نقد و بررسي متون آموزشي دانشگاه درباره «تنظيم خانواده»
نقد انديشه نرگس خدامي
فرآيند تحول هر جامعه از يك مرحله اقتصادي و اجتماعي به مرحله ديگر، توسعه ناميده ميشود. بر اين اساس فعاليتهاي توسعهيافتگي،«فعاليتهايي است كه يك نظام، سيستم يا يك كشور براي ارتقاي وضعيت موجودش در دست اقدام دارد»[1] براي تحقق توسعه، لازم است كه در كنار ساير اقدامات، رشد جمعيت نيز تحت كنترل درآيد. هر چند توسعه، رابطه مستقيمي با جمعيت ندارد؛ اما ميتوان گفت عدم توازن رشد منابع با رشد جمعيت، مانعي بر سر راه برنامههاي توسعه است.
بعد از انقلاب صنعتي با افزايش جمعيت، توازن ميان رشد جمعيت و رشد منابع از بين رفت؛ از اين رو سياستهاي جمعيتي به سمت كاهش «زاد و ولد و باروري» رفت. سياست جمعيتي، زماني طراحي ميشود كه مسئله جمعيتي به وجود آمده باشد. در هر كشوري اين سياست در كنار ساير سياستها در قالب يك برنامه كلان دولتي تدوين شده، به اجرا درميآيد.
درايران سياستهاي جمعيتي مبتني بر تنظيم خانواده در دو دوره به اجرا درآمده است:
دوره اول(47-1357).
دوره دوم از سال 1368 تاكنون.
آمارهاي رسمي سال 1365 نشان داد كه جمعيت كشور در دهه گذشتهاش از رشد 5/3% برخوردار بوده است. اين مسئله سبب نگراني دولتمردان شد. (چنين رشدي، جمعيت كشور را تا 20 سال آينده به دو برابر ميرساند.) به همين دليل سياستها سمت و سويي به طرف كاهش مواليد گرفت كه از سال 1368 به اجرا درآمد. در همين رابطه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و وزارت علوم، فرهنگ و آموزش عالي، موظف شدند كه واحد درسي به نام «جمعيت و تنظيم خانواده» در كليه رشتههاي آموزشي بگنجانند .
سرفصلهاي مصوب اين واحد درسي عبارت بودند از:
1- تاريخچه تنظيم خانواده در ايران و جهان
2- تعريف تنظيم خانواده، اهدف و استراتژي در ايران و جهان
3- شاخصهاي جمعيتي، حركات جمعيت، مشكلات ناشي از جمعيت زياد در جهان و ايران
4- جنبههاي اپيدميولوژي بهداشت و حركات جمعيت
5- سياستهاي جمعيتي، ضوابط و معيارهاي مسايل جمعيتي
6- تأثير تنظيم خانواده و فاصلهگذاري در سلامت بقاي مادران و كودكان
7- روشهاي مختلف پيشگيري از بارداري.
8- استفاده از روشهاي نوين در پيشگيري از بارداري.
9- تأثير آموزش در برنامههاي تنظيم خانواده.
10-برنامهريزي، بهداشت و تنظيم خانواده.
11-ارزشيابي برنامههاي بهداشت و تنظيم خانواده.
اين واحد درسي جزو دروس عمومي اجباري محسوب شده و براي تدريس در كليه رشتههاي تحصيلي در دورههاي كارداني، كارشناسي، كارشناسي ارشد پيوسته در همه دانشگاهها و مؤسسات عالي كشور، طراحي گرديده است.
نكته قابل توجه آنكه هر چند اطلاع رساني و ارتقاي سطح آگاهي دانشجويان به وسيله آموزشهاي كلاسيك از جايگاه مهمي برخوردار است؛ اما اشكالات عمدهاي در محتواي اين كتابها و حتي نوع انتخاب سرفصلها به چشم ميخورد. با بررسي اين كتابها معلوم ميشود بخشي از گزارههاي مطرح شده آن متناسب با فضاي فكري و فرهنگي كشور ما نيست و گويا براي سيستم ديگري طراحي شده است. شكي نيست اتكا به حمايت سازمانهاي بين المللي سبب ميشود سياستهاي آنها در برنامهريزي داخلي تأثير زيادي بگذارد. صندوق جمعيت ملل متحد «UNFPA» كه از دهه 1970 فعاليتش را در كشور ما شروع كرده، در سالهاي اخير چندين طرح را در كشور به اجرا درآورده است.[2] همكاري اين سازمانها با مراكز علمي در تدوين كتابهاي آموزشي نيز ديده ميشود[3] و دور از انتظار نيست كه انديشهها و تفكرات غربي دراين كتابها انعكاس پيدا كنند.
در چنين مواردي كه طرحهاي بينالمللي در كشور به اجرا درميآيد ميبايست مراقب باشيم كه فرهنگ و آموزههاي ديني و مليمان آسيب نبيند. اصرار بر اين آموزهها سبب ميشود هر تغييري را به راحتي نپذيريم. در كنفرانس بينالمللي جمعيت كه در سال 1994 در قاهره تشكيل شد، عنوان «تنظيم خانواده» جاي خود را به بهداشت باروري داد.[4] بهداشت باروري عنوان عامي است كه روابط آزاد را هم در برميگيرد. منشأ تغيير اين واژه تغييري است كه در روابط جنسي در كشورهاي ديگر رخ داده است از اين رو در فضاي فرهنگي كشور - كه روابط عمدتاً در چارچوب خانواده است- قابل طرح نيست. با اين حال تأثير اين تغيير در برنامههايي كه از سوي صندوق جمعيت ملل متحد در كشورمان اجرا شد، كاملاً محسوس بود.
با بيان اين مقدمه، سراغ متون درسي دانشگاه در بحث تنظيم خانواده ميرويم. در بررسي اين متون پيشفرض ما مطلوب بودن مسئله تنظيم خانواده است. يعني با وجود نظرات مخالف در اين زمينه ما فرض ميگيريم كه اصل كنترل مواليد به خاطر پيامدهاي مثبتش، امري مطلوب و پسنديده است و با اين نگاه به نقد متون ميپردازيم.
1- فقدان رويكرد فرهنگي و اخلاقي
غريزه جنسي غريزهاي است كه پس از فعال شدن، نياز به كنترل دارد. به همين دليل دستورات متعددي در مكاتب مختلف براي مهار و تعديل اين غريزه وجود دارد. اين مسئله به قدري مهم است كه بخشي از اخلاق به آن ارتباط دارد. «اخلاق جنسي گوياي آن دسته از هنجارهاي حاكم بر عادتها و رفتارهاي بشري است كه ابعاد فعاليت صحيح غريزه جنسي را بيان ميكند»[5] يعني اينكه چه رفتار جنسي صحيح و كدام نارواست. از اين رو در تربيت جنسي افراد، علاوه بر رعايت اصولي، بايد به آموزش عفت و كنترل و تعديل اين غريزه هم توجه كرد. اسلام براي حفظ حيا و پاكدامني افراد، دستورات بسياري دارد كه تحقق آنها زمينه رشد اخلاقي ومعنوي را فراهم ميكند(حفظ نگاه از نامحرم، در اختيار گرفتن انديشه و خيال، پوشش مناسب، محدود كردن روابط جنسي به حريم خانواده و ...) متأسفانه، متون آموزش تنظيم خانواده، به رفتارهاي جنسي ميپردازد و اشارهاي به رفتار صحيح جنسي و هنجارهاي موجود نميكند، تنها بحث بهداشت جنسي و جنبههاي بيولوژيكي مد نظر قرار داده است. توصيههاي مربوط به بهداشت جنسي هر چند فينفسه مطلوب است، اما قطعاً كافي نيست، چه بسا اين جزيي نگري و غفلت از مباحث ارزشي آثار مخربي بر رفتار مخاطبان داشته باشد.
در غرب نيز پس از بروز مشكلات و انحرافات ناشي از آموزشهاي جنسي، رويكرد جديدي نسبت به اين مسايل شكل گرفته است. هدف اين رويكرد آموزش عفت است و سه امر را توصيه مي كند.
1- خويشتن داري جنسي، تنها راه سلامت بهداشت بوده و از نظر اخلاقي گزينهاي مسئولانه براي جوانان مجرد است.
2- وسايل پيشگيري نميتواند ارضاي جنسي قبل از ازدواج را تبديل به ارضايي مسئولانه كند زيرا نميتواند سلامت جسماني آدمي و سلامت عاطفي و اخلاقي او را تأمين كند.
3- تنها راه درست سلامت جنسي، ارضاي آن از طريق برگزيدن همسر و شريك زندگي است.[6]
همچنان كه ملاحظه ميشود تجربه كشورهاي غربي، آنها را به سمت وارد كردن اخلاق در برنامههاي آموزشي سوق ميدهد چه نيكوست متون آموزشي ما نيز با طرح اين مباحث گام مثبتي در جهت تربيت جنسي افراد بردارد.
2- تشريح دستگاه توليد مثل زن و مرد به طور شفاف
از جمله سرفصلهايي كه توسط وزارت علوم تعيين گرديده، بحث تنظيم خانواده است اين بحث طي چند فصل آموزش داده ميشود. از جمله ميتوان اشاره كرد به:
الف: تشريح دستگاه توليد مثل زن و مرد
ب: روشهاي جلوگيري از بارداري
از آنجا كه هدف اصلي اين واحد درسي آشنا كردن دانشجويان جوان با ضرورت كنترل جمعيت و آثار مثبت آن در زندگي است، تشريح كامل اندامهاي جنس مردانه و زنانه به طور كامل همراه با تصاوير مربوطه ضرورتي ندارد. ارائه توضيحاتي دقيق در مورد دستگاه تناسلي كه خاص رشتههاي علوم پزشكي است، موجب تحريك جنسي مخاطبين ميگردد. با توجه به اينكه اكثر مخاطبين مجرد و هنگام ازدواج، موظف به شركت در دورههاي تنظيم خانواده هستند، پرداخت كامل به اين مطالب چندان ضروري به نظر نميرسد.
در جامعه اسلامي همه آموزشها بايد بر اساس حيا صورت بگيرد. چرا كه فقدان حيا زمينه رفتارهاي ناشايست را فراهم ميكند. در حالت طبيعي، انسانها به هنگام صحبت كردن در مورد مسايل جنسي مأخوذ به حيا هستند. كه اين روحيه براي بقا لازم است.
مسايل جنسي بايد به نحو خصوصي و شخصي بيان شود، شكي نيست كه هر چه مفاهيم و مسايل مربوط به آموزش جنسي در عرصههاي عمومي مطرح شود، اصل رعايت حيا آسيب خواهد ديد. با وجود افزايش سن ازدواج در جامعه، اكثر دانشجوياني كه با اين مباحث بيپرده آشنا ميشوند در وضعيت تجرد به سر ميبرد و با توجه به داشتن شرايط جسماني براي ازدواج از قدرت تحريك پذيري بالايي برخوردارند، از اين رو، امكان دارد با نگاه مبتذل گونه به اين مسايل، زمينه ارتكاب جرايم جنسي برايشان فراهم شود. تجربه كشورهاي غربي نيز اين مطلب را تأييد ميكند. به عنوان نمونه كميته كار و منابع انساني سناي امريكا اعلام كرد در بين سالهاي 1981-1971 ايالتهايي كه بيشترين بودجه را صرف تنظيم خانواده كرده بودند، بيشترين افزايش سقط جنين و مواليد نامشروع را داشتند.[7]
مسلماً اصل سياست تنظيم خانواده مشكل ساز نيست؛ بلكه شيوههاي طرح ارائه اين مباحث است كه مشكلات را ايجاد ميكند. اصولاً آموزش جنسي و شيوههاي كنترل، از آن جهت براي جوانان قابل توصيه است كه مشكلات و نيازهاي اين دوره برايشان بيسابقه است، لذا تجربهاي در مديريت آن ندارند؛ اما بايد توجه كرد كه اين نيازها در اين مرحله به شدت تنشزاست و از اين رو بيان صريح و بي پرده اين مطالب تأثير منفي در مديريت غرايض جوانان خواهد داشت.
3- تأكيد بر محافظت از بيماريهاي مقاربتي
در ذيل روشهاي پيشگيري از بارداري و در ذكر فوايد برخي از آنها بحث حفاظت از بيماريهاي مقاربتي مطرح شده است. (جمعيت و تنظيم خانواده/ دكتر اكبر بربريان صفات 118،119،122)
بيماريهاي مقاربتي بيماريهايي است كه از راه تماس جنسي انتقال داده ميشود. واضح است اگر روابط جنسي هميشه محدود به خانواده باشد، درصد انتقال اين بيماريها بسيار پايين ميآيد. بيان اين مسئله (بيماريهاي مقاربتي) در كتابهاي درسي در كنار ارائه نشدن طرح روشني براي آموزش هنجارهاي جنسي، عملاً به دانشجويان اينگونه تلقين ميكند كه گويا آنها در معرض هنجار شكني جنسي هستند. اين برنامهها در صدد به حداقل رساندن عوارض اين رفتارها هستند، يعني نهايت توجه اين برنامه، معطوف به بهداشت روابط است و در مورد محدودهي روابط و نرمهاي حاكم بر آن، خالي از توجيه و سفارش است. حتي برخي از عبارات كتاب تصريح به روابط آزاد دارد. مثلاً درمعرفي مناسبترين افراد براي استفاده از IUD به چهار مورد اشاره شده است، مورد اول زنان زايمان كردهاي كه فقط با شوهر خود رابطهي جنسي ندارند [8] يا در بحث قلمرو خدمات تنظيم خانواده به چند مورد اشاره شده، از جمله ارائه خدمات لازم براي مادراني كه ازدواج نكردهاند.[9]
پس پيشفرض اين است كه روابط جنسي در بين جوانان، در هر دو حيطه مطرح ميشود. و از اين رو براي بهداشت جنسي و كنترل جمعيت هر دو عرصه مورد توجه بوده است. القاء اين تفكر زمينهساز هنجار شكني جوانان خواهد بود. بدين معنا كه چون اين مسئله از سوي برنامهريزان جامعه، مسلم فرض شده و يك رفتار عمومي تلقي ميشود، افراد براي مبادرت به آن محذور چنداني نميبينند و راحت نسبت به آن اقدام ميكنند؛ اما نكتهاي كه نبايد از آن غفلت كرد اين است كه به راستي چه ميزان از موارد ابتلا به بيماريهاي مقاربتي معلول ناآشنايي افراد با اين مسايل است؟ در مواردي كه افراد هنجارهاي اخلاقي جامعه را رعايت نميكنند و بر مركب غرايز خود سوار ميشوند چه تضميني وجود دارد كه مسايل بهداشتي را رعايت بكنند؟
در هر حال ما نيازمند يك برنامهريزي دقيق هستيم كه در عين حفظ نرمها و هنجارهاي جامعه ميزان باروري را كنترل كند و بهداشت روابط را حفظ كنند.
4- معرفي سقط به عنوان يكي از راههاي پيشگيري
در ذيل راههاي پيشگيري از بارداري و به عنوان آخرين گزينه، بحث سقط درماني مطرح شده است. هر چند در تعريف سقط درماني، آمده است:«اختتام حاملگي به منظور نجات جان مادر قبل از زماني كه جنين خارج شده، قادر به زنده ماندن باشد.[10] اما فهرست كردن آن در ذيل شيوههاي پيشگيري از بارداري و اشاره نكردن به اضطراري بودن آن، قابل تأمل است سه گروه ممكن است خواستار سقط جنين باشند.
1- افرادي كه حاملهاند و فقط به سبب ضرر جاني مجبور به سقط جنين هستند.
2- افرادي كه ناخودآگاه حامله شدهاند و بدون دليل محكم خواستار اختتام حاملگي هستند.
3- افرادي كه به خاطر رابطهي جنسي خارج از چارچوب خانواده، باردار شدهاند و اينك خواهان پايان دادن به بارداري هستند.
اگر سقط به عنوان درمان باشد(در مورد اضطرار و با تجويز پزشك) مخاطبين اين بحث فقط گروه الف هستند. اما به نظر ميرسد كه جنبهي درماني آن چندان مهم نيست؛ زيرا اين راه به عنوان دهمين راه پيشگيري از بارداري معرفي شده است و در موادري كه سقط، جنبهي درماني پيدا كند، انگيزهي سقط، كنترل مواليد نخواهد بود؛ بلكه اين انگيزه در دو مورد بعدي قويتر است. به عبارت ديگر اگر ادلهي ادامهي حيات جنين براي مادر يا كودك ضرر داشته باشد، پزشك سقط را تجويز ميكند؛ زيرا ادامه حيات جنين مضر به حال مادر است نه به اين جهت كه اين فرزند ناخواسته است يا ... اما جايگاه اين مطلب در كتاب «تنظيم خانواده» با در نظر گرفتن نگاه كلي كتاب كه روابط خارج از خانواده را هم مطرح ميكند ذهن مخاطب را به سمت و سوي ديگري سوق ميدهد.
مطابق قانون، سقط جنين فقط در موارد خاص و با تجويز پزشك جايز است، اما در اين كتاب اشارهاي به اين مطلب نشده؛ بلكه در مقابل روشهاي مختلف سقط درماني بر حسب سن جنين بيان شده است. مثلاً در مورد روش سقط جنين 6-4 هفته گفته شده: با ايجاد مكش و تخليه محتويات رحم با استفاده از سرنگ مخصوص كه اين روش را ميتوان به طور سرپايي و در مطب در كمتر از چند دقيقه بدون انجام بيحسي عمومي يا موضعي حتي توسط افراد آموزش ديده گروه پزشكي (نظير ماما) نيز انجام داد.[11] همچنان كه گذشت اين نحوه بيان به صورت غير مستقيم سقط را به عنوان وسيلهاي براي پيشگيري از بارداري براي همه معرفي ميكند كه اين مطلب نه با قوانين ما سازگار است، نه با عرف همخواني دارد.
القاي اين تفكر در نهايت ميتواند تعداد مواليد را كاهش دهد؛ اما تأثيري منفي بر رفتارهاي جنسي افراد خواهد داشت و اين اختلال توجيه شدني نيست.
اين نكته را بايد مد نظر قرار داد كه برنامهريزي وسياستگذاري، زماني مفيد خواهد بود كه طرحهاي ارائه شده جامع باشند و همه جوانب را تحت پوشش خود درآورند نه آنكه با اجراي آن، بخشهاي مهم فرهنگ و ... آسيب ببينند.
مطلب ديگر آنكه سقط جنين آثار منفي زيادي بر جسم و روح مادران دارد كه در اين كتاب اشارهاي به پيامدهاي منفي آن نشده است. مطابق پژوهش «جرج گرانت» نويسندهي برجستهي آمريكايي «مطالعات پژوهشگران 9 كشور و 7 دانشكده پزشكي امريكا، نشان ميدهد كه سقط جنين زندگي مادر را شديداً تهديد ميكند و خطر ناباروري در آينده و نقص مادرزادي را بسيار بالا ميبرد. [12]
نكته آخر آنكه افراد متقاضي كه شرايط سقط جنين قانوني را ندارند، براي انجام خواستهي خود هر وضعيتي را ميپذيرند و حاضر ميشوند در مطبها و مكانهاي فاقد استاندارد، توسط افراد غير متخصص جنين را از بين ببرند، اين وضعيت سلامت مادران را به شدت مورد خطر قرار ميدهد.
غير از اشكالات مذكور، عباراتي نيز در اين كتابها ديده ميشود كه قابل تأمل است:
1- طرح «تجديد نظر در قوانين و مقررات مغاير با سياستهاي جمعيتي كشور» قوانين داخلي ما نسبت به كنترل مواليد داراي انعطاف زيادي است. حتي اموري مثل عقيمسازي كه حرمت شرعي دارد، قانوني شمرده ميشود. به نظر ميرسد قانون مانع كنترل مواليد قانون ممنوعيت سقط جنين باشد كه نه تنها در شريعت و قوانين؛ بلكه در عرف بسياري از كشورها پسنديده نيست. هر چند به تدريج اين ممنوعيت در كشورهاي غربي برداشته شده است.
2- در پيشنهادات در زمينهي اشاعهي برنامه تنظيم خانواده آمده است:
«بالا بردن موقعيت اجتماعي زنان و مشاركت دادن بيشتر آنان در امور اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي كشور»
گويا اين امر بهترين راه نهادينه كردن اين برنامه و اجبار زنان براي استفاده از برنامهي تنظيم خانواده ميباشد. عملاً نيز اين گونه بوده است. با حضور زنان در عرصههاي كار و فعاليت اجتماعي تمايل به فرزندآوري نيز كاهش يافت و خود به خود سياست كنترل مواليد مؤثر شد. البته اين قضاوت با توجه به برداشت متعارف امروز از مفهوم مشاركت صورت گرفته است.
3- «استقرار نظام اطلاعاتي مناسب جهت پايش و ارزشيابي فعاليتها» در كنار «ايجاد ارتباط با سازمانهاي بينالمللي» نيز نشان دهنده دور انديشي متفكران اين برنامه براي كشورهاي در حال توسعه است. اين برنامهها تحت حمايت و كنترل كشورهاي غربي است به نحوي كه نتايج آن را به صورت مستمر را پيگيري ميكنند. دفتر امور اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل در مورد جمعيت كشورهاي مختلف پيشبينيهايي انجام داده و در فواصل (2 تا 5 سال) آن را مورد تجديد نظر قرار ميدهد. [13]
در پايان توجه خوانندگان را به چند پيشنهاد جلب ميكنم:
1- شكي نيست كه جمعيت و ميزان رشد آن بر بسياري از جنبههاي زندگي تأثيرگذار است. (بهداشت، آموزش، كار، مسكن و ...) از اين رو لازم است كه دولتمردان با مطالعات دقيق و متناسب با شرايط داخلي، برنامهريزي خاصي براي كنترل آن داشته باشند. همسويي كامل با طرحهاي بينالمللي و اتخاذ سياستهاي يكسان، سبب ميشود - حداقل مواردي- اصول و ارزشهاي آنها حاكم بر برنامهها و سياستهاي ما گردد و چه بسا در آن بخش فرهنگ ما را دچار آسيب كند. اساساً پيچيدن نسخه واحد براي كشورهاي مختلف با فرهنگها و ارزشهاي متفاوت، كار مفيدي نخواهد بود و هر كشور ميبايست مطابق با اصول خود، سياست جمعيتي خاصي را در پيش گيرد.
2- همچنانكه اشاره شد در تعدادي از اين كتابها توضيحات غير ضروري در مورد دستگاه توليد مثل زن و مرد، وسايل پيشگيري همراه با تصاوير و ... داده شده است. طرح اين مطالب در جاي خودش (مشاورههاي اجباري هنگام ازدواج) بسيار مفيد و لازم است. از اين رو پيشنهاد ميشود كه اين مباحث صرفاً در آن دورهها به افراد ارائه شود.
3- مشكل عمدهاي كه در زندگي بسياري از جوانان ديده ميشود، ناآشنايي با حقوق و تكاليف زوجين است. اين مسئله سبب ميشود افراد پس از زندگي مشترك نتوانند تعامل مناسبي با همسر خود داشته باشند.
4- خوب است مسئولان از اين فرصت استفاده نموده و در دروس دانشگاهي، بحثي را راجع به خانواده و حقوق و تكاليف متقابل زوجين قرار دهند.
پينوشت:
1- زنان مشاركت و برنامهريزي براي توسعهي پايدار، ج 1، مركز امور مشاركت زنان، ص66.
2- جمعيت و تنظيم خانواده در جمهوري اسلامي ايران، متين و ژاله دون لو، ص 130.
3- جمعيت، توسعه و بهداشت باروري، دكتر حبيب زنجاني، دكتر محمد ميرزايي، دكتر كامل شادپور، دكتر امير هوشنگ مهريار، مقدمه.
4- همان، ص 116.
5- اخلاق و رفتارهاي جنسي، يوسف غلامي، ص 16.
6- آموزش جنسي در مدارس، حجه الاسلام غلامرضا متقيفر، مجله تربيت اسلامي، سال سوم شماره 8.
7- جنگ عليه خانواده، فصل مراقبت از روح دانشآموزان، ارزشهاي اخلاقي و آموزش فني.
8- جمعيت و تنظيم خانواده، دكتر اكبر بربريان، ص 125.
9- همان، ص 88.
10-همان، ص 166.
11-همان، ص 167.
12-جنگ عليه خانواده، فصل سقط جنين يا كشتار نامريي، رويارويي خانواده.
13-جمعيت توسعه و بهداشت باروري، جمعي از نويسندگان. ص 64.
لازم به ذكر است كتابهاي ذيل در اين تحقيق مورد مطالعه و بررسي قرار گرفته است.
1- جمعيت توسعه و بهداشت باروري، نويسندگان: دكتر حبيبا... زنجاني، دكتر محمد ميرزايي، دكتر كامل شادپور، دكتر امير هوشنگ مهريار.
2- جمعيت و تنظيم خانواده، نويسنده: مهندس پريوش همسرشت، مهندس اسماعيل دلپيشه، انتشارات چهر.
3- جمعيت و تنظيم خانواده، نويسنده دكتر صمد كلانتري، انتشارات فروغ ولايت.
4- جمعيت و تنظيم خانواده، نويسنده: دكتر اكبر بربريان، انتشارات نوردانش
- تاریخ:
- ۱۳۹۹/۰۵/۲۵
- کلمات کلیدی:
مطالب ویژه
آخرین مطالب
سنخبندی عاملیت زنان در جنگ تحت تاثیر روایتهای سیاسی-اجتماعی است
بازنمایی نقش زنان در دفاع مقدس به شرایط اجتماعی روز بستگی دارد
مسئلهمندی پژوهشگر او را در بیان واقعیتهای مگو یاری میکند
در روایت کنشگری زنان صدای قلبشان را بشنویم
زنان انتخاب گر
ارتباط با ما
- آدرس : تهران بلوارکشاورز،خیابان نادری ، کوچه حجتدوست پلاک ۵۶
- تلفـن: ۸۸۹۸۳۹۴۴ (۰۲۱)
- فکس: ۸۸۹۸۳۹۴۴ (۰۲۱)
- hawra@wrc.ir






