تساوی یا توازن
گزارشی از وضعیت تركیب جنسیتی در دانشگاهها
گزارش
قاسم بدر بهشت
در چند سال اخیر، تركیب جنسیتی در دانشگاهها از جمله مسائلی است كه توجه تحلیلگران مسائل اجتماعی را به خود جلب كرده است. آنچه از تحلیل و توجه به آمارهای موجود در اینباره به دست میآید، افزایش تعداد روزافزون دختران در دانشگاهها و كاسته شدن تعداد پسران است به طوری كه در برخی از دانشگاهها دیگر هیچ كلاسی با اكثریت پسران و یا اقلیت نسبی آنها برگزار نمیشود. این مسأله گرچه به صورت واضح و آشكار چندان مورد تحلیل واقع نشده است، ولی اذهان را به خود مشغول كردهاست. برخی از این پیامدها كه موجب حضور فعال دختران در بدنه اشتغال مدیریت كشور در سالهای آتی میشود، فرصت طلایی زنان ارزیابی میشود و برخی دیگر این پیامدها را كه میتواند توازن اجتماعی را دستخوش تغییر كند با نگرانی دنبال میكنند. در این گزارش با ارائه آمار و تحلیل مساله تلاش شده است دلایل و پیامدهای این پدیده مورد ارزیابی قرار بگیرد.
تاریخچه افزایش حضور دختران در دانشگاهها
با پیروزی انقلاب اسلامی و در پی آن انقلاب فرهنگی در دانشگاهها، سطح اعتماد خانوادهها به دانشگاهها و نظام آموزش عالی افزایش یابد و شرایط برای ورود دختران به دانشگاهها مهیا تر شد.
به مرور پس از جنگ تحمیلی، با اشاعه هرچه بیشتر فرهنگ توسعه و اصطلاحات اقتصادی، فضای عمومی كشور دستخوش تغییراتی شد. توسعه اقتصادی به عنوان برنامه اصلی نزد دولت مردان ارزش فوقالعاده یافت. روند صعودی تورم و فشار طاقتفرسای اقتصادی برگرده خانوادهها به تدریج این ایده را تقویت کرد که دیگر مردان به تنهایی قادر به تأمین معاش برای خانواده ها نیستند.
از طرفی رسالت رسانه ملی تبلیغات پیرامون اشتغال و تحصیل زنان را در قالبهای مختلف به ویژه مجموعههای تلویزیونی، رونق بخشید و با تبلیغات منفی علیه كار ویژه های زنان در خانه و نقش های مادری، همسری و خانه داری زنان را به تحرکی بیشتر برای فاصله گرفتن از نقش های سنتی و کار ویژه های جنسیتی فرا خواند. از طرفی دیگر، تهران به عنوان توزیع کننده الگو در تمام خرده فرهنگ ها الگوهای رفتاری و زندگی را از طریق جعبه جادویی انتقال می داد و الگو برداری جوانان شهرستانی را موجب شد و به این ترتیب در عرض چند سال از نوع پوشش گرفته تا حرف زدن، تهرانی شد و از آن جمله بود میل به خروج از خانهها برای دختران. پس از آن مدرنیته به تدریج آثار فرهنگی خود را نیز نمایانگر ساخت و تبلیغ استقلال زنان از درآمد مردان، مقابله با تعاریف خانواده سنتی و... دختران را هر چه بیشتر به سمت دانشگاهها كشاند و از طرفی با تأسیس دانشگاههای مختلف و فزونی دانشجو و فارغالتحصیل سطح كارشناسی، دیگر داشتن مدرك تحصیلی امتیاز ویژهای برای به دست آوردن فرصتهای شغلی نبود و به مرور باعث شد پسران انگیزه لازم را برای ادامه تحصیل در دانشگاه از دست بدهند و فرصت دوران جوانی را صرف به دست آوردن فرصت شغلی نمایند و این عرصه را برای دختران مهیا نمود تا در رقابتی به نام كنكور موفقتر عمل نمایند. البته نظام وظیفه سربازی هم به عنوان یك عامل دیگر در این روند موثر بوده است. پسران كه بعد از پایان دوره تحصیلات عمومی برای اولین بار موفق به ورود در دانشگاه نمیشدند باید به خدمت سربازی میپرداختند. و فرصت كمتری برای سرمایهگذاری در این زمینه داشتند.
عضو كمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی دلایل موفقیت دختران را در برابر پسران برای ورود به مراكز عالیه تحصیلی، چنین برشمارد:
چون پسرها باید عهدهدار معاش خانواده باشند، در شرایط تنگنای مالی نمیتوانند درس بخوانند و به دنبال كسب مدرك دیپلم در پی یافتن شغل می روند و فرصتی برای آماده شدن برای كنكور و خوب درس خواندن پیدا نمیكنند.
عفت شریفی كوه بنانی با اشاره به فاصله گرفتن دوساله پسران با تحصیل می افزاید: پسرها بعد از دیپلم باید به سربازی بروند در حالی كه دختران چنین مسالهای ندارند و بعد از سربازی هم باید كمك خرج خانواده بوده و وقتی هم كه ازدواج كردند باید به فكر تأمین معاش خانواده خود باشند، بنابراین دیگر فرصتی برای دانشگاه رفتن باقی نمیماند.
عوامل رویكرد دختران به دانشگاهها
1. گذر از سنت به مدرنیته كه موجب تحولات اجتماعی شد و زنان به عرصههای اجتماعی وارد شدند و برای حضور در اجتماع نیاز به تخصص داشتند كه این تخصص را باید در دانشگاه كسب میكردند.
2. گسست نسلی و بیرغبتی نسبت به مؤلفههای فرهنگی نسل سابق و عدم درك متقابل دختران و والدین باعث شد تا دختران مدل زندگی مادران را الگوی مناسب خود ندانسته، با درس خواندن و دانشگاه رفتن مدل جدیدی از زندگی را تجربه كنند.
3. افزایش تدریجی سن ازدواج موجب گردید فاصله اخذ مدرك دیپلم تا زمان ازدواج برای دختران بیشتر شده و دختران فراغت تا قبل از ازدواج را با دانشگاه رفتن سپری كنند.
4. از دیگر دلایل اشتیاق دختران برای حضور در دانشگاه، كسب هویت مستقل از مردان یا به تعبیر كلی، استقلال عنوان شده است. دختران ریشه خودكامگی مردان در برابر زنان را برتری در مسایل مالی میدانند و معتقدند با آمدن به دانشگاه و كسب مدارك عالیه تحصیلی، زمینه برای اشتغال مناسب با درآمد مكفی آماده شده و آنان میتوانند مستقل از مردان و هم ردیف آنان در جامعه حضور داشته باشند.
5. یكی ازعوامل مهم این رویكرد كه نباید از آن غفلت نمود علاقهمندی عدهای نه چندان كم از دختران به علم آموزی است، چون این میل و رغبت به تحصیل علم، از بركات نظام اسلامی و مبتنی بر دیدگاههای معمار انقلاب كه توجه ویژه به زنان داشتهاند، میباشد.
بازخوانی آمارها
آمار شركتكنندگان و پذیرفتهشدگان آزمون سراسری در گروههای مختلف آزمایشی در مجموع گروهها و همچنین مقایسه درصد قبولی دختران و پسران در دانشگاهها، مبین مسایل زیادی است، ضمن اینكه نكات جالبی در این آمارها نهفته است. ازمیان 30 استان كشور كه البته تا سال 83 تعدادشان 28 استان بوده است، استانهایی كه تعداد بیشتری از داوطلب را داشتهاند مورد بررسی قرار میگیرد. آمارها مربوط به سالهای 78 تا 85 است همزمان با شیوع آثار پدید آمده از سیاستهای كلان اقتصادی دوران سازندگی، استانهای تهران، اصفهان، خراسان (بدون تفكیك فعلی)، خوزستان، فارس، گیلان، و مازندران در این مقایسههای آماری، بیشتر مورد توجه واقع شدهاند اما در حین این بررسی به برخی نكات جالب در آمار استانهای دیگر نیز توجه میشود. ضمن اینكه به لحاظ گروه آزمایشی نیز، تفكیك انجام شده تا میزان اشتیاق پسران و دختران به شركت درگروههای آزمایشی و میزان موفقیت آن ها مورد توجه قرار گیرد.
گروه ریاضی فنی؛ پیشروی محسوس دختران
آمارهای مربوط به شركت دانشآموزان دختر و پسر در آزمون سراسری گروه آزمایشی ریاضی- فنی، نشان میدهد كه میزان اشتیاق پسران به حضور در این عرصه همچنان بیشتر بوده به طوری كه در استانی چون اصفهان، درسال 78 تعداد پسران شركتكننده درآزمون این گروه دو برابر دختران شركت كننده بوده است. همچنین 6/61 درصد شركتكنندگان تهرانی در این گروه را پسران تشكیل دادهاند.
این اختلاف دراستانی چون خوزستان به حدود 3 برابر میرسد همچنین مجموع شركت آقایان شركت كننده در گروه آزمایشی ریاضی فنی در سال 78 نسبت به خانمها هم بیشاز دو برابربوده است و 103 هزار و 747 نفر مرد نیز بیش از زنان در این گروه شركت كردهاند.
میزان پذیرفته شدگان پسر در مقیاس تعداد نیز از پذیرفته شدگان دختر در تمام استانها به ویژه استانهای نام برده شده نیز بیشتر بوده است و مردان، در رشتههای مهندسی شانس پذیرش بالاتری داشتهاندن.
از كل كشور 24 هزار و 199 مرد و 15هزار و 893 زن در گروه ریاضی فنی پذیرفته شدهاند كه به این ترتیب 60 درصد كل پذیرفته شدگان در فنی پذیرفته شدهاندو 60 درصد كل پذیرفته شدگان در این گروه را مردان تشكیل دادها
همچنین از مجموع آمار 8 استان نمونه گرفته شده نیز چنین برمیآید كه مردان، 60 درصد پذیرفته شدگان گروه آزمایشی ریاضی- فنی سال78 در این استانها هستند. ولی از طرفی گروه ریاضی- فنی روی دیگری هم دارد و آن درصد قبول شدگاه به نسبت شركت كنندگان است. درتمام استانها نسبت پذیرفته شدگان به شركت كنندگان در میان خانمها، بیشتر از همین نسبت در بین آقایان بوده است.
از 8810 زن اصفهانی شركت كننده در آزمون ریاضی- فنی 1493 نفر پذیرفته شدهاند یعنی 12 درصد مردان اصفهانی شركت كننده در آزمون ریاضی- فنی پذیرفته شدهاند. با وجود تعداد بیشتر قبولی مردها، درصد قبولی زنها به نسبت شركتكنندگان هم جنس خود در مقایسه با مردان بیشتر بوده است. تداوم این اختلاف درصد در سالهای بعد موجب شد كه تعداد دانشجویان دختر رشتههای مهندسی به دانشجویان پسر نزدیك شود اما آمارها نشان میدهد كه در این گروه، برتری همچنان با مردان است.
مسئله دیگركم شدن فاصله تعداد شركت كنندگان زن و مرد درآزمون این گروه است. اگرچه همچنان برتری با مردها است اما میزان شركت كنندگان زن به نسبت مردان، به شدت افزایش یافته است. درحالیكه تعداد شركت كنندگان زن تهرانی در آزمون این گروه از عدد 29 هزارو 480 نفر درسال 1378 با فراز و فرودهایی طی سالیان به 37 هزار و 171 نفر در سال 1385 رسیده، تعداد مردان تهرانی شركت كننده در همین آزمون از عدد47 هزار 326 نفر در سال 1378 به 42 هزار و 957 نفر در سال 1385 تقلیل یافته است. یعنی اختلاف 17 هزار و 846 نفری میان مردان و زنان به 5 هزار و 786 نفر رسیده كه البته برتری عددی همچنان با مردان است.
آمار زنان شركت كننده تهرانی در این آزمون با سیری صعودی در سال 1382 به 50هزار و 267 نفر رسیده اما با طی روندی نزولی در سال 1385 به 37هزار و 171 نفر تقلیل یافت. درباره مردان اما قضیه فرق میكند. تعداد مردان تهرانی شركت كننده در آزمون ریاضی سال 79 حدود 900 نفر كاهش یافت اما در سالهای 81 و 82 این آمار به اعداد 54هزار و 575 و 54 هزار و 265 نفر روبرو شد. با آغاز روند نزولی، این عدد در سال 1385 به 42هزار و 957 نفر رسید.
با اینكه فراز و فرود در تعداد شركت كنندگان هر دو جنس وجود داشته و در هر دو جنس، تعداد شركت كننده روند نزولی را طی میكند اما ملاحظه میشود كه تعداد شركت كنندگان زن سال 1385 این گروه از تهران به نسبت سال 1378 میزان 5 هزار و 657 نفر بیشتر شدهاند. اما در همین مدت از شركت كنندگان مرد به میزان 4هزار و 369 نفر كم شده است. در این میان در برخی استانها همچون زنجان، كه در سال 78 تعداد شركت كنندگان مرد از زن بیشتر بوده، قاعده برعكس شده است. حتی در میزان پذیرش نیز زنان پیشی گرفتهاند. در استان زنجان در سال 78 تعداد زنان شركت كننده در آزمون ریاضی- فنی یكهزار و 146 نفر و مردان 2هزار و 147 نفر و میزان قبولی به ترتیب 263 و 469 نفر بوده است. اما در سال 85 تعداد شركت كنندگان زن به 2هزار و 850 نفر و مردان به 2هزارو 648 نفر رسیده، ضمن اینكه میزان قبولی مردان یك هزار و 182 و زنان یكهزار و 372 نفر شده است.
در استان اصفهان با اینكه مردان 2هزارو 600نفر بیشتر از زنان شركت كردهاند اما در ازای قبولی 7هزار و یك مرد، 7هزار و 37زن قبول شدهاند كه در نوع خود، آمار جالبی است.
تجربی در ید قدرت زنان
تعداد دختران شركت كننده در آزمون تجربی سال 78 در تمام استانها به جز ایلام، كهكیلویه و بویراحمد و كردستان از مردان بیشتر بوده به طوری كه در تهران 6/72 درصد شركت كنندگان در این آزمون را دختران تشكیل دادهاند.
در آمار قبول شدگان نیز در تمام استانها، دختران برتر بودهاند به جز در استان كردستان كه پسران گوی سبقت را از دختران ربودهاند. در استان ایلام كه تعداد شركت كنندگان پسر بیشتر بوده قبولی دختران بیشتر است در حالیكه 346 دختر قبول شدهاند تعداد پسران قبول شده 263نفر است. این آمار در كهكیلویه و بویر احمد كه باز تعداد شركت كنندگان پسر بیشتر بوده است به همین ترتیب است. دراستان كردستان هم كه بیشتر قبول شدگان پسر هستند نسبت قبول شدگان به شركتكنندگان دختر 2/12 است كه این نسبت در میان پسران به 12 میرسد.
آمار های مربوط به شرکت دانش اموزان دختر و پسر در آزمون سراسری گروه آزمایشی ریاضی- فنی، نشان می دهد که میزان اشتیاق پسران به حضور در این عرصه همچنان بیشتر بوده به طوری که در استانی چون اصفهان، در سال 78 تعداد پسران شرکت کننده در آزمون این گروه دو برابر دختران شرکت کننده بوده است. همچنین 61/6 درصد شرکت کنندگان تهرانی در این گروه را پسران تشکیل داده اند.
در سال79 كردستان و ایلام به جمع استانهای با تعداد شركت كنندگان بیشتر دختر پیوستند اما دركهكیلویه و بویراحمد كماكان مردان بیشتر بوند ضمن اینكه به جز كهكیلویه و بویر احمد در تمام استانها زنان بیشتر از مردان قبول شدند و درصد قبولی به نسبت شركت كنندگان هم برای زنان، بالاتر از مردان بود.
در سال 80 اختلاف شركت كنندگان در كهكیلویه و بویر احمد به 2نفر رسید كه باز مردان بیشتر بوند میزان زنان شركت كننده در كرمان، اصفهان و خوزستان به نزدیك 3 برابر مردان رسید و در تهران از این میزان هم فراتر رفت. زنان تهرانی 5/4 برابر و اصفهانی 5/3 برابر بیشتر از پسران در آزمون پذیرفته شدند و در خوزستان این میزان به عدد3 بسیار نزدیك شد اما در كهكیلویه و بویر احمد باز هم مردان بیشترین آمار قبولی را داشتند.
در حالیكه تعداد شركت كنندگان تهرانی در زنان و مردان گروه تجربی روند نزولی به خود گرفته اما در برخی استانها این روند با سرعتی نه چندان زیاد، در حال افزایش است. با این حال و با توجه به فراز و فرود آمار شركت كنندگان، برتری بیچون و چرا درگروه تجربی از سال 78 تا 85 با زنان بوده است كه نشان از علاقه آنان به رشتههای پزشكی و علوم آزمایشگاهی دارد. ضمن اینكه در 8 استان برگزیده ما به جز خوزستان، روند تعداد شركت كنندگان از سال 78 تا 85 نزولی بوده است.
گروه علوم انسانی،آزمونی برای دختران كلان شهرها
در گروه علوم انسانی نیز شركت كنندگان زن در اكثر استانها بیشترند. این مسئله در 8 استان برگزیده تحقیق ما، بیشتر نمایان است. در این استانها كه 9 كلانشهر كشور را در خود جای دادهاند زنان شركت كننده در آزمون انسانی سال 1380 گاه تا دو برابر تا حتی بیشتر از آن را نسبت به مردان تشكیل دادهاند. در آمار قبول شدگان نیز این درصدها و نابرابریها حاكم است. البته تعداد شركت كنندگان زن و مرد این گروه از 8 استان تهران، اصفهان، خراسان، خوزستان، فارس، آذربایجان شرقی، گیلان و مازندران هم روند نزولی داشته و دارد.
از تعداد شركت كنندگان زن خوزستانی در آزمون انسانی سالهای 78 تا 85 بالغ بر 1100 نفر كاسته شده این در حالی است كه مردان با كاهش 9700 نفری روبرو شده و 5/2 برابر از جمعیت شركت كنندگانش كاسته شده است.
به این ترتیب در حوزه علوم انسانی نیز زنان بر مردان غلبه كرده و اكثریت كرسیهای دانشگاهی را اشغال كردهاند.
گروههای دیگر
درگروه هنر و زبان خارجی نیز زنان در میزان شركت و قبولی برتری دارند میزان شركت زنان در 8 استان پر جمعیت حدود دو برابر مردان و میزان قبولی، گاه تا چهار برابر به سود زنان است. در كنكور سال 83 گروه هنر در خوزستان 66 زن و 15 مرد پذیرفته شدند كه برتری 5/4 برابری زنان را به وضوح نشان میدهد. در اصفهان نیز 213 زن و 54 در همان سال قبول شدند.
در گروه زنان خارجی همزمان برترند وگاه تا 3 برابر مردان پذیرفته میشوند.
نتیجه
با توجه به مطالب گفته شده ملاحظه میشود به جز گروه ریاضی- فنی كه در آن، برتری عددی بامردان است درگروههای دیگر به ویژه تجربی، زنان بر اوضاع تسلط دارند. به این ترتیب زنان حتی در استانهای محروم هم بیشتر از مردان به دانشگاه راه مییابند.
پیامدها
آمار ذكر شده به وضوع برتری تعداد دانشجویان دختر در دانشگاهها را نشان میدهد. فزونی تعداد دختران دانشجو در جنبههای بسیار باید مورد مطالعه قرارگیرد زیرا این روند صعودی هنوز دختران در دانشگاهها در عرصههای متعددی تأثیر گذار است كه از جمله آنها میتوان به خانواده، فرهنگ، سیاست، اقتصاد و ... اشاره كرد. متأثر ازاین پدیده ساختار خانواده، الگوهای تقسیم كار زوجین، الگوهای تربیتی كه تا به حال مرسوم بوده و ملاكهای انتخاب همسردچار تعارض میشود. و همچنین شاهد افزایش سن ازدواج خواهیم بود. اختلاف تحصیلی بعد از ازدواج هم ممكن است یكی از دلایل طلاق باشد. در حوزه فرهنگ، تعاریف موجود ارتباط بین هر جنس، نقشهای اجتماعی، سبكهای زندگی و حتی به طور عامتر هویت دستخوش تغییر میگردد.
رشد دختران تحصیل كرده افزایش متقاضیان زن برای اشتغال را به همراه دارد كه البته پیرامون این مسأله تحلیلهای متفاوتی وجود دارد كه از جمله آنها این است كه، عدهای قائلند زنان هر چند تحصیلات عالیه داشته باشند با توجه به عرف حاكم بر حوزه اشتغال، نمیتوانند جایگاههای رسمی را به دست آورند و در نتیجه باید به شغلهای رده پایینتر مانند منشیگری و ... رو آورده به این به نوبه خود نوعی بیكاری پنهان است ولی عده دیگر قائلند كه با توجه به محدودیتهای بازار كار اگر همین میزان شغلهای موجود به زنان واگذار شود آنگاه با یك بحران در مسأله اشتغال مردان مواجهیم كه این پدیده در جای خود میتواند آثار زیادی به جا گذارد. تأثیرات رشد حضور دختران در دانشگاهها درحوزه اقتصاد اثرات دیگری نیز میتواند داشته باشد كه از جمله آنها میتوان به استقلال اقتصادی زنان، نوسان در الگوهای فعلی اشتغال (بازار كار در بسیاری از زمینهها تا به حال عاری ازجنس زن بوده و حالا با ورود زنان باید مناسبات جدیدی تعریف گردد.) و همچنین تعریف یك الگوی مدون از مشاركت درتأمین هزینههای خانواده با عنایت به عرف نام برد. متأثر از این پدیده الگوهای مشاركت سیاسی نظیر انتخابات، احزاب و NGO ها دچار تغییرات خواهند شد و ما با جنبشها و مطالبات نوین سیاسی روبرو خواهیم بود و البته حوزه علم و عرصههای پژوهش نیز متأثر از این پدیده خواهند شد و ممكن است دغدغهها در موضوعات مورد توجه با صبغهای متفاوت ازآنچه فعلاً موجود است دنبال شود.
چه باید كرد؟
عدهای راه حل این مسأله را در سهمیه بندی دانشگاهها میدانند كه البته این كار دور ازعدالت است ما در این گزارش ذكر یك مورد اساسی را به برنامه ریزان و سیاست مداران لازم میدانیم كه نسبت به مقوله جنسیت در برنامه سازی حساس باشند و برقراری توازن جنسی در دانشگاهها به معنای تركیب جنسیتی 50 درصد نمیباشد بلكه با توجه به ضرورت و نیاز جامعه است زیرا بعضی از رشتهها و زمینهها نیاز به متخصص زن ضروری است و بعضی رشتهها و حوزههای كاری را مردان باید عهدهدار باشند و درآخر اینكه با مداقه در این امر كه چه عواملی باعث بیانگیزشی پسران برای علم آموزی شده انگیزه سازی لازم در این زمینه صورت گیرد.
- تاریخ:
- ۱۳۹۹/۰۴/۲۸
- کلمات کلیدی:
مطالب ویژه
آخرین مطالب
سنخبندی عاملیت زنان در جنگ تحت تاثیر روایتهای سیاسی-اجتماعی است
بازنمایی نقش زنان در دفاع مقدس به شرایط اجتماعی روز بستگی دارد
مسئلهمندی پژوهشگر او را در بیان واقعیتهای مگو یاری میکند
در روایت کنشگری زنان صدای قلبشان را بشنویم
زنان انتخاب گر
ارتباط با ما
- آدرس : تهران بلوارکشاورز،خیابان نادری ، کوچه حجتدوست پلاک ۵۶
- تلفـن: ۸۸۹۸۳۹۴۴ (۰۲۱)
- فکس: ۸۸۹۸۳۹۴۴ (۰۲۱)
- hawra@wrc.ir






