.
در نظر داريم حجاب و غيرت را به عنوان پيام و ارزش فرهنگي از اين زاويه مورد بررسي قرار دهيم.
پيشفرض اول: انديشه مدرن و وجوه بيروني زندگي مدرن يعني سبك زندگي مدرن با شدت و ضعف و كمابيش در برخي ابعاد نظام فكري، تربيتي و رفتاري ما رسوخ كرده است.
پيشفرض دوم: عفاف و حياء، ارزش و باور هستند ولي حجاب، نماد و سمبلي از اين ارزشها و باورها است. به عبارت ديگر اگر «حياء و عفت» را جنبه دروني قضيه بدانيم، «حجاب» در واقع جلوه بيروني اين ارزش و باور است.
نظريههاي فرهنگشناسي و به طور خاص مباحث مربوط به جامعهشناسي فرهنگ عنوان ميكنند كه: فرهنگ هر جامعه از سه عنصر شناختي، ارزشي و رفتاري تشكيل شده است به عبارت ديگر ما در مرحله اول با نظام اعتقادات ، باورها و تعاليم روبرو هستيم كه اين تعاليم، يا ديني هستند يا غير ديني مرحله يا عنصر دوم مربوط به نظام ارزشهاست كه در اين مرحله ما با نظام تمايلات و ارزشها سروكارداريم و در مرحله سوم، با فرآوردهها و كالاهاي فرهنگي مواجه هستيم. بعد سوم، از دوقسمت ديگر يعني عنصرهاي شناختي و ارزشي نشأت ميگيرد.
براي شفاف شدن در موضوع از مثال استفاده ميكنم. عنصر شناختي را به زمين، عنصر ارزشي را به درخت و عنصر رفتاري را به ميوه درخت تشبيه ميكنم. حجاب، عفاف و غيرت مثل همه پديدههاي فرهنگي ديگرآيا نبايد ارتباط وثيق عنصرهاي شناختي، ارزشي و رفتاري را به ترتيب و به دنبال هم داشته باشد؟
در جايي بر نماد حجاب تأكيد داريم اما اگر به نظام ترغيبات و تمايلات و به طريق اولي به نظام باورهاي فرد توجه نكنيم، اختلال فرهنگي ايجاد ميشود.
از ديدگاه فرهنگشناسان، اختلال فرهنگي زماني به وجود ميآيد كه رابطه سيستماتيك سه عنصر را به هم بزنيم. چون هر قدر از بالا به سمت پايين حركت كنيم، ميتوانيم پيام هاي فرهنگي را در جامعه نهادينه كنيم و در اين صورت كار انتقال پيام كامل ميشود.
در اينجا بايد گفت: براي تحقق يك باور و ارزش ديني، مثل حيا، عفاف و غيرت، بايد مكانيزم سازماني لازم طراحي شود. مشكل ما هم ضعف در «طراحي سيستم» و هم ضعف در «طرحريزي ستادي» است و سيستم هم عبارت است از: مجموعه عناصري كه با هم در ارتباط هستند و اين مجموعه عناصر، در ضمن ربط منسجم، بايد يك هدفي را محقق سازند. سؤالي كه مطرح ميشود اين است كه آيا نظام فرهنگي ما فاقد عنصر است؟ خير، «خانواده، رسانه، نظام تعليم و تربيت، سينما، تأتر، راديو و تلويزيون و آموزش و پرورش و ....» همه عنصرهاي نظام فرهنگي ما هستند. حال هدف چيست؟ هدف هم در نظام و جامعه اسلامي تقرب به خداوند است. مسئله اساسي اينجاست كه ارتباط سيستماتيك بين هدف و عنصر چگونه تعريف ميشود. آيا اين سيستم در جامعه دچار اشكال نيست؟
در اينجا ميتوان گفت كه ما در ارتباطهايمان فاقد مدارهاي سيستماتيك هستيم. يا لااقل ضعف ارتباطي داريم. به عبارتي ديگر، سيستم ما فاقد مدار است و ما بايد اين سيستم را براي فرهنگ طراحي كنيم. يك طرحريزي منظم و منسجم براي فرهنگ.
فقدان طرحريزي سيستمي باعث شده است كه اجزاي نظام فرهنگي به خوبي به وظايف خود عمل نكنند. و هر جزء، ساز خود را بزند. مثلاً رسانهها مانند راديو و تلويزيون ارزشي را تبليغ ميكند كه درخانواده، تبليغ نميشود و بالعكس. مدرسه و دانشگاه ارزشهايي را تبليغ ميكنند كه هيچ يك از عناصر خانواده و رسانه آن را تبليغ نميكنند. در رسانهها، برنامههايي توليد ميشود كه با هم تناقض دارند. و اين نشأت گرفته از نبود سيستم منسجمي است كه حول يك مدار حركت كند. بنابراين به نظر ميرسد كه در مورد مسايل زنان و مسايل تابعه همچون حجاب و عفاف نيز، وضع به همين منوال است ما در مركز تصميم ساز مسايل خانواده و زنان نداريم. البته تصميمسازي غير از نظام تصميمگيري و اجراست. در نظام تصميمسازي، بايد راههاي مختلف رسيدن به هدف در شرايط «عادي» و «اضطراري» تعريف و طراحي شود و در مرحله بعد است كه، نظام تصميمگير با توجه به شرايط مختلف، به نظام تصميمساز رجوع ميكند، تا راه اصلي را انتخاب و اتخاذ نمايد. در غير اين صورت مشكل انفعالي كه در حال حاضر با آن مواجهيم رخ خواهد داد يعني ما صبر ميكنيم تا اتفاقي بيافتد و بعد به فكر چاره ميافتيم.
در عرصه تصميمگيري هم ضعف «طرحريزي ستادي» وجود دارد. كار ستادي، عموماً سياستگزاري، طرحريزي، برنامهريزي، نظارت بر (اجرا) و كنترل است. در زمينه سياستگزاري عنوان ميكنيم كه مشكل خاصي وجود ندارد. سياستگزاري مسايل زنان و خانواده را چه كساني بر عهده دارند؟ آيا مجمع تشخيص مصلحت نظام يا شورار عالي انقلاب فرهنگي؟ متعاقب آن سياستها و طرحريزيهاي متناسب در كجا انجام ميشود؟ نظارت و كنترل در كدام دستگاه صورت ميگيرد؟ آيا دستگاههاي اجرايي ما لزوماً سياستها را عملياتي ميكنند؟ آيا دستگاههاي سياستگذار، مكانيزم نظارت و كنترل دقيقي را دارا هستند؟ به نظر ميرسد كه تغييرات، بايد لحظه به لحظه رصد شوند، تا جلوي خطا و انحراف گرفته شود.
به هر صورت، با توجه به ضعف سيستم طرحريزي ستادي با و فقدان تصميمسازي استراتژيك چگونه ميتوانيم انتقال پيام فرهنگي، از جمله پيام عفاف و حجاب را به خوبي منتقل كنيم. بايد در جامعه، براي ذائقههاي مختلف فكر كنيم و براي همه يك نسخه نپيچيم. بايد در سياستگذاريها به همه مخاطبان توجه كنيم.
خانم باقري در ادامه صحبتهاي خود به بحث ازدواج اشاره كرد و گفت: بايد زمينههاي ازدواج سالم را فراهم كنيم و هدف اصلي آن يعني برقراري سكون وآرامش را ترويج دهيم، فرهنگ وساطت در امر ازدواج را رواج دهيم ودر كنار فراهم كردن راههاي تسهيل ازدواج، به ازدواج متناسب، زوجين متناسب و ازدواج سالم و آرامشزا در داخل خانواده هم توجه داشته باشيم.
غالباً ما ميتوانيم به راههاي كوتاهمدت و ميان مدت بيانديشيم. راهكارهاي زير را به عنوان راههاي كوتاه مدت وميان مدت خدمت شما ارايه ميدهم. از جمله راه حلها ميتوان به اين موارد اشاره كرد:
1. گنجاندن موضوع عفاف از ديدگاه آيات و روايات، همراه با تبيين ضرورت و زيبايي شناختي اين ارزش در كتب درسي مدارس و دانشگاهها.
2. معرفي نمونههاي موفق ساخت و ساز مسكن و معماري با الگوي ايراني و اسلامي.
3. برگزاري دورههاي آموزشي فرهنگ عفاف وحجاب در دورههاي هتل داري و شرط گزينش در به كار گيري راهنمايان گروههاي گردشگري خارجي.
4. آموزش واحدهاي توليدي، توزيعي، بهداشتي، آرايشي ودستگاههاي مربوط به بانوان درباره موضوع حجاب و عفاف.
5. ممنوعيت ورود و توليد و عرضه مجسمهها، عروسكها و مانكنها و تابلوهاي نمايش و جلوههاي ضد عفاف، نظير تابلوفرشها، روزنامهها و نقاشيها.
6. ملي كردن و جهاني كردن نشريات تخصصي پوشاك اسلامي از طريق اينترنت.
7. برخورد با سايتهاي اينترنتي كه دسترسي به سايتهاي ضد اخلاقي را فراهم ميكند. و جلوگيري از فعاليت آنها.
8. تشويق و تجليل از دختران وپسران نخبه و ممتاز و معرفي افراد نمونه با توجه به الگو بودن آنها در پوشش.
9. مسدود كردن سايتهاي ضد اخلاقي و ضد حياء.
10. تأكيد بر تسريع ايجاد فيلترينگ هوشمند براي جلوگيري از افزايش و رواج بي بندوباري در سطح جامعه.
11. ايجاد سايتهاي اينترنتي و ساخت برنامههايي در حوزه فلسفه حجاب. بهداشت رواني و حجاب، بهداشت اجتماعي وحجاب.
12. تشويق و ترغيب شركتهاي حمل و نقل مسافر به ارايه خدمات فرهنگي به مسافران.
13. به تصوير كشيدن چهره بانوان محجبه خارجي در زمينههاي مختلف فرهنگي، هنري، اجتماعي وسياسي از طريق برنامههاي تلويزيوني وتهيه فيلم از زندگي آنها.
14. به تصوير كشيدن زنان تحصيل كرده، ممتاز، متعهد و با حجاب در فيلمها و مجموعه توليدات هنري و فرهنگي و پرهيز از نشان دادن آنها در نقش شخصيتهاي عامي، كم سواد و منفي.
15. تهيه برنامههاي مختلف با هدف اطلاع رساني مناسب و دقيق به خانوادهها در مورد علل آسيبهاي اجتماعي، انحرافات در خصوص زنان بيسرپرست، كودكان خياباني، طلاق، اعتياد، فرار دختران ونشان دادن عدم رعايت حجاب و عفاف دربروز اين آسيبها.
16. برگزاري ميزگرد وانجام مناظره درباره فلسفه حجاب و عفاف، مشكلات وموانع بدحجابي در جامعه و رابطه آن با خانواده و امنيت اجتماعي.
17. ارزيابي مستمر در خصوص وضعيت حضور زنان در فيلمهاي سينمايي و مطبوعات.
18. تدوين سياستهاي روشمند درباره سبك لباس وآرايش هنرمندان.
19. تجليل از هندمندان متعهد كه در اشاعه فرهنگ حجاب وعفاف، صاحب اثر و نظرباشند.
20. تأسيس شعبات ويژه در دادسراها براي برخورد با جرائم مربوط به بدحجابي منكراتي و باندهاي فساد و فحشاء توسط قوه قضائيه در مراكز استانها.
21. پيگيري حقوقي براي جلوگيري از فعاليت مراكز وشبكههاي ماهوارهاي فارسي زبان كه در ايران فعاليت ميكنند.
22. حمايت عملي از طراحان وتوليد كنندگان پوشاك ساده واسلامي درجهت ايجاد تنوع در پوشش اسلامي و نظارت بر عملكرد آنها.
23. حمايت كامل از واحدهاي توليد پارچههاي چادري.
24. نظارت دقيق بر ورود و خروج كالاها، از جمله كالاهاي فرهنگي، مواد غذايي، دارويي، آرايشي و پوشاك.
25. وضع تعرفه گمركي ويژه براي محصولات ويژه فرهنگي وكالاهاي مغاير با شئون اسلامي و عفت عمومي.
26. تسهيل و تسريع ارايه بودجههاي لازم براي گسترش فرهنگ حجاب و عفاف توسط وزارتخانهها