جامعه، نظام اسلامي و مديريت مطالبات زنان
گزارشی از سری نشستهای سالانه دفتر مطالعات و تحقيقات زنان
گزارش
شيما علي آبادي
نشستهاي سالانه دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، با حضور برخي اعضاي فراکسيون بانوان مجلس شوراي اسلامي، مسئولان نهادهاي علمي و تخصصي، معاونان و مسئولان دفاتر امور بانوان، نهادها و دستگاههاي فرهنگي- اجرايي، مديران پژوهش و پژوهشگران مراکز علمي در شهريور و مهر امسال، در فرهنگسراي بانو برگزار شد. حجتالاسلام زيبايي نژاد، مسئول دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، در نشست اول به طرح موضوع «جامعه، نظام اسلامي و مديريت مطالبات زنان» پرداخت و سپس ميزگردي، با حضور خانم دکتر الهيان، نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي؛ خانم آيت اللهي، عضو شوراي فرهنگي- اجتماعي زنان و خانم علاسوند، عضو هيئت علمي دفتر مطالعات و تحقيقات زنان برگزار گرديد.
حجتالاسلام زيبايينژاد در ابتداي اين نشست خاطر نشان کرد: به نظر ميرسد براي بررسي اين موضوع بايد به اين پرسش پاسخ دهيم که چرا گاهي حرکتهايي تحت عنوان «جنبش زنان» در کشور، براي جريان اصولگرا و مديريتي نظام، پر هزينه است، و اين حرکتها پيشاهنگ جنبشهاي قومي، محلي، دانشجويي و صنفي قرار ميگيرد.
وي براي اثبات پر هزينه بودن حرکت جنبش زنان در کشور، به قراين زير اشاره کرد:
1- جريان روشنفکري که در کشور ما با جريان مذهبي، و در همه جهان با سنت معارض است، و در حالت عادي نيز چندان سياسي نيست، در حوزه مسائل زنان با جريانهاي معارض نظام پيوند خورده، و با آنان همسو ميشود.
2- سران اين جنبشها چه در داخل و چه خارج از کشور، معتقدند جنبش زنان ميتواند نماينده جنبشهاي ديگر باشد و اگر تقويت شود زمينهاي براي مطالبات اقشار ديگر نيز خواهد بود.
3- نزديک شدن جنبش زنان به تودهها در دو سال اخير، يکي ديگر از قراين اين پيش فرض است. پيش از آن جنبش زنان جرياني نخبهگرا بود، اما اکنون با تودهها تعامل دارد.
4- اعضاي جنبشهاي زنان در مقالات و مصاحبههاي خود، درباره آينده حرکتشان جسورانه و اميدوارانه سخن ميگويند و گاهي ادعا ميکنند نميتوان جلوي حرکت اين جنبشها را گرفت.
حجتالاسلام زيبايينژاد خاطر نشان کرد: در بررسي علل اين امر، بايد به سه سؤال ذيل پاسخ داد:
1- مسائل جامعۀ زنان چيست و چه چيز آنان را مستعد ميکند تا با جريانهاي جنبش زنان همسو شوند؟
2- ماهيت عملکرد جريان اصولگرا و مديريتي نظام چيست؟
3- کدام ويژگي در عملکرد جنبش زنان، موجب موفقيت آنان شده است؟
وي در بررسي مسائل جامعۀ زنان گفت: مشکلات جامعه زنان گاه در نيازهاي واقعي آنان ريشه دارد که به آنها پرداخته نشده است و گاه اين نيازها منشأ واقعي ندارند، تغيير نظام ارزشي در جامعه، مطالبات و احساس جديدي را براي آنان ايجاد کرده است؛ مسئول دفتر مطالعات و تحقيقات زنان با اشاره به اينکه جامعۀ زنان ميان اين دو نوع نياز تفکيک نکرده و همه را واقعي فرض ميکند، اظهار داشت: زنان، همۀ مطالبات خود را بر حق ميدانند؛ هنگاميکه يک قشر مطالباتي داشته باشد و احساس کند جريان حاکم، با مطالباتش همسويي ندارد، انتقاد و اعتراض خواهد کرد. از طرف ديگر، اگر احساس کند کساني هستند که به مطالبات او پاسخ ميدهند، با آنان احساس همگرايي مينمايد؛ و البته گاهي اوقات تنها «احساس نارضايتي»، علت تامهاي است براي آنکه زنان جامعه به اين جريانها گرايش پيدا کنند، بدون اينکه آنها را بشناسند و از مختصات کارشان با خبر باشند.
به اعتقاد وي، يکي از دلايل نگاه انتقادي جامعۀ زنان به حاکميت، آن است که نظام حاکم، حرکتهاي صحيح خود را به شکل قانعکنندهاي براي زنان تبيين نکرده است و از طرف ديگر، گاهي اوقات جامعه زنان به حق مشکلي را احساس ميکنند، ولي در تحليل خود به خطا ميروند. براي مثال احساس ميکنند مشکلاتشان از مسائل حقوقي ناشي شده است در حاليکه علت مشکلاتشان مسائل ديگري است.
نويسندۀ کتاب «درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام» در خصوص ماهيت عملکرد جريان اصولگرا و مديريتي نظام به نکات ذيل اشاره کرد:
- ترويج مفاهيم و ارزشهاي اومانيستي در جامعه؛ وقتي در عصر سازندگي احساس کرديم کشورمان به توسعه نياز دارد، از الگوهاي توسعه غربي، البته با کمي اصلاحات جزيي استفاده کرديم. در نتيجه ارزشهايي مانند فردگرايي، آزادي به مفهوم غربي و برابري به معناي تشابه در جامعه رواج پيدا کرد.
- در يک مقطع زماني نگاه کليشهاي به مسائل زنان وجود داشت و سيستمي براي رصد کردن نياز هاي واقعي زنان نداشتيم. بنابراين محافل بين المللي مانند سازمان ملل درباره مسائل زنان به ما بخشنامه ميکردند؛ در مقطعي ديگر مسئولان، مشکلات جامعه زنان را ناديده گرفته، و الويتهاي ديگري داشتند. در هر دو نگاه مخاطب احساس ميکند حکومت براي برآورده کردن مهمترين نيازهاي او، برنامهاي ندارد.
- تاکنون حاکميت ارتباط منطقي و تعريف شدهاي با نخبگان نداشته است؛ گاهي نخبهزده و زماني هم نخبه گريز و عوام زده عمل کرده است.
- جريان اصولگرا که گاهي هم در حاکميت قرار ميگيرد، غالباً نقش جريانهاي منفعل را بازي ميکند؛ به اين معنا که همواره ديگران را نقد کرده، اما خودش حرف نو و اثباتي براي گفتن ندارد.
- تاکنون در مباحثمان، مناطق ممنوعه ايجاد کردهايم گاهي اوقات سازمانها و نهادهاي حکومتي در آمارهايي که به نهادهاي کارشناسي ميدهند، مانند آمار سن ازدواج يا دختران تنها، ملاحظاتي اعمال ميکنند؛ در صورتي که نبايد در حوزه کارشناسي مناطق ممنوعهاي لحاظ شود.
- به دليل ضعف کارشناسي، تاکنون تنها مطالبات کساني به گوش ميرسد که زبان دارند؛ براي مثال کسي نيست که از حقوق خانواده به عنوان يک ساختار غير از اعضايش، دفاع کند، زيرا خانواده لسان ندارد.
به اين ترتيب، زنان احساس نميکنند که قوۀ فعال جامعه در نظام مديريت برايشان تلاش ميکند، و اين امر باعث ميشود کساني که وانمود ميکنند دغدغه مسائل زنان را دارند، پرچمدار شوند.
رئيس دفتر مطالعات و تحقيقات زنان براي بررسي ماهيت جنبش زنان، جريانهاي فمينيستي را به لحاظ موقعيت و ساختار از اول انقلاب تا کنون به شرح زير تقسيمبندي کرد:
از بعد از پيروزي انقلاب تا حدود اواسط دهۀ 60 با «فمينيسم حاشيهاي» مواجه بوديم. در اين دوره، جامعه مشغول مسائل انقلاب و جنگ بود و معارضان نظام، فکر ميکردند حکومت با فعاليت سياسي به زودي از بين ميرود. بنابراين مسئله زنان برايشان حاشيهاي بود؛ فکر ميکردند با تغيير نظام سياسي مسائل زنان هم حل خواهد شد.
از نيمۀ دهه 60 تا دهۀ 70 «فمينيسم محفلي» شکل گرفت. در اين برهه معارضان نظام در خارج از کشور به اين نتيجه رسيدند که براي براندازي نظام بايد به جاي حرکت سياسي، حرکتي فرهنگي داشته باشند؛ از طرف ديگر معارضان داخلي و متديناني که جذب جريانات روشنفکري شده بودند، فعاليت خود را در حوزه زنان آغاز کردند. در اين مقطع هنوز تشکلهاي فمينيستي به صورت علني شکل نگرفته بودند.
«فمينيسم مطبوعاتي» در دهۀ 70 ايجاد شد. گروههاي زيرزميني و خانگي که قبلاً شکل گرفته بودند، از مطبوعات به عنوان ابزار هماهنگ کنندۀ خود و کانال ارتباط با فمينيستهاي خارجي استفاده کردند. مخاطب آنان در اين دوره، قشر نخبه و تحصيلکردۀ جامعه بود.
«از اواخر دهۀ 70 گروههاي فمينيستي سازمانهاي غير دولتي را تأسيس کردند. در اين برهه، افراد با حيثيت گروهي و تشکيلاتي، چه در داخل و چه درخارج از کشور، حمايت ميشدند. در اين مقطع با ايجاد و تقويت NGO ها در داخل، مرکزيت مباحث فمينيستي که قبلاً در خارج از کشور بود، وارد کشور شد. فمينيسم اين دوره تشکيلاتمحور و ايدئولوژيک بود.
از سال 1385 تاکنون با «فمينيسم شبکهاي» مواجه هستيم. در اين دوره نگاه عملگرا جايگزين نگاه ايدئولوژيک شده است و فعاليتها نيز از حيطۀ گروه خارج شدهاند. به گفته کنشگران فمينيست، اين نوع فمينيسم ساختار افقي دارد؛ به اين معنا که هستههاي هماهنگ کنندۀ متنوع و متکثر، وظيفۀ سازماندهي اعتراضات را بر عهده دارند، ولي ساختار هماهنگ کننده از بالا به پايين وجود ندارد. البته به نظر ما اين ساختار هماهنگ کننده اکنون به پشت صحنه رفته است؛ ويژگي ديگر فمينيسم شبکهاي، انجام دادن عمليات زمانمند و ارتباط چهره به چهره و مردمي است. هدف فمينيسم در اين دوره، جذب نيروهاي عمومي و بسيج تودهاي است. به دليل غير متمرکز بودن ساختار اين جريان، مقابله با آن سخت است.
اکنون مهمترين محور هماهنگي و اتحاد گروههاي معترض (سياسي و غير سياسي) مانند سلطنتطلبها، چپيها، طيفهاي مشارکتي، اصلاحطلبي و هنري، کمپين يک ميليون امضاست که نهادهاي بين المللي نيز با اعطاي جوايز، از آن حمايت ميکنند.
از طرف ديگر تغيير خودباوري وخودآگاهي قشر جوان با ايجاد مطالبات حقوقي جديد و در پس آن مطالبات سياسي، از اهداف جديد اين جنبش است.
حجتالاسلام زيبايي نژاد در پايان سخنان خود گفت: ما بايد نقاط ضعف خود و مطالبات زنان را بيشتر بشناسيم و درصدد حل آنها باشيم و مهمتر از همه بايد در تغيير نظام ارزشي زنان و ايجاد مطالبات جديد براي آنان بکوشيم.
در اين نشست همچنين، ميزگردي براي تبيين «مديريت مطالبات زنان» با حضور خانم الهيان، نمايندۀ مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي، خانم آيت اللهي، عضو شوراي فرهنگي- اجتماعي زنان؛ و خانم علاسوند، عضو هيئت علمي دفتر مطالعات و تحقيقات زنان تشکيل شد.
ابتدا خانم الهيان با استناد به نظرسنجيهاي صورت گرفته از جامعۀ زنان در ايام انتخابات مجلس شوراي اسلامي گفت: آن چه از اين آمار و ارقام استخراج شد، با شعارها و مطالبات نخبگان سنخيت نداشت.
وي مطالبات زنان را در وهلۀ اول، مباحث فرهنگي و سپس مسائل خانواده دانست و متذکر شد: گاهي برخي از مسئولان NGOهاي زنان اعتراف ميکنند که در القاي ايدههايشان به تودۀ جامعه شکست خوردهاند.
خانم الهيان علت اين مسئله را در بافت اسلامي، معنوي و الهي جامعه دانست و خاطرنشان کرد: «فمينيستها ميخواهند زن را از مبادي آفرينش جدا کرده و در مقابل مرد قرار دهند تا از حقوق او دفاع نمايند؛ اين امر بر خلاف سرشت زنان است.
دکتر الهيان با اشاره به بيتوجهي NGOها و نخبگان زنان به مطالبات واقعي جامعۀ زنان گفت: «چرا دربارۀ مسائل بهداشتي و سلامت زنان از آنان دفاع نميکنند و فقط مباحث حقوقي زنان را مطرح مينمايند؟»
خانم آيتاللهي نيز ازدواج دختران و جايگاه زن در خانواده را از جمله مطالبات زنان دانست و اظهار داشت: درخانواده با بسياري از زنان متناسب با شأن انساني آنان برخورد نميشود؛ ازطرف ديگر يکي از مشکلات جامعه زنان بحران هويت است، هر چند به عنوان مطالبه مطرح نميشود.
عضو شوراي فرهنگي- اجتماعي زنان گفت: بسياري از مسئولان اصولگرا مسائل زنان را جدي نميگيرند.
خانم علاسوند نيز با اشاره به ضرورت تقسيمبندي مطالبات زنان بر اساس موقعيتهاي متفاوت گفت: مطالبات دوران تجرد يک دختر در يک موقعيت خاص، با مطالبات همان دختر چند سال بعد کاملاً متفاوت است؛ و مطالبات زنان شاغل و خانهدار نيز با هم فرق ميکند.
وي به نقش فضاي فرهنگي در مطالبات زنان اشاره کرد و متذکر شد: بايد بر حسب موقعيتهاي متفاوت مطالبات مطلوب براي افراد ايجاد شود.
عضو هيئت علمي دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، در پايان سخنان خود تحليل وضعيت بومي زنان را در شناخت مطالبات آنان ضروري دانست و تقويت و تلقين اين مطالبات را براي ايجاد جريان اجتماعي در جامعۀ زنان مهم برشمرد.
در دومين نشست حجتالاسلام زيبايينژاد موضوع «مديريت مطالبات زنان» را طرح کرد و سپس ميزگردي با حضور آقاي دکتر کرمي، مدير پژوهش دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، خانم ساساني، مدير کل امور زنان وزارت کشور، و خانم سويزي، رئيس دفتر امور زنان وزارت آموزش و پرورش برگزار شد.
حجتالاسلام زيبايينژاد با اشاره به اينکه مطالبه احساس نيازي است که به خواستهاي تبديل شده باشد اظهار داشت مقدمۀ شکلگيري مطالبه، «احساس نياز» است نه «نياز»؛ بنابراين بايد توجه داشت احساس نياز با نياز واقعي تفاوت دارد. گاهي ممکن است بسياري از نيازهاي واقعي احساس نشوند و از آنها غافل باشيم. چنانکه ممکن است به اشتباه گمان کنيم به چيزي نياز داريم، در حاليکه آن چيز نه تنها نياز واقعي ما نيست، بلکه مانع توجه به نيازهاي واقعي و سد راه پيشرفت ما ميگردد.
از طرف ديگر هر احساسي مقدمه شکل گيري مطالبه نيست؛ احساس نياز آن گاه به مطالبه تبديل ميشود که از اجمال به تفصيل درآيد و روشن باشد که نياز چيست؟
در مطالبه، از ديگران توقع داريم به احساس نياز ما پاسخ گويند، بنابراين شکلگيري مطالبه منوط به آن است که احساس نياز از مرحلهاي که انسان نسبت به آن بيتفاوت است و يا گمان ميکند که خودش بايد آن را برطرف نمايد، ميگذرد و به حد توقع و انتظار مداخله ديگران ميرسد.
مدير دفتر مطالعات وتحقيقات زنان با اشاره به اينکه ساختارهاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي و حقوقي ميتوانند احساس نياز ايجاد کنند، خاطرنشان کرد: بايد ميان مطالبه و نياز واقعي تفکيک قائل شويم، برخي نيازهاي واقعي در جامعۀ زنان وجود دارد که چون در زاويۀ ديد ما قرار ندارند، يا آنها را به رسميت نميشناسيم يا مورد توجه قرار نميگيرند، اما آن نيازها تأثيرات خود را دارند و نقاط آسيب ما ميباشند. وي افزود: آنچه جامعه را با نشاط و زنده نگه ميدارد، آرمانها و مطالبات است و اگر مديريت نظام اسلامي نتواند آرمانهاي صحيح و متناسب با نيازهاي واقعي زنان را براي آنان ترسيم کند و جامعه را به سمت آن مطالبات سوق دهد، ديگران مطالبات کاذبي شکل خواهند داد.
حجتالاسلام زيبايينژاد با تأکيد بر لزوم بيتفاوت نبودن به احساس نيازي که در قشر زنان شکل گرفته است، متذکر شد: اگر به احساس نياز، چه کاذب و چه واقعي، بيتوجهي شود، آثار خود را خواهد داشت؛ البته اين سخن لزوماً به معناي تمکين در برابر احساس نياز نيست، بلکه به معناي مواجهۀ صحيح با آن است. از طرف ديگر بايد بر اساس تفکيک ميان مطالبات و نيازهاي واقعي و غير واقعي، رفتار اصولگرايان فرهنگي را آسيبشناسي کنيم و ببينيم آيا مطالبات و نيازهاي واقعي زنان را در نظر داشتهاند، يا نيازهاي کاذب آنان را. وي دربارۀ چگونگي شناخت نيازهاي واقعي جامعۀ زنان گفت: در نگاه ديني بدون داشتن الگو و نقاط آرماني، نميتوانيم نيازهاي واقعي را مشخص کنيم؛ بايد نقاط آرماني جامعۀ زنان در عصر حاضر را مشخص کرده، و با مقايسۀ وضعيت موجود با نقاط مطلوب، نيازهاي واقعي را بشناسيم. براي شناخت نقاط آرماني و تبيين الگو در جامعۀ زنان، بايد در حوزۀ دين، درباره شخصيت و جايگاه زن، استعدادهاي متفاوت و يکسان زن و مرد و انتظارات مشترک و متفاوت از آنان مطالعات نظري داشته باشيم، و از سوي ديگر مطالعات اجتماعي را هم لحاظ کنيم. حجتالاسلام زيبايي نژاد به تفاوت نگاه ديني با نگاه موجود در ادبيات ليبراليستي اشاره کرد و اظهار داشت: به همين دليل است که نميتوان کارشناسيهاي مجامع علمي را که بر ادبيات رايج در علوم انساني تکيه دارند، کاملاً تأييد کرد.
از طرف ديگر نهادهاي حکومتي براي شناخت مسائل واقعي زنان، به مؤسسات تحقيقات ديني و همچنين به جامعه کارشناسي نياز دارند؛ البته با فرض اينکه اهداف، تعاريف، روش ها و مسائل علوم اجتماعي با آموزه هاي وحياني هماهنگ باشند.
اين محقق برخي نيازها را معلول نيازهاي ديگر دانست و با اذعان به تفاوت «اهميت نيازها» و «اولويت آنها» گفت: ممکن است يک نياز اهميت بيشتري داشته باشد؛ اما به دليل کمبود قدرت و امکانات، ناچار باشيم پاسخ دادن به نياز ديگري را در اولويت قرار دهيم؛ هر چند بايد زمينه پاسخدهي به نيازهاي اهم را نيز فراهم آوريم.
وي با اشاره به لزوم آسيبشناسي مطالبات زنان در کشور خاطرنشان کرد: براي دانستن اينکه مطالبات زنان چگونه شکل ميگيرند، بايد به پيوند ميان مطالبات زنان و حوزههاي اقتصاد، فرهنگ و سياست توجه داشته باشيم؛ براي مثال مسائل اقتصادي با مطالبات زنان پيوند خورده است؛ با تحول در فرهنگ اقتصادي به سمت مصرفگرايي دستمزد سرپرست خانوار نيازهاي موجود را کفاف نميدهد و زنان بيش از گذشته به اشتغال روي خواهند آورد.
تأثير فرهنگ مدرن بر جوامع اسلامي سبب شده است که احراز مناصب قدرت اجتماعي، سياسي و ثروت، ملاک ارزشمندي باشد. بر اين اساس زنان بيش از پيش به مناصب سياسي و اجتماعي، اشتغالات رسمي و مدرکگرايي توجه ميکنند و ارزشهاي زنانه و خانواده در حاشيه ميماند.
وي تأکيد کرد: اين واقعيات نشان ميدهد بدون اصلاح ساختارهاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي، نميتوان انتظار داشت مطالبات اقشار مختلف جامعه، از جمله زنان، در مسير رشد فردي، خانوادگي و اجتماعي قرار گيرد.
حجتالاسلام زيبايي نژاد در پايان پاسخگويي به چند سؤال ذيل را مهم برشمرد:
1- مسئوليت نظام اسلامي در قبال نيازهاي واقعي جامعۀ زنان که به حد مطالبۀ عمومي نرسيده است چيست و چگونه ميتوان نيازهاي واقعي را به سطح مطالبۀ عمومي رساند؟
2- چه اقدامي بايد صورت گيرد که مطالبات غير صحيح شکل نگيرد؟
3- در برابر مطالبات غلط جامعۀ زنان، چه بايد کرد؟
4- آيا مديريت مطالبات زنان بايد مسئوليت نهاد خاصي باشد يا بايد مسئوليت آن را توزيع کرد؟ در اين صورت معادله توزيع آن چيست و هماهنگي ميان نهادها چگونه برقرار ميشود؟
در بخش بعدي اين نشست، ميزگردي براي تبيين «مديريت مطالبات زنان» با حضور خانم ساساني، مديرکل امور زنان وزارت کشور؛ خانم سويزي، رئيس دفتر امور زنان وزارت آموزش و پرورش؛ و آقاي دکتر کرمي، مدير پژوهش دفتر مطالعات و تحقيقات زنان برگزار شد.
در اين بخش دکتر کرمي با ذکر تفاوت مطالبات نخبگان و تودهها متذکر شد: گاهي نخبگان تلاش ميکنند در فرآيند مطالبات، تودهها را به دنبال خود حرکت دهند و گاهي با برقراري ارتباط متقابل با تودهها ميکوشند هم به مطالبات و نيازهاي ايشان توجه کنند و هم براي آنان مطالبه ايجاد نمايند؛ به نظر ميرسد فرآيند دوم، فرآيند موفقي است. وي سلامت، نيازهاي عاطفي و غريزي، اشتغال، و امنيت جنسي و رواني را از جمله نيازهاي واقعي جامعۀ زنان دانست.
خانم ساساني با تأکيد بر توجه به مطالبات زنان در موقعيتهاي متفاوت خاطرنشان کرد: تعداد زنان در دستگاههاي اجرايي، براي پيگيري مطالبات جامعۀ زنان، بسيار کم است؛ بايد حضور زنان در مجلس شوراي اسلامي، شوراي عالي انقلاب فرهنگي، شوراي نگهبان و ساير مراکز تصميمگيري و اجرايي به ميزاني باشد که بتوانند با نگاهي متفاوت از مردان، مطالبات زنان را به بحث گذاشته و پيگيري نمايند.
خانم سويزي نيز در اين ميزگرد با تأکيد بر توجه به فرمايشات امام خميني و مقام معظم رهبري در خصوص زنان، به تأمين عادلانۀ فرصتهاي علمي در ردههاي تحصيلات تکميلي و استفاده از زنان در مناصب مهم دولتي، که اکنون در ردۀ مشاور وزير باقي ماندهاند، اشاره کرد.
- تاریخ:
- ۱۳۹۹/۰۵/۲۷
- کلمات کلیدی:
مطالب ویژه
آخرین مطالب
سنخبندی عاملیت زنان در جنگ تحت تاثیر روایتهای سیاسی-اجتماعی است
بازنمایی نقش زنان در دفاع مقدس به شرایط اجتماعی روز بستگی دارد
مسئلهمندی پژوهشگر او را در بیان واقعیتهای مگو یاری میکند
در روایت کنشگری زنان صدای قلبشان را بشنویم
زنان انتخاب گر
ارتباط با ما
- آدرس : تهران بلوارکشاورز،خیابان نادری ، کوچه حجتدوست پلاک ۵۶
- تلفـن: ۸۸۹۸۳۹۴۴ (۰۲۱)
- فکس: ۸۸۹۸۳۹۴۴ (۰۲۱)
- hawra@wrc.ir






