بيان ديدگاهها در موضوع نظام اسلامي و مسأله پوشش و آرايش
ديدگاه
بيان ديدگاهها
در موضوع نظام اسلامي و مسئله پوشش و آرايش
در ادامه صحبتهاي خانم باقري، يکي از پيشنهادات مطرح شده، بحث تلاش براي تحقق راهحلها در قالب راهکارهاي عملي و اجرايي بود. خانم کامکاري پيرو صحبتهاي دکتر کرمي مبني بر ارتباط بدحجابي با پيشرفت تکنولوژي و صنعت به کنترل و تربيت نفس در مواجهه با اين مظاهر اشاره کرد و بحث آموزش دختران و استفاده از آيات حجاب در كتابهاي آموزشي را بسيار مؤثر دانست.
درباره هنرپيشههاي سينما و تلويزيون و برنامههايي که در صداوسيما ساخته ميشود و بزرگ ساختن و انعکاس آنها در جرايد نيز انتقاد شد.
خانم حکيمزاده درباره بحث حجاب افزود: در موضوع حجاب فقط به پوشش و آرايش توجه ميشود و به همين دليل رعايت حجاب فقط متوجه خانمها ميشود در حاليکه حوزه عفاف بسيار وسيعتر از حوزه پوشش و آرايش است. در قرآن عفاف در ابعاد مختلف آن (سخن گفتن، نگاه کردن، راه رفتن و ....) مطرح است. بحث ديگر مسأله فقدان الگو در مسأله حجاب و عدم تبيين حجاب با همه ابعاد آن است که شايد يکي از دلايل بيحجابي، بدحجابي يا بيعفتي، با همه ابعاد آن فقدان تبيين صحيح از اين موضوع باشد.
خانم غروي در تأييد صحبتهاي خانم باقري مبني بر کم شدن واسطههاي ازدواج، به کم شدن ارتباطهاي فاميلي و صله ارحام اشاره کرد و اين موضوع را دليلي بر مراجعه برخي جوانان به سايتهاي مختلف اينترنت براي پيدا کردن همسر دلخواه و مشکلاتي که بر سر راه اين نوع همسريابي وجود دارد، دانست.
در مورد بررسي سريالهاي تلويزيوني به رواج دروغگويي در بعضي سريالها هم اشاره کوتاهي صورت گرفت.
حجهالاسلام زيبايينژاد در بحث حجاب افزود که عدم ارائه تحقيقي جامع درباره حجاب، به بينتيجه ماندن طرحهاي عملياتي که براي بهبود وضعيت حجاب مطرح ميشود، منجر شده يا برخلاف تصور مورد انتظار نتيجهاي از آن حاصل نميشود.
برنامههايي از قبيل نمايشگاههاي مد و لباس، بدون در نظر گرفتن مکملهاي مورد نياز، نتيجه عكس دارد يعني به جاي اينکه بدحجابان به سمت حجاب درست تشويق شوند، زنان با حجاب نيز به سمت اينگونه نمايشگاهها کشيده ميشوند. اگر بومي کردن لباس در کنار مکملهاي مورد نياز قرار نگيرد، ميتوان پيشبيني کرد که همين فرهنگ بومي در خدمت تبرج قرار گيرد. بنابراين تحليل ما از مسأله حجاب بايد تحليلي جامع باشد.
ايشان در ذيل صحبتهاي خانم دکتر باقري درباره سه ساحتي که در حوزه فرهنگ به عنوان عناصر شناختي، ارزشي و ارزشي و رفتاري، مطرح کردند، اضافه کرد که ايشان عنصر شناختي را مقدم بر عنصر تمايلي و رفتاري عنوان کرد. در صورتيکه به نظر ميرسد تقدم عنصر شناختي بر رفتاري و ارزشي صحيح نباشد و بايد پيوند وسيعتري بين اين سه حوزه وجود داشته باشد و خصوصاً وجه غالب در برخي حوزهها با عنصر تمايلات است و حتي تأثير خود را بر حوزه شناختي هم بر جاي ميگذارد. به نظر ميرسد که مشکل خانمهاي بدحجاب عدم وجود تحليل ذهني از اين مقوله نيست يعني گاهي با تحليلهايي از سوي خانمهاي بدحجاب مواجه ميشويم که بسيار خوب عنوان ميشود. يعني به لحاظ شناختي اکثر اين خانمها تبعات و مشکلاتي را که به سبب بدحجابي يا بيحجابي با آن مواجه هستند، ميشناسند اما مديريت تمايلات به گونهاي شکل نگرفته است که تمايلات عمومي به سمت و سويي هدايت شوند که ديگر نيازي به استفاده از عناصر رفتاري و برخورد قهري و روشهاي مستقيم تبليغي نباشد.
کساني که براي بيحجابي طراحيهايي دارند، معمولاً بحثهاي نظري مطرح نميکنند بلکه بيشتر روي جنبههاي زيباشناختي مردم کار ميکنند و تغييراتي را بوجود ميآورند که اين تغييرات در مديريت مسئولين نيست. بايد براي مديريت تمايلات عمومي طراحيهايي صورت بگيرد که اين مديريت هم با سالن مد و لباس محقق نخواهد شد بلکه قبل از آن بايد تصرفاتي انجام شود.
بحران هويت جوانان يکي از علتهاي اساسي در نپذيرفتن حجاب است از طرفي ناهماهنگي حجاب و تبليغات آن با عناصري که در جامعه ما بوجود آمدهاند مزيد بر علت است. مثلاً ما مقولهاي بنام ورزش قهرماني براي زنان تعريف مي کنيم، ولي در عين حال زنان ورزشکار ما در سطح بين المللي براي موفقيت خود با مانعي بنام حجاب روبرو هستند يا در مدارس امکانات و امنيت لازم براي ورزش دانشآموزان تأمين نميشود و از دانش آموزان و دختران نوجوان خواسته ميشود که حجاب داشته باشد. اين دختران نوجوان تبيين درستي از مسأله حجاب پيدا نميکنند و تحت تأثير تمايلات عمومي هم که قرار مي گيرند با حجاب به مشکل برميخورند.
مشکل ديگر احساس حقارتي است که در برخي از افرادي که وارد اجتماعي ميشوند و به يک گروه وابستگي پيدا ميکنند صورت ميگيرد که براي رفع اين مشکل هم بايد برنامه ريزي جامع صورت گيرد.
خانم قوي در رابطه با بحث پوشش و در بخش راهکارهاي بحث پوشش، به طرحي که درباره عفاف در شوراي فرهنگي اجتماعي زنان مطرح شد اشاره کرد و درباره نکتهاي که خانم باقري در رابطه با نبود يک سيستم مديريتي که کار تصميم سازي را به عهده بگيرد با اشاره به شوراي فرهنگي عمومي که از شوراهاي اقماري شوراي انقلاب فرهنگي است، افزود چنين سيستمي وجود دارد اما کيفيت فعاليت اين سيستم چگونه است، بحث ديگري است. اما در اصل وجود چنين نهادي که تصميم سازيهاي کلان در حوزه زنان، دانشجويان و فرهنگ عمومي را به عهده دارد و هدف آن کمک و ارائه تصميمهاي کارشناسي به نهادهاي تصميمگير است، مشکلي وجود ندارد.
با نگاه ريزبينانه و تعريف درست دولت و اينکه دولت را متولي امر حجاب ندانيم، و آن را به عنوان مجموعهاي که در يک سيستم وجود دارد اعم از مراکز آموزشي، اداري، برنامه ريزي، تصميم ساز، اداره کننده و اجراکننده و کنترل کننده تعريف کنيم، ميتوانيم موفق باشيم و از کنار هم گذاشتن تکههاي پازل در رفع يک مشکل تلاش کنيم. اينکه ريشه بدحجابي در بحران هويت است و بحران هويت هم ريشه در غرب دارد، پس ديگر نميتوان کاري کرد، درست نيست حتي از وصلههاي کوچک هم که شروع کنيم و اين وصلهها را در کنار هم قرار دهيم ميتوانيم به تأثير اميدوار باشيم.
طراحي پوششي که هم با زيبايي شناختي جوان سازگار است، هم با تنوع طلبي و حس آراستگي او، و ارائه آن به جامعه، تا حدودي ميتواند به عنوان يکي از راهکارها، موفقيت آميز باشد. طرح تبيين، ترويج و توسعه حجاب هم يکي از راههايي است که ميتوان به آن اميدوار بود. از طرف ديگر حيطه نظارت هم بايد قوي و کارآمد باشد. و ضابطهمند کردن طرحها که اتفاقاً در اين مقوله دولت بايد متولي آن باشد. نه به صورت آئين نامه، بلکه با ضابطه مند کردن حجاب در ميان اقشاري که تأثيرگذار هستند مثلاً اساتيد و کارکنان دانشگاهها و ادارات ميتوان گامي به جلو برداشت.
خانم راستي در مورد حل مشكلات مختلف بر بحث عدالت در حكومت تأكيد كرد و كار روي اعتقادات را به عنوان اولين موضوعي كه مخصوصا در حوزههاي علميه جاي كار دارد مهم دانسته و به بحث نمايشگاههاي مختلف اشاره كرد كه در ارايه محصولات دقت لازم صورت نميگيرد و اين نمايشگاهها زيبنده نظام اسلامي نيست.
خانم باقري در رابطه با سؤالي که از وي شد مبني بر اينکه با توجه به پيشنهادات، چه راهکار عملي ارائه ميدهيد؟ گفت: پيشنهادات مطرح شده ابعاد مختلفي دارد که برخي از آنها در حيطه پژوهش جاي ميگيرند، برخي در عرصه نظام حقوقي و قانونگذاري و تعدادي در عرصه نظام آموزشي، تربيتي و هنري، که تحقق همه اين پيشنهادات مستلزم کمک و همکاري همه نهادهاي مرتبط است.
سياست فشار از پايين و چانهزني از بالا، سياست خوبي است. يكي از كارهايي كه در دست اجرا داريم در عرصه پژوهش تحقيقي در رابطه با بررسي ارتباط حجاب و نوع پوشش با امنيت اجتماعي زنان در شهر تهران است و نمونههايي از اين نوع كارها كه در دست بررسي هستند.
ايشان در خصوص صحبتهاي خانم قوي با اشاره به مجمع تشخيص مصلحت نظام كه عهدهدار سياستهاي كلان است و همچنين شوراي عالي انقلاب فرهنگي هم كه سياستهاي نازلتر مجمع تشخيص مصلحت را عملياتي ميكند و شوراي فرهنگ عمومي كه در ذيل شوراي عالي انقلاب فرهنگي، فعاليت ميكند منظور از خلل در سيستم مديريتي كه در صحبتها قبلا به آن اشاره شد را، عدم وجود دستگاه تصميمسازي دانست.
امر تصميمسازي، كاري كاملا تخصصي است. نظام مديريت داراي مراحل و لايههاي مختلفي است. ابتدا سياستها بايد تبديل به طرح شوند كه اين روند منطقي نظام طرحريزي ستادي است. طرح به برنامه تبديل شود، برنامهها كنترل شوند و كنترل اجرايي شود. برنامههايي كه در رابطه با حجاب انجام ميشود كارآيي و توفيق لازم را ندارد، اين دليل بر ناهماهنگي و عدم رعايت مراحل منطقي نظام طرحريزي است. مثلا درباره طرح حجاب، براي هر قشري حجاب بايد متناسب با موقعيت همان قشر طراحي شود مثلا براي حجاب استاد دانشگاه يا خانمي كه در آزمايشگاه كار ميكند بايد طراحي حجاب صورت گيرد كه شوراي عمومي عهدهدار چنين وظيفهاي نيست لذا ما در قسمتي از بخشهاي برنامهريزي و سيستم مديريتي خللهايي را مشاهده ميكنيم.
در ذيل بحث، حاجآقا زيبايي نژاد در رابطه با بحث شناخت، ارزش و رفتار، نكتههايي را ذكر كردند كه اگر ابتدا نظام باورهاي فرد تجهيز و ساماندهي شود، ارزش به خودي خود ايجاد نميشود بلكه براي ساماندهي نظام تمايلات و باورها، بايد كارهاي خاص انجام گيرد يعني نظام زيباشناختي متناسب با آن باور هم ايجاد شود و اين ايجاد تناسب طراحي وبرنامهريزي ميخواهد. مدرسه وخانه در بحث باورها و ارزشها، همسو نيستند، رسانهها با اين باورها همسو نيستند و بنابراين تحقق چنين اهدافي، يعني ارتباط منسجم ميان تمايلات و باورها و رفتارها بايد منسجم و با برنامهريزي و طرحريزي صورت گيرد و در سيستم مديريت به دليل نبود چنين ارتباط منسجمي ميان اين سه حوزه، شاهد خللهايي در بحث فرهنگي هستيم.
آقاي دکتر کرمي در ادامه افزود: مؤلفههاي فرهنگي در چارچوب جواب ميدهند و اگر از اين چارچوب خارج شود نتيجه مطلوب، حاصل نميشود. گاهي بعضي از مسئولين تلاش دارند تا ورزش قهرماني را تأييد و توسعه بدهند. در صورتيکه ورزش قهرماني در پارادايم ليبراليسم جواب ميدهد. و وارد کردن آن در نظام اسلامي حتي با رنگهاي مختلف، بالاخره ايجاد مشکل خواهد کرد. (در هر دو حوزه زنان و مردان). ايشان در پاسخ سؤالي که گفته بود ما بايد خود را با تکنولوژي همسو و سازگار کنيم گفت: تکنولوژي براي اهدافي طراحي ميشود که با بعضي فرهنگها نميسازد. بلکه اين ابزار، اولاً و بالذات در خدمت ليبراليسم بوده و براي چنين تفکري طراحي شده است. جايگاه جزييگرايانه، نبايد باعث دلخوشيهاي مقطعي شود، به عنوان مثال نمايشگاه حجاب اسلامي با ارايه طرحهاي جديد چادر، نه تنها در جذب تفکرات ليبراليسم و سکولاريسم موفق نبود بلکه حجاب ساده زنان چادري را تغيير داد. اين نتيجه، نتيجه دلخواه نبود چرا که در ترويج فرهنگ حجاب براي افراد بيحجاب مؤثر نيافتاد، بلکه تنها کاري کرد كه صورت حجاب زنان چادري را از آن شکل ساده به شکلهاي ديگر تغيير داد.
يا مورد ديگر نمايشگاهي بود که از پوشش سنتها و فرهنگهاي مختلف از ملل مختلف، در کنار هم چيده شده بود و نشان مي داد که حجاب امري ديني نيست چرا که در سنتهاي مختلف حجاب وجود دارد و حتي برخي عکسها نشاندهنده حجاب بهتري نسبت به اسلام بودند و سکولار بودن امر حجاب به خوبي مشهود بود و حجاب را به عنوان امري عرفي معرفي کرده بود. اين چه نتيجهاي به دنبال خواهد داشت؟ به اين معنا خواهد بود که با وجود اينکه حجاب در بين ملل مختلف وجود داشته ولي امري ثابت نيست که قابل تغيير نباشد و الآن در کشورهاي سکولار و ليبرال که در ميان زنان حجابي وجود ندارد ميتوان به اين سمت رفت که چون حجاب امري سنتي و عرفي است ميتوان آن را کنار گذاشت. وظيفه ما در مقابل سکولاريسم مقاومت است. اگر چه گاهي ممكن است غلط هم باشد اما چون در مقابل فرهنگ سكولاريسم و اومانيسم قرار دارد، بايد فعلا باقي بماند.
بنابراين حوزه بسيار مشکلي است اما اين به معناي انسداد باب نيست بلکه به اين معني است که کار، بسيار مشکل است مثلاً براي رفع مشکل حجاب، بايد در ابتدا سيستم آموزش عالي تصحيح شود. اختلاط در دانشگاه، اشتغال زنان، وضعيت امنيت خيابانها و .... تصحيح شود، به عقيده من مشکل حجاب قابل رفع است. و اين عقيده که تکنولوژي محصول سکولار است منظور اين است که اولاً با لذات تکنولوژي سکولار و ليبرال است. و البته استفادههاي صحيحي هم ميتوان از اين مظاهر کرد.
خانم قوي در ادامه صحبتهاي دکتر کرمي گفت: ممکن است ورود در حوزههاي کلان مشکل باشد اما با جزيينگري و طرحهاي جزيي ميتوان حداقل به نتيجهاي نسبتاً خوب دست يافت به شرط اينکه همه سيستمهاي مسئول، در حد وظيفهاي که به دوش دارند، فعاليت کنند و هر کس در هر حيطهاي خود عهده دار بخشي از کار شود تا با ايجاد انسجام، تحقق اهداف هم تسريع شود.
خانم باقري هم با تأکيد بر اين نکته که همه حوزهها بايد به صورت منسجم فعاليت کنند ادامه داد که بحث فيلترينگ، که آقاي دکتر کرمي با آن مخالف هستند و ايجاد محدوديت، تنها راه ممکن نيست بلکه ميتوان از راههاي علمي مثلاً مهار کردن امواج با پديدهي سايتهاي مخرب برخورد کرد.
اگر ضعفهايي وجود دارد نبايد اين باعث زير سؤال بردن اصل موضوع يعني تکنولوژي باشد بلکه بايد با تقويت عناصر ديني و بومي حتي از طريق همين مظاهر تکنولوژي، براي رسيدن به اهداف سود جست.
حجه الاسلام زيبايي نژاد در اختتاحيه مراسم بعد از پوزش از نواقصي که ممکن بود در برگزاري اين نشست بوجود آمده باشد، گفت: هدف از ترکيب مدعوين، آشنايي اين افراد با هم و همچنين آشنايي بيشتر با خواهران است تا ان شاءالله زمينه براي هماهنگيهاي بيشتر مديريت زنان در آينده فراهم شود.
وي در ادامه، مباحث مطرح شده را تماماً مواضع دفتر ندانستند و شرکت کنندگان در جلسه را به مراجعه به مطالبي که کاملاً مواضع دفتر مطالعات و تحقيقات زنان است دعوت کردد.
مسئول دفتر مطالعات و تحقيقات زنان پيشنهاد تشکيل گردهمايي کوچک براي بررسي محورهاي چالشي و کليدي و تأثيرگذار و در نهايت ارجاع نتايج را به مراجعي که به اين مباحث کارشناسي نياز دارند، را تأييد کرد و برگزاري نشستهايي که در حوزههاي هماهنگ مثل دفاتر امور بانوان وزارت کشور در استانهاي مختلف که همگرا و همسو هستند، و نتايج را به مراجع عملياتي و اجرايي منتقل ميکنند، ضروري دانست.
نکته ديگري که به آن اشاره شد اين بود که اگر گفته ميشود براي عمليات فرهنگي نيازمند مرکز فرماندهي هستيم، به اين معنا نيست که اين مراکز وجود ندارند، اما مهم اين است که ما براي رفع نيازهاي فرهنگي به امکانات سخت افزاري متوسل ميشويم مثلاً زماني که نياز فعاليت در حوزه زنان و خانواده احساس شد، فوراً مرکزي بنام نهاد امور زنان و خانواده شکل گرفت ولي بحث اصلي که به خاطر آن مرکزي بنام امور زنان و خانواده شکل گرفت، تحقق مديريت نرم افزاري آن بود، نه فقط طراحي يک نهاد سخت افزاري. چرا که زياد کردن تشکيلات، خود ايجاد مشکل ميکند.