بررسی ادله جواز و حرمت سقط جنین
اندیشه نوشین آهوران
مقدمه
حمایت از جنین از دیرباز در جوامع بشری، مطرح بوده و در همین راستا، قانونگذار جمهوری اسلامی ایران با الهام از رهنمودهای فقه اسلامی، جنین انسان را موجودی دارای شخصیت انسانی و قابل تكریم و حمایت میداند كه مانند سایر انسانها دارای حقوقی از جمله حق حیات و سلامت است.
بنا بر نظر مشهور فقها، سقط جنین بعد از دمیدن روح- چهار و نیم ماهگی- حرام و نامشروع میباشد. اما این رأی در میان فقها مخالفانی دارد كه برخی با تمسك به قاعده لاحرج، ضرورت و اضطرار، تزاحم یا اصل تخییر، فتوا به جایز بودن سقط جنین را مجاز دانستهاند؛ اما با جواز بی قید و شرط آن مخالفت نمودهاند.
جوامع بشری از دیرباز با معضلی به نام «سقط جنین» مواجه بوده است.وضعیت جامعه ما نیز به گونه ای است که سقط جنین اتفاق می افتد و قسمت اعظم آن به صورت پنهانی و توسط افراد غیر متخصص انجام می شود. قوانین موجود در ارتباط با سقط جنین گاه به دست افراد موجه نقض میشود كه بیم آن میرود نقصان احترام به قانون، آن هم قانونی كه صفت اسلامی دارد، موجب از هم گسیختگی ساختار اخلاق عمومی گردد. آیا راهی وجود ندارد كه چنین افرادی به عذری به ظاهر موجه تر، مجبور به قانون شكنی نشوند؟ و روح تجری به قانون، در سطح وسیعی گسترش پیدا نكند.
مسلماً آزادی سقط جنین امری مذموم و خلاف شرع است كه حق حیات این بدیهی ترین هدیه الهی را از موجودی سلب می كند؛ امّا برای عوارض ممنوعیت مطلق سقط جنین باید فكری كرد. این مقاله به شكل دلایل حرمت سقط جنین، استدلال موافقان و در انتها نتیجه گیری طبقهبندی شده است.
مفهوم جنین و سقط آن
مفهوم جنین و سقط آن از تركیب نطفه مرد با تخمك، موجود زنده جدیدی پدید میآید كه به آن جنین میگویند. این موجود جدید كه منشأ پیدایش انسان است، معمولاً پس از هفت ساعت و در نهایت 24 ساعت پس از نزدیكی، هستی پیدا میكند و حدود 30 ساعت پس از لقاح به مرحله دوسلولی رسیده و با ادامه تقسیمات سلولی، تعداد سلولهایش افزایش یافته و در روز سوم پس از لقاح، سلولها بالغ بر 16 خواهند شد و تخمك بارور شده، بدین ترتیب رو به تكامل می رود.[سالدر، 41و 42] جنین در ماه ششم یا نیمه اول ماه هفتم به درجهای از تكامل جسمانی می رسد كه اگر در این زمان متولد شود، میتواند با مشكلات فراوان زنده بماند و در صورتی كه جنین روال طبیعی خود را طی كند، پس از 266 روز یا 38 هفته پس از لقاح تكامل یافته و به صورت انسانی زنده، متولد میشود [همان 95] بنابراین مبدأ جنین ابتدای آبستنی و انتهای آن لحظه ما قبل ولادت است. اگر عاملی مانع این تكامل طبیعی شود و جنین حیاتش را از دست بدهد، جنین سقط میشود البته گاهی جنین زنده به دنیا می آید، لكن قابلیت حیات و ادامه بقاء را ندارد و فوت می كند، به این موارد هم عرفاً سقط جنین میگویند.[جعفری لنگرودی201]
مفهوم «ولوج روح»
در كتابهای فقهی و روایی، مرحله چهار ماه و نیم یا پنج ماهگی كه حركات جنین برای مادر، محسوس میشود «ولوج روح» می گویند. [شهید ثانی10/293 ]
درحدیثی از امام صادق (ع) روایت شده است كه فرمودند: «...اذا مضت خمسه اشهر فقد صارت فیه الحیاط ...». [عاملی، 19/240 ] یعنی بعد از پنج ماهگی حیات درآن (روح) حلول می كند.
مبنای اختلاف
موافقان سقط جنین با استفاده به حقوق بشر و همسانسازی حقوق زن و مرد و لزوم رفع تبعیض، سقط را از حقوق مسلم زن قلمداد كرده و آنچه را كه در رحم در حال رشد است جزیی از اجزای مادر و تنها تكهای گوشت میدانند كه فاقد هر گونه حقی است، بنابراین مستحق كمترین احترام و توجهی نیست. از نظر این گروه رفاه و موقعیت خوب اجتماعی و آسودگی و آسایش مادر در درجه اول اهمیت قرار دارد.( به نقل از مرتضی جبلی، سایت حوزه، مجله نامه مفید)
از منظر فقهای امامیه كه مخالف سقط جنین هستند، جنین موجود محترمی است و برای بذری كه انسان از آن پدید میآید پیش از آنكه در رحم زن افكنده شود، عوض مالی(ارش) معین كرده است [احمد ادریس، 185 ] و سقط آن را به جز مواردی كه به عنوان ثانوی، سقط آن را مجاز شناخته شده است، در هر مرحلهای كه باشد، به استناد كتاب، سنت، عقل و اجماع حرام و نامشروع است.
از نظر فقهای امامیه، حیات جنین دو مرحله اساسی دارد:
1. از ابتدای انعقاد نطفه، تا زمان دمیده شدن روح
2. از زمان دمیده شدن روح، تا زمان تولد
در مرحله اول و قبل از دمیده شدن روح، سقط جنین به دلیل اینكه دارای حیات نباتی است و انسان بالفعل نیست، قتل نفس محسوب نمیشود. و در مرحله دوم؛ جنین، انسانی همانند سایر انسانهاست و قتل آن حرام است. ازجمله دلایل آن آیه 33 سوره اسراء است كه میفرماید: «و لا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق» این آیه دلالت بر حرمت سقط جنین، بعد از ولوج روح دارد.[خویی، 2/40]
ادله حرام و نامشروع بودن سقط جنین
بعد از ولوج روح؛ عده ای بر این باورند که جنین، دارای حیات انسانی است و در حرمت نفس انسانی، تفاوتی بین صغیر و کبیر و جنین وجود ندارد و نمی توان برای حفظ جان یک نفر، جواز قتل دیگری را هم صادر کرد. به علاوه به مقتضای برخی روایات، حتی در مواقع ضرورت، اضطرار و تقیه اجازه ارتکاب قتل و سقط جنین داده نشده است
كتاب:
بعضی بر حرمت سقط جنین توسط والدین به آیاتی از قرآن استناد كردهاند كه در اینجا مورد بررسی قرار می گیرد.
الف- سوره اسراء، آیه 31 می فرماید: «لا تقتلوا اولادكم خشیه املاق نحن نرزقهم و ایاكم ان قتلهم كان خطأ كبیراً» و فرزندان خود را به خاطر ترس از فقر نكشید، ما شما و آنها را روزی می دهیم. به یقین كشتن آنان گناه بزرگی است.
ب- سوره انعام، آیه 151 می فرماید: «و لا تقتلوا اولادكم من املاق نحن نرزقكم و ایاهم» فرزندانتان را از فقر نكشید، ما شما و آنها را روزی می دهیم.
گرچه در مورد حرمت سقط جنین نمی توان از این آیات استفاده كرد؛ زیرا موضوع این آیات «حرمت قتل اولاد» است؛ نه سقط جنین و «قتل اولاد» هم غیر از سقط جنین است؛ زیرا اولاد كه جمع «ولد» است از ماده ولادت می باشد. بنابراین به فرزند انسان مادامی كه در رحم است، حقیقتاً ولد گفته نمی شود؛ زیرا هنوز ولادت و زایمان صورت نگرفته است؛ بنابراین بعد از ولادت و زایمان به آن ولد گفته می شود و سلب حیات او قتل است ولی سلب حیات از جنین تا زمانی كه در رحم است، سقط، اسقاط و اجهاض است، نه قتل.(به نقل از مرتضی جبلی، سایت حوزه، مجله نامه مفید)
سنت
ممنوعیت و حرمت سقط جنین در بعضی احادیث آمده است:
الف- موثقه اسحاق بن عمار:«المرأه تخاف الحبل فتشرب الدواء فتقلی ما فی بطندا؟ قال: لا، فقلت، انما هو نطفه، فقال: ان اول ما یخلق نطفه»[عاملی،19/15 ]
اسحاق بن عمار میگوید: به ابوالحسن (ع) عرض كردم، زن از باردار شدن می ترسد و دارو می نوشد تا آنچه در شكم دارد، بیفتد. امام فرمود: این كار را نباید كرد. گفتم: نطفه ای بیش نیست. نخستین چیزی كه آفریده می شود نطفه است. استدلال امام این است كه چون نطفه منشأ خلقت انسان است، پس اسقاطش جایز نیست.
ب- صحیحه ابو عبیده از ابو جعفر (ع) : «فی امرأه شربت دواء و هی حامل لنطرح ولدها فالقت ولدها» فقال: «ان كان عظما قدنبت علیه اللحم ...» قلت: فهی لا ترث من ولدها من دیته؟ قال: لا، لانها قتلته. امام باقر(ع) درباره زن بارداری كه دارویی مینوشد تا فرزند سقط شود و فرزند هم سقط می شود، می فرمود: اگر آنچه سقط شده، به مرحلهای رسیده باشد كه دارای استخوان، گوش، چشم و گوش باشد، بر زن واجب است دیه او را به پدرش بپردازد. اگر به این مرحله نرسیده و علقه یا مضغه باشد، باید چهل دینار بپردازد یا عبد و كنیزی را به پدر او بدهد. راوی می گوید: پرسیدم: آیا فرزند از دیه فرزند خود ارث نمی برد؟ فرمود: خیر، چون زن، او را كشته و قاتل ارث نمی برد. این روایت، بر حرمت سقط جنین در مرحله علقه، تا قبل از دمیدن روح دلالت دارد. [عاملی، 17 / 390 ]
ج- مرسله شیخ مفید از امام امیرالمؤمنین(ع): «انه قال لعمر وقداتی بحامل قدزنت فأمر برجمها، فقال له...فاذا ولدت و وجدت لولهها من یكفله فاقم الحد علیهما»[حرعاملی، 28/108 ]
زن باردار زناكاری را نزد عمر آوردند. وی حكم به رجم آن زن داد. حضرت علی علیهالسلام به عمر فرمود: اگر به واسطه زناكار بودن زن، بر او سلطه داری، چه اختیاری نسبت به فرزند داخل رحم او داری؟ خداوند می فرماید: هیچ كس بار گناه دیگری را بر دوش نمی كشد. عمر گفت: در معضلی كه پیش آمد و ابوالحسن آنجا حاضر نباشد، زنده نباشم و ادامه داد: ای ابوالحسن با او چه كنم؟ امام فرمود: از او نگه داری كن تا زایمان كند و زمانی كه فرزند را به دنیا آورد و كسی برای سرپرستی طفل پیدا شد، حد را بر او جاری كن. از این روایت استنباط می شود كه حفظ جنین، امری لازم و واجب و سقط آن، حرام و نامشروع است.[خرازی، المقام السادس]
د- روایات متواتر یا قریب به تواتر، دلالت بر وجوب دیه برای سقط جنین می كنند. در این خصوص كلینی به سند از عبدالله بن از امام صادق (ع) نقل كرده است كه چنین فرموده است:«و اذا تم الجنین كانت له مائه دینار، فاذا أنشی فیه الروح فدیه الف دینار او عشره آلاف درهم ان كان ذكراً و ان كان انثی فخمسائه دینار، ... و دیه الولد نصف دیه الذكر، ونصف دیه الذكر و نصف دیه الانثی ودیتها كامله» دیه جنین تام الخلقه كه روح در او دمیده نشده باشد، یك صد دینار است ...دلیل ما اجماع فقهای امامیه و اخبار و روایات است. [وسائل الشیعه، 19 /268 ، ب21 ، ح1]
وجوب پرداخت دیه، به دلالت التزامی بر حرمت سقط جنین، حكم می كند؛ زیرا دیه، جبران كننده خسارت حاصل از جنایت است و سقط عمدی، بدون اذن شارع، قطعاً حرام است. (مكارم شیرازی، 286 ) به عبارت دیگر با توجه به اینكه در وجوب دیه، این است كه به سبب جنایت باشد و جنایت عمدی نیز قطعاً حرام است پس اسقاط عمدی جنین در هر یك از مراحل رشد، حرام خواهد بود( همان، 288 )
حكم عقل:
ازجمله اعمالی كه نه تنها در گذشته؛ بلكه در دنیای امروز نیز به عنوان یك جرم و عمل زشت و قبیح مطرح بوده و هست، سقط جنین است كه تنها در شرایطی خاص مجاز شمرده شده است. از دلایلی كه می توان برای قبیح دانستن این عمل برشمرد، موارد زیر است:
1- اینكه جنین منشأ انسان است و از چهار و نیم ماهگی به بعد شكل و شمایل انسان را نیز پیدا می كند، از این رو حرمت و احترام خاصی پیدا كرده و سقط او، شبهه قتل انسان را به همراه دارد.
2- میل به ادامه نسل، میلی فطری است و سقط جنین اقدامی علیه این میل است، بنابراین امری ناپسند محسوب می شود.
3- آزادی سقط، بی بندوباری جنسی و روابط نامشروع را به دنبال خواهد داشت و ممنوعیت آن ضامن اخلاق و استحكام خانواده خواهد بود.
4- سقط جنین- به خصوص در گذشته- همیشه موفقیتآمیز نبوده و در نتیجه گاهی اقدامات انجام شده، موجب مرگ یا ناقص شدن بچه می شده است.(به نقل از امیر وطنی، سایت حوزه، مجله متین)
برخی معتقدند با استناد به قاعده اضطرار، حرمت سقط جنین رفع می شود. این گروه با استناد به آیه سوم سوره مائده و در حدیث نبوی «رفع» که می فرماید: «رفع عن امتی ... و ما اضطروا الیه ...) از امت من، چیزی که به آن اضطرار پیدا نمودند، برداشته شده است. ادعا نموده اند که مقتضای این ادله، رفع حرمت از سقط جنین، به هنگام اضطرار است.
ادله جواز سقط جنین و نقد و بررسی آن
حقوق زن و آزادی
موافقان سقط جنین و از جمله مدعیان طرفداری از حقوق بشر و طرفداران حقوق زن و فمینیستها (به نقل از مرتضی جبلی، سایت حوزه، مجله نامه مفید) بر این باورند كه:
حق هر زن است كه به عنوان انسان، بر جسم و جان خود مسلط باشد و بدنش را تحت كنترل قرار دهد و در راستای اعمال این حق مشروع، بتواند سقط جنین كند. این گروه معتقدند كه: جنین، مادامی كه در رحم مادر است در واقع جزیی از مادر محسوب می شود و مادر حق دارد كه این جزء را، در صورتی كه به هر دلیل مزاحم و زاید بداند، به داخواه خود سقط نماید؛ اما ما این مسئله را كه جنین جزیی از بدن مادر است را قبول نداریم، زیرا قیاس جنین با اجزای بدن یك انسان، قیاس معالفارغ است، زیرا دست و پا و سایر اجزای بدن، حقیقتاً جزء بدن انسان است ولی جنین جزیی از اعضای بدن مادر نیست، بلكه خود انسانی كامل یا نارس با شرافت و حرمتی كاملاً یا تقریباً همانند مادری است كه چند صباحی میهمان مادر بوده و در رحم وی به سر می برد. به همین دلیل است كه در زبان عربی و لسان قرآن به جنین حمل و به مادر، حامله اطلاق می شود.
اگر به فرض جنین جزیی از بدن مادر، محسوب شود؛ باز این مسئله، مجوز برای سقط جنین نیست؛ زیرا انسان، مالك تمامیت جسمانی خود، یعنی مالك نفی خود هم نیست. (شهید ثانی/22 )
بنابراین حق خودكشی ندارد. از جمله دلایل آن آیه 29 سوره نساء است كه می فرماید: خودكشی گناه بزرگی محسوب می شود، پس به طریق اولی، انسان، مالك نفس دیگری، اگرچه فرزندش باشد، نبوده و حق كشتن دیگری (سقط جنین) را هم نخواهد داشت.
از منظر فقه امامیه، اصولاً از زمان استقرار نطفه، سقط جنین، حرام است و قبل از دمیده شدن روح، تنها به استناد دلیلی جدی، مثل حرج یا حفظ حیات مادر، سقط جنین مجاز دانسته شده است و بعد از نفخ روح، بنا بر نظر فقهای امامیه مطلقاً جایز نیست.
حفظ جان مادر
بعضی معتقدند، از زمان انعقاد نطفه تا هنگام وضع حمل، چنانچه استمرار حاملگی منجر به تهدید جانی برای مادر باشد، مطلقاً امكان سقط جنین وجود دارد و برخی آن را مقید به شرایط خاصی نمودهاند.
ازمنظر فقه امامیه، سقط جنین برای حفظ جان مادر، در دو دوره قابل بررسی است قبل و بعد از دمیده شدن روح.
الف- قبل از ولوج روح؛ اگر مادر بترسد كه ادامه بارداری موجب مرگش شود، بین وجوب حفظ نفس و حرمت سقط جنین، تزاحم ایجاد می شود و به وجود اهمیت حفظ جان مادر، نسبت به جنین، مادر به جنین ترجیح داده می شود و سقط جایز خواهد بود( مكارم شیرازی، 286 )
ب- بعد از ولوج روح، عدهای بر این باورند كه جنین، دارای حیات انسانی است و در حرمت نفس انسانی، تفاوتی بین صغیر و كبیر و جنین وجود ندارد و نمیتوان برای حفظ جان یك نفر، جواز قتل دیگری را هم صادر كرد. به علاوه به مقتضای برخی روایات، حتی در مواقع ضرورت، اضطرار و تقیه (انما جعلت التقیه لیحقن بها الدم، فاذا بلغ الدم فلیس التقیه) [حر عاملی، 16/ 234]
اجازه ارتكاب قتل و سقط جنین داده نشده است (گلپایگانی، 172 )
گروهی دیگر معتقدند حتی بعد از دمیده شدن روح نیز می توان سقط جنین كرد، اما مبانی متفاوت دارند.
مبانی جایز بودن سقط جنین بعد از ولوج روح
1. دفاع از جان
برخی بر این عقیدهاند: (خرازی، المقام السابع) كه مادر می تواند برای دفاع از جان خود اقدام به سقط جنین نماید؛ زیرا در مسئله دفاع، تفاوتی ندارد كه هجوم از طرف عامل خارجی باشد یا از طرف عامل داخلی. در اینجا كه جنین به عنوان میهمان، جان میزبان را نشانه گرفته است، مادر می تواند با سقط جنین، از جان خود حفاظت و دفاع نماید.
2. قاعده تزاحم
برخی از باب تزاحم، مادر را مجاز به سقط جنین می دانند. در بحث حاضر نیز یا باید مرتكب حرامی شد كه همان سقط جنین است كه روح در وی دمیده شده یا ناچار باید واجبی را ترك كند و آن وجوب حفظ نفس خود است و اگر بخواهد ترك واجب نكند، لاجرم مرتكب حرام خواهد شد و در باب تزاحم و دوران بین محذورین، اگر مرجحی بر یكی از دو طرف نباشد، عقل حكم به تخییر می كند. بنابراین زن باردار مخیر بین حفظ نفس خود یا سقط جنین است.(شیخ انصاری، 41 )
3. قاعده اضطرار
برخی معتقدند با استناد به قاعده اضطرار، حرمت سقط جنین رفع می شود.(خرازی، المقام السابع) این گروه با استناد به آیه سوم سوره مائده كه می فرماید: «فمن اضطرارفی مخمصه غیر متجانف لاثم فان الله غفور رحیم» آن كه در حال گرسنگی دستشان به غذای دیگری نرسد و متمایل به گناه نباشد مانعی ندارد كه از گوشتهای ممنوع بخورند. خداوند آمرزنده و مهربان است و در حدیث نبوی «رفع» كه می فرماید:«رفع عن امتی ... وما اضطروا الیه...) از امت من، چیزی كه به آن اضطرار پیدا نمودند، برداشته شده است. ادعا نمودهاند كه مقتضای این ادله، رفع حرمت از سقط جنین، به هنگام اضطرار است و همان طور كه فقها عموماً به ادله اضطرار برای خوردن مردار، عمل نمودهاند، در مسئله سقط جنین نیز به همین ادله تمسك می شود. چون فقط امكان حفظ جان یك نفر وجود دارد، مادر در اضطرار سقط جنین، جان خود را حفظ می كند و این عمل وی با استناد به ادله فوق، حرمت و ممنوعیتی ندارد. در نهایت عدهای بر اساس بنای عقلا كه در چنین مواردی فرد را مخیر بین دو امر می كنند. مادر را مخیر در سقط جنین یا حفظ جان خود می دانند (همان) بنابراین سقط جنین برای حفظ جان مادر، قبل از دمیده شدن روح، اجماعاً و بعد از دمیده شدن روح بر اساس برخی مبانی، مجاز خواهد بود.
4. حفظ سلامت جسمی و روانی مادر
موافقان سقط جنین، در مواردی كه سلامت جسمی و روانی مادر در معرض تهدید باشد، برای رعایت حقوق بشر و حقوق زن، اجازه سقط جنین می دهند. البته حفظ سلامتی جسمی و روانی مادر، از نظر شدت و ضعف، دارای مصادیق گوناگونی است؛ ازقبیل:
1. ابتلای مادر به بیماری صعبالعلاج كه نیاز به درمان مستمر دارد.
2. ابتلای مادر به نقص عضو دایمی در صورت ادامه بارداری.
3. ابتلای مادر به نوعی بیماری كه به ظاهر خطرناك نبوده و حیات وی را به مخاطره نمیاندازد. (مرتضی جبلی، سایت حوزه، مجله نامه مفید)
از نظر فقه امامیه سقط جنین برای سلامتی جسمی و روانی مادر، اصولاً مجاز نیست و بعد از دمیده شدن روح به دلیل آنكه این دو قاعده از قواعد در حق تمامی مكلفین است، نمی تواند به نفع برخی (مادر) و ضرر برخی (جنین) مورد استناد قرار بگیرد. (مكارم، 294 )
4. علل اقتصادی
از دلایلی كه موافقان سقط جنین از آن نام بردهاند مشكلات اقتصادی دولتهاست و با توجه به این كه امروزه تولد هر انسانی از منظر اقتصادی، هزینههای زیادی را بر فرد و جامعه تحمیل می كند؛ به ویژه موالید بی سرپرست و نامشروع كه به مراتب هزینههای زیادتری را به بودجه عمومی تحمیل می كنند، بهتر است كه كنترل شود. دومین دلیل، عدم استطاعت مالی خانواده است. به همین جهت، خانوادهها به علت عدم استقلال مالی از داشتن فرزند زیاد گریزانند. بنابراین اقدام به سقط جنینهای ناخواسته كرده و این عمل را به خود و جنین می دانند.(غانم، 130 )
از منظر فقه اسلامی، عدم استطاعت مالی خانواده و عدم تمایل والدین به فرزنددارشدن نمی تواند مجوزی برای سقط جنین باشد.
5. علل اجتماعی
الف: لزوم هماهنگی با واقعیات اجتماعی. از نظر موافقان، امروزه در جوامع مختلف، محدودیتهای گذشته جوامع سنتی، وجود ندارد و جوامع بشری، آزادی روابط جنسی راپذیرفته اند. روابط آزاد جنسی، منجر به حاملگیهای ناخواسته زیادی، به ویژه بین زنان مجرد شده است و در چنین شرایطی، این معضل اجتماعی یعنی عدم امكان و عدم تسهیل سقط جنین اولاً سلامت جسمی و روحی زنان حامله را به خطر می اندازد. ثانیاً موجب افزایش آمار خودكشی بین چنین زنانی می شود.
ب. ضرورت كنترل موالید: بر اساس نظر كارشناسان علوم اجتماعی و اقتصادی، ازدیاد جمعیت، سبب مشكلات زیادی شده است. این مسئله به لحاظ مدیریت منابع طبیعی، اقتصادی و وسایل تجهیزاتی و امكانات آموزشی، به دولتها این حق را می دهد كه برای جلوگیری از ازدیاد جمعیت، قوانین و مقررات مختلفی را وضع نماید و علاوه بر تجویز قانونی، انجام آن را تسهیل و تشویق نماید (غانم، 131 )
اما با نگاهی به مطالب گفته شده می توان نتیجه گرفت كه این موضوع نمی تواند مجوزی برای سقط جنین باشد.
از نظر فقه امامیه، مطالب فوق نمی تواند اطلاقات و عمومات حرمت سقط جنین را تقیید یا تخصص بزند. بر فرض كه تحقق ضرورت كنترل موالید، به دلیل اینكه راههای جلوگیری از بارداری متعدد و منحصر به سقط جنین نیست، نمیتواند مجوز سقط جنین باشد. زیرا مشكلات تا حدی نیست كه قتل عمد را مشروع نماید. (مكارم شیرازی، 296 و 57 )
5. ناهنجاریهای جنینی
موافقان سقط جنین، معتقدند: مسئله ناقص الخلقه بودن و ناهنجاری یا اختلال جنینی كه مربوط به تكامل غیرطبیعی جنین است و معادل بد شكلی مادرزادی است، میتواند از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار بگیرد، از جمله ترحم به جنین، تا مجبور به تحمل آلام مختلف ناشی از نقص عضو نشود. ترحم به مادر و پدر و رعایت حقوق ایشان تا بتوانند با سقط جنین از شدت تأملات روانی و مشكلات مادر بكاهند و سرانجام ترحم به دولت و رعایت حقوق جامعه تا هزینه سنگین نگه داری چنین موجوداتی به بودجه دولت تحمیل نشود. (مرتضی جبلی، سایت حوزه، مجله نامه مفید)
ناهجاریهای جنینی متفاوت است:
الف: جنینهایی كه بعد از تولد قابلیت حیات دارند: مثلاً وقتی جنین اختلال در شنوایی یا بینایی داشته یا فلج بوده یا مبتلا به بیماری تالاسمی باشد، بعد از تولد، علیالاصول قابلیت دارد اما انسان سالم و كافی نیست. حتی گاه دارای حیات نباتی و حیوانی است؛ اما درك و شعور ندارد و هزینه درمان و نگه داری آنها مشتقات زیاد و طاقت فرسایی برای خانواده، به ویژه مادر دارد. برای دولت نیز هزینههای سنگینی را به همراه خواهد داشت و دلیلی وجود ندارد كه مادر، ملزم به ادامه بارداری شود و حامل یك موجود زاید و بی خاصیتی باشد كه آلام و زجرهای روحی و روانی را بر وی و خانواه تحمیل كند، پس باید با تجویز سقط جنین به عوارض فوق خاتمه داده شود.(اشرفی،146)
ب: جنینهای كه بعد از تولد قابلیت حیات ندارند و بلافاصله یا پس از مدتی خواهند مرد. از این دستهاند: جنینهای آنانسفال. در موارد آنانسفال، یعنی مواردی كه سقط جنین به طور كامل تشكیل نشده و استخوان جمجمه ندارد و مغز خیلی كوچك است یا فاقد مغز است، جنین تا موقعی كه در رحم قرار دارد، زنده است و حیات خواهد داشت و بعد از تولد خواهد مرد. زمان تشخیص قطعی بیماری، سه ماهه دوم دوران حاملگی است (اشتیاقی، 125) وبه محض تشخیص قطعی بیماری، که قطعاً خواهد مرد (جهانیان، 121) و چه بسا موجبات مشكلات روانی و عاطفی شدیدی را برای مادر فراهم آورد.
جنین دو سر: وقتی جنین دارای دو سر است، معمولاً ناهنجاریهای دیگری قلبی، كلیوی و امثال آن را هم دارد و در این موارد، بعد از تولد خواهند مرد.(اشرفی،147) پس ضرورتی ندارد كه مادر همچنان حامل چنین جنینی باشد و باید به تجویز سقط، مسئله را حل كرد.
جنین هرنی دیافراگماتیك: وقتی جنین مبتلا به این نوع ناهنجاری باشد به علت فقدان دیافراگم و مشكلات تنفسی، بعد از تولد فوت می كند.(جهانیان، 121)
مبتلا به منگوسل و میلومننگوسل: این جنین نیز كه مغز وی در خارج از جمجمه تشكیل شده و داخل كاسه سر قرار ندارد، نمی تواند زنده بماند(همان) بنابراین سقط آن باید تجویز شود و به نظر می رسد منصفانه نیست مادر متحمل باشد و ظلم مضاعفی در مورد وی اعمال گردد. از نظر موافقان سقط جنین، این حق مادر است كه در چنین مواردی برای رهایی خود از این گرفتاری بزرگ به بارداری خاتمه دهد.
از دیدگاه فقهای امامیه، سقط جنین اصولاً حرام و ممنوع است و اگر در مواردی سقط جنین، تجویز میشود، بر اساس عنوان ثانوی است. در بحث حاضر، در صورتی كه قطعاً یا مطمئناً جنین ناقصالخلقه باشد؛ مثلاً فاقد شنوایی یا بینایی باشد یا دستها و پاهای وی فلج باشد یا به بیماریهایی نظیر تالاسمی باشد، اكثریت فقهای معاصر امامیه، وجود این بیماری را اگرچه سخت و طاقت فرسا و هزینه بر باشد، مجوزی برای سقط جنین نمی دانند و آن را ابتلا و امتحان برای جنین و والدین محسوب می كنند.(طباطبایی 26)
بنابراین همان طور كه مجوزی برای به قتل رساندن انسان بیمار، معلول و ناقصالخلقه وجود ندارد، مجوزی نیز برای سقط جنین ناقصالخلقه وجود ندارد؛ زیرا عمومات حرمت قتل از جمله آیه151 سوره انعام «ولا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق» این موارد را هم در برمی گیرد؛ اما برخی از فقها تا قبل از دمیده شدن روح، آن هم نه با استناد به دلسوزی و ترحم نسبت به جنین؛ بلكه به استناد حرج شدید بر والدین، سقط را تجویز می نمایند.(مكارم شیرازی، 294)
نتیجه گیری
با عنایت به مطالب فوق به خوبی موضع موافقان سقط جنین معلوم گردید كه سقط جنین را با دلیل یا بدون دلیل موجه جایز می دانند؛ اما با الهام از آیات الهی و احادیث معصومین(ع) می توان نتیجه گرفت كه بین جنین با انسان تفاوتهایی وجود دارد، ولی با استفاده از عمومات و اطلاعات ادله حرمت قتل نفس و احتیاط در دماء و برخی روایات، در هر حال جنین در طول دوران بارداری، بالقوه یا بالفعل انسان است و كشتن وی حرام است و در مواردی كه وجود جنین حیات مادر را تهدید می كند یا در موارد ناهنجاریهای جنینی و مسایل حاد اجتماعی و اقتصادی، در صورت تحقق ضرورت یا وجود حرج شدید و تنها قبل از نفخ روح، سقط جنین، جایز و مشروع است.
منابع:
1. قرآن كریم
2. احمد ادریس، عوض، دیه، ترجمه علیرضا فیض، تهران، انتشارات فرهنگ و ارشاد اسلامی، ج دوم 1377
3. اشرفی، منصور، اخلاق پزشكی، تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی تبریز، ج اول، 1376ش
4. انصاری، شیخ مرتضی، فرائد الاصول، ج 4 ، قم، مجمع الفكر الاسلامی، ج اول 1419 ق
5. جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق، تهران: انتشارات گنج دانش، بی تا.
6. حر عاملی، محمدبن الحسن علی، وسائل الشیعه، ج 15 ،19، 28 ،29 ، قم، انتشارات مؤسسه آل بیت (ع) ج دوم، 1414 ق
7. خرازی، سید محسن، تحدید النسل و التعقیم(2) فقه اهل البیت، شماره 15
http://www. Islamicfegh.org
8- خویی، سید ابوالقاسم، مبانی تكمله المنهاج، ج2 ، قم، انتشارات علمیه، 1407
9- سالدر، تی، جنین شناسی پزشكی لانگمن، مترجم: ماندانا اعرابی و فرید رئیس زاده، تهران: مؤسسه انتشاراتی تیمورزاده، چاپ اول،1367
10- شهید ثانی، زین الدین الجبعی العاملی، الروضه البهیه، ج2 ، قم، انتشارات داوری 1410ق
11. طباطبایی حكیم، سید محمد سعید، فتاوی طیبه www. Alhakeem.com
12.غانم، عمربن ابراهیم، احكام الجنین فی الفقه الاسلامی، بیروت، دارابن حزم، 2001 م
13.گلپایگانی، محمد رضا، ارشاد السائل، بیروت، دارالصفوه، ج اول، 1413 ق
14. مكارم شیرازی، ناصر بحوث فقهیه مهمه، www. Makaremshirazi.ir 1378
مقالات
1. اشتیاقی، رامین، مجموعه مقالات دومین سمینار دیدگاههای اسلام در پزشكی، مقاله: جنینهای ناقص الخلقه و سقط جنین، مشهد، دانشگاه علوم پزشكی مشهد، چاپ اول، 1380 ش
2. جهانیان، منیره، ولوج روح و سقط جنین، مجموعه مقالات دومین سمینار دیدگاههای اسلام در پزشكی، مشهد، دانشگاه علوم پزشكی مشهد، ج اول 1380ش
3. طبیبی جبلی، مرتضی، سایت حوزه، www.hawzah.net ، مجلات نامه مفید، مقاله: بررسی و نقد و نظریه جواز سقط جنین از منظر فقهای امامیه، ش37
4. وطنی، امیر، سایت حوزه www.hawzah.netمجلات متین، مقاله: كیفر سقط جنین و...، ش23 و24
- تاریخ:
- ۱۳۹۹/۰۴/۳۰
- کلمات کلیدی:
مطالب ویژه
آخرین مطالب
سنخبندی عاملیت زنان در جنگ تحت تاثیر روایتهای سیاسی-اجتماعی است
بازنمایی نقش زنان در دفاع مقدس به شرایط اجتماعی روز بستگی دارد
مسئلهمندی پژوهشگر او را در بیان واقعیتهای مگو یاری میکند
در روایت کنشگری زنان صدای قلبشان را بشنویم
زنان انتخاب گر
ارتباط با ما
- آدرس : تهران بلوارکشاورز،خیابان نادری ، کوچه حجتدوست پلاک ۵۶
- تلفـن: ۸۸۹۸۳۹۴۴ (۰۲۱)
- فکس: ۸۸۹۸۳۹۴۴ (۰۲۱)
- hawra@wrc.ir






