الهيات فمينيستي؛ مبارزه با تبعيض جنسيتي
نقد انديشه
رأفت حسن: مجله زنان، شماره 113 چكيده: نويسنده معتقد است پيش فرضهاي مردسالارانه و تفسير ناصوابِ مسلمانان از متونِ ديني سبب شده است مرد را برتر و زن را جنس دوم تلقي نمايند بنابراين بايد با قرائت جديد از دين موقعيت مستقل زن را اثبات كرد و نشان داد كه اسلام دين برابري و تساوي زن و مرد است. جوامع مسلمان تا به امروز غالباً و به شدت مردسالار ماندهاند؛ بدين معنا كه منابع اصلي سنت اسلامي ـ يعني قرآن (كه مسلمانان معتقدند كلام خداست و از طريق جبرئيل بر پيامبر نازل شده است)، سنت (عمل پيغمبر اسلام)، حديث (سنتهاي شفاهي نسبت داده شده به پيامبر) و فقه (الهيات يا فلسفه حقوق) همگي فقط از سوي مردان مسلمان تفسير شدهاند، مرداني كه تعيين موقعيت هستي شناختي، الهياتي، جامعه شناختي و معاد شناختي زنان مسلمان را وظيفه خود دانستهاند. آنچه بايد در مرحله نخست انجام شود بررسي زمينه كلامياي است كه همه مباحث ضد زنان از آن ريشه گرفته است تا معلوم شود آيا ميتوان اثبات كرد كه از ديدگاه اسلام عرفي، مردان و زنان، به رغم تفاوتهاي بيولوژيكي و ساير تفاوتها، اساساً و ذاتاً برابرند. در سنت مسلمانان، مانند سنت يهوديان و مسيحيان، سه فرض كلامي وجوددارد كه برتري مردان نسبت به زنان بر پايه آنها بنا شده است. اين سه فرض عبارتاند از: 1. مرد، نخستين آفريده خداوند است، زيرا عقيده بر اين است كه زن از دنده مرد خلق شده است. بنابراين، به لحاظ هستي شناختي، زن موجودي فرعي و ثانوي است؛ 2. زن عامل اوليه چيزي است كه عموماً بهعنوان «هبوط بشر» يا خروج بشر از بهشت عدن تلقي ميشود. بنابراين بايد با همه دختران حوا با ديده ترديد و تحقير نگريست؛ 3. زن نه تنها از مرد، بلكه براي مرد آفريده شده است و اين امر از او موجودي صرفاً ابزاري ميسازد نه موجودي اصيل. سه پرسش كلامي كه فرضيات فوق ميتوانند پاسخ آنها تلقي شوند، از اين قرارند: 1. زن چگونه آفريده شده؟ 2. آيا زن مسئول هبوط مرد است؟ 3. چرا زن آفريده شد؟ زن چگونه آفريده شد؟ عامه مسلمانان، مانند عامه مسيحيان يا يهوديان، معتقدند آدم نخستين مخلوق خداوند بود و زن از دنده آدم خلق شد. اين اسطوره به وضوح ريشه در برداشت يهوديت از آفرينش در سفر پيدايش (24 ـ 2:18) دارد و هيچ بنيادي در قرآن ندارد. قرآن خلقت انسان را در شرايطي كاملاً برابر (براي زن و مرد) توصيف ميكند. در 30 عبارت قرآني يا بيشتر، كه با موضوع خلقت انسان مرتبط است، براي انسان از عبارات و كلمات عام استفاده شده است (الناس، الانسان، بشر). همچنين در قرآن هيچ اشارهاي به حوا وجود ندارد. كلمه آدم 25 بار در قرآن به كار رفته اما در 21 مورد از آن به عنوان نماد انسان خودآگاه استفاده شده است. بايد اشاره كرد كه «آدم» كلمهاي عبري است (ريشه گرفته از آداما به معناي خاك) و عموماً بهعنوان اسم جمع بهكار ميرود كه به انسان بهطور كلي و نه به يك شخص مذكر اشاره ميكند. تحليل و توصيف قرآن از خلقت انسان نشان ميدهد كه قرآن عبارات مؤنث و مذكر را به گونهاي برابر براي وصف خلقت انسانها از منبعي واحد به كار ميبرد. حال سؤال اين است كه اگر قرآن تمايزي بين خلقت مرد و زن قائل نيست ـ كه قطعاً چنين است ـ پس چرا مسلمانان معتقدند حوا از دنده آدم آفريده شده است؟ بعيد است مسلمانان اين ايده را مستقيماً از سفر پيدايش گرفته باشند. به احتمال زياد، داستان خلقت حوا از دنده آدم از طريق ادبيات صدر اسلام وارد سنت اسلامي شده است. در صحيح بخاري و صحيح مسلم احاديثي در اين زمينه آمده است كه دو مورد آن ذكر ميگردد: 1. «با زنان به خوبي رفتار كنيد، زيرا زن از يك دنده خلق ميشود و خميدهترين قسمت دنده قسمت بالاي آن است. پس اگر سعي كنيد آن را راست كنيد، ميشكند. اما اگر آن را به حال خود رها كنيد، خميده خواهد ماند. پس با زنان به خوبي رفتار كنيد.» «زن مانند دنده است. اگر سعي كنيد او را راست كنيد، ميشكند. لذا اگر ميخواهيد از او بهرهمند شويد، زماني اين كار را بكنيد كه هنوز اندكي خميدگي دارد.» احاديث فوق احاديثي ضعيف هستند و متن آنها نيز به وضوح با برداشت قرآن در مورد خلقت انسان در تضاد است. همه علماي مسلمان درباره اين اصل وفاق دارند كه هر حديثي كه با قرآن در تضاد باشد، نميتواند بهعنوان حديث معتبر پذيرفته شود. لذا بايد از احاديث فوق ـ به دليل ضعف محتوا و سنديت آنها ـ اجتناب كرد. از نظر كلامي، موقعيت فروتر زنان در سنت مسلمانان (و نيز در سنت مسيحي و يهودي) با داستان خلقت حوا از دنده (خميده) شروع شده است. تغيير موقعيت او مستلزم بازگشت به نقطه خلقت و تصحيح آن است. با توجه به شيوههايي كه اين داستان مورد استفاده قرار گرفته، اهميت آن (در شكلگيري نگرش مسلمانان نسبت به زنان) غير قابل انكار است. موضوع خلقت زن از بُعد الهياتي، نسبت به ساير ابعاد، اهميت بيشتري دارد، زيرا اگر خداوند، كه ارزش دهنده نهايي است، مرد و زن را برابر خلق كرده است، نميتوانند پس از خلقت نابرابر باشند. همچنين اگر خداوند زن و مرد را نابرابر خلق كرده باشد، ذاتاً نميتوانند پس از خلقت برابر شوند. اگر اين نگرش كه خداوند زن و مرد را برابر آفريده است ـ كه تعاليم قرآن نيز همين است ـ پذيرفته شود، ديگر نميتوان نابرابري موجود بين زن و مرد را امري الهي محسوب كرد، بلكه بايد اين نابرابري را تحريف طرح اصلي خداوند براي بشريت دانست. آيا زن مسئول هبوط مرد است؟ پاسخ مسلمانان به سؤال فوق، مانند يهوديان و مسيحيان، عموماً مثبت است، هر چند اين پاسخ در قرآن تأييد نميشود. لازم به ذكر است كه برداشت قرآن از واقعه هبوط به نحو بارزي با برداشت انجيل از اين واقعه متفاوت است. «در حالي كه در سفر آفرينش در اين مورد كه چرا افعي حوا، يا آدم و حوا هر دو، را وسوسه ميكند هيچ توضيحي داده نشده است، قرآن علت فريب خوردن زوج انساني از شيطان را در بهشت به وضوح در چندين عبارت بيان ميكند.» براي نمونه نك: حجر: 36 ـ 43؛ بني اسرائيل: 61 ـ 64؛ كهف 50 ؛ ص: 71 ـ 85. سرپيچي شيطان از دستور خداوند در سجده و تعظيم به آدم، به معناي فرمانبرداري از او، از اين اعتقاد شيطان ناشي ميشود كه خود را به جهت آنكه از جنس آتش است از فرمان اساساً برتر از آدم ميداند كه موجودي خاكي است. وقتي شيطان به دليل تكبرش محكوم ميشود و به دستور خداوند با خفت و خواري اخراج ميشود، خداوند را به مبارزه دعوت ميكند. مدعي ميشود به خدا ثابت خواهد كرد كه آدم و فرزندانش ناسپاس و ضعيفاند و به سادگي در دام وسوسه ميافتند و در نتيجه در خور احترامي نيستند كه خدا به آنها ميگذارد. شيطان بيآنكه تمايلش را براي غلبه بر انسان پنهان كند، از خداوند مهلت ميخواهد و تا زمان موعود به او مهلت داده ميشود. خداوند نه تنها به او مهلت ميدهد، بلكه از او ميخواهد از همه تزوير، وسوسه و قدرتش در جهت حمله به انسان استفاده كند و ببيند آيا انسان از او تبعيت خواهد كرد يا نه. از آن پس، نمايشي عظيم از تضاد ابدي بين خير و شر، كه در وجود انسان متجلي است، آغاز ميشود تا او از اقتدار اخلاقي خود استفاده كند و بين درست و نادرست دست به انتخاب بزند. بر اساس داستان قرآني، آنچه براي زوج انساني در بهشت رخ ميدهد، پيامد مواجهه خدا و شيطان است. در پي اين رويداد، به زوج انساني دستور داده ميشود به درخت نزديك نشوند مبادا كه جزو ظالمان گردند. آنها با وسوسه شيطان از فرمان خدا سر ميپيچند. در سوره الاعراف، آيه 23، آن دو در پيشگاه خدا اعتراف ميكنند كه به خود ظلم كردهاند و از صميم قلب خواستار بخشايش و رحمت خداوندند. به آنها گفته ميشود خارج شويد و از بهشت فرود آييد. اما قرآن در خطاب به آنها تنها يك بار (در سوره طه، آيه 123) از صيغه تثنيه استفاده ميكند و در ساير موارد از صيغه جمع به كل بشريت اشاره ميكند. گرچه در قرآن به هيچ هبوط يا گناه اوليهاي اشاره نشده است، ارتباط قصهاي كه در سفر آفرينش آمده با انسان هبوط يافته و تمايلات جنسي غير مجاز (كه نقش عظيمي در تداوم اسطوره شر زنانه در سنت مسيحي ايفا ميكند) هنوز در ذهن بسياري از مسلمانان وجود دارد و تأثيري بسياري منفي بر زندگي ميليونها زن مسلمان بهجا گذاشته است. اظهار نظر زير از مودودي، يكي از بانفوذترين علماي اسلامي معاصر، نمونه تفكر بسياري از مسلمانان است: «غريزه جنسي بزرگترين ضعف نوع بشر است، به همين دليل، شيطان اين نقطه ضعف را براي حمله به انسان برگزيد و اين برنامه را براي خدشهدار كردن نجابت انسانها ابداع كرد. به همين دليل، اولين اقدام او در اين جهت، افشاي برهنگي آنان براي خودشان بود تا راه براي بيحيايي و وسوسه تمايلات جنسي هموار شود. حتي هماكنون نيز شيطان و مريدانش همان روش محروم كردن زن از حيا و نجابت را اتخاذ ميكنند و هيچ برنامه پيشرفتي براي آنان متصور نيست مگر آنكه زن را براي همه نوع آدمي به معرض نمايش بگذارند.» به رغم آنكه به زنان بر چسب «دروازه شيطان» اين اصطلاح از ترتوليان (160 ـ 225 ميلادي) كشيش مسيحي وام گرفته شده است. وي مينويسد: «آيا نميدانيد هر يك از شما يك حواست؟ جمله خداوند درباره جنس شما، در اين عصر نيز صادق است. جرم و گناه نيز بالضروره بايد وجود داشته باشد. شما دروازه شيطان هستيد. شما نخستين متمردان از قوانين الهي هستيد. شما كساني هستيد كه كسي را وسوسه كرديد كه شيطان شجاعت كافي براي حملهور شدن به او نداشت. شما به آساني انسان خداگونه را نابود كرديد. براي رهايي از دست شما ـ يعني مرگ ـ حتي فرزند خدا نيز مجبور شد مرگ را برگزيند.» (بين مسلمانان) ميزنند، چنين تفكري هرگز مرداد اسطوره قرآني از داستان هبوط نيست. برخي از مسلمانان، همچون مسيحيان و يهوديان، اين داستان را به منظور ابراز احساسات زن ستيز خود به كار بردهاند. به همين دليل است كه احاديثي چون احاديث زير هنوز بين مسلمانان محبوبيت و شهرت دارند: پيامبر فرمود: «من بعد از مرگم هيچ مصيبتي مضرتر از زنان براي مردان باقي نگذاشتهام.» صحيح بخاري، ص 22. از ابوسعيد خدري نقل است كه پيامبر فرمود: «جهان شيرين و جذاب است و به راستي خداوند ميخواهد شما را جانشين خود در آن قرار دهد تا دريابد چگونه عمل ميكنيد. پس از وسوسه زنان بپرهيزيد؛ در حقيقت، اولين فتنه را براي قوم بني اسرائيل زنان ايجاد كردند.» صحيح مسلم، ص 1431 چرا زن خلق شد؟ قرآن، كه در زمينه خلقت يا هبوط تبعيضي در مورد زنان قائل نميشود، از اين باور كه زن نه فقط از دنده مرد بلكه براي او خلق شده است، حمايت نميكند. اين باور مورد قبول بسياري از مسلمانان، مسيحيان و يهوديان است. اينكه خلقت يك كل «هدفمند» (سوره حجر، آيه 85) است نه يك بازي بيهوده (سوره انبيا، آيه 16)، يكي از مضامين مهم قرآني است. انسان، شامل مردان و زنان، «در بهترين صورت» (سوره التين، آيه 4) آفريده شده و به نيكي، كه مستلزم احترام به حقوق خدا و نيز خلق خداست، دعوت ميشود. در قرآن به وضوح بيان شده كه نه تنها زن و مرد در پيشگاه خداوند كاملاً برابرند، بلكه حامي يكديگر و مانند اعضاي يكديگرند. به عبارت ديگر، قرآن سلسله مراتبي ايجاد نميكند كه در آن مردان نسبت به زنان موقعيت برتري داشته باشند و مردان را در رابطهاي خصمانه به رقابت با زنان وا نميدارد. زن و مرد، به عنوان مخلوقات برابر پروردگار عادل و رحيم جهان خلق ميشوند، خداوند كه خواستش اين است كه آنها با يكديگر در هماهنگي و نيكي زندگي كنند. به رغم تأييد برابري زن و مرد در قرآن، جوامع مسلمان هرگز زنان و مردان را موجوداتي برابر، خصوصاً در زمينه ازدواج، در نظر نگرفتهاند. پرهيز مفرط جوامع مسلمان از پذيرش ايده برابري زن و مرد، عميقاً ريشه در اين باور دارد كه زنان ـ كه در خلقت (خلق شده از دندهاي كج و خميده) و در تقوا (به دليل كمك به شيطان در شكست طرح خداوند براي آدم) از مردان پستترند ـ اصولاً براي استفاده مردان خلق شدهاند. برتري مردان نسبت به زنان، كه در سنت مسلمانان (مانند مسيحيت و يهوديت) وجود دارد، نه تنها بر متون روايي، بلكه بر تفاسير معروفِ برخي عبارات قرآني نيز مبتني است. از دو عبارت قرآني سوره نساء، آيه 34 و سوره بقره، آيه 228 غالباً براي توجيه اين ادعا كه مردان از زنان برترند، بهره برداري نادرست ميشود. در ترجمه مودودي از متن عربي، آيه نخست به اين صورت است: «مردان سرپرست امور زنان هستند، زيرا خداوند يكي را بر ديگري برتري داده است زيرا مردان ثروتشان را براي زنان خرج ميكنند. لذا زنان پرهيزكار مطيعاند و حقوق شوهرانشان را در غياب آنها و تحت نظارت و مراقبت خداوند به دقت حفظ ميكنند و زناني را كه از نافرمانيشان ميهراسيد، پند دهيد و آنها را از خوابگاه خود جدا كنيد و آنها را بزنيد. پس اگر از شما اطاعت كردند، به دنبال بهانه براي تنبيه آنها نباشيد؛ به اين امر توجه كنيد كه خدا والاتر از شماست، خدايي كه بزرگ و برتر است.» تأثير منفي برداشت عامه مسلمانان از آيه فوق بر زندگي زنان مسلمان قابل انكار نيست. بهعنوان مثال، كلمه مهم جمله نخست، كلمه «قوامون» است. اين كلمه غالباً به حاكم يا رئيس و سرپرست ترجمه ميشود. با حاكم كردن مردان بر زنان، سلسله مراتبي مشابه سلسله مراتب ايجاد شده توسط سن پل و پيروانش در سنت مسيحي به وجود ميآيد. كلمه «قوامون»، به لحاظ زبان شناختي، به كساني اشاره دارد كه ابزار معيشت و حمايت (مادي) براي ديگران فراهم ميكنند. كاركرد حمايت مالي مردان از زنان به زمان بارداري و شير دادن فرزند مربوط ميشود و كاركردي صرفاً زنانه است. هدف اين آيه قدرت بخشيدن به مردان در مقابل زنان نيست، بلكه تضمين اين امر است كه وقتي زنان وظايف مهم بارداري و بچهداري را به عهده دارند، مسئوليت اضافي نانآور بودن را بر دوش نداشته باشند. به عقيده من، قرائت و فهم قرآن بر پايه حديث (و نه بالعكس) دليل اصلي بدخواني و تفسير نادرست بسياري از عباراتي است كه عموماً در جهت انكار برابري زن و مرد به كار رفتهاند. حديث زير اغلب براي ارتقاي مقام مرد به مقام «خدا مجازي» (خداي در شكل زميني) نقل ميشود: «مردي با دخترش نزد پيامبر آمد و گفت: دخترم از ازدواج خودداري ميكند. پيامبر فرمود از پدرت اطاعت كن. دختر گفت به نام خدايي كه تو را به حق فرستاده، تا نگويي حق شوهر بر همسرش چيست ازدواج نخواهم كرد. پيامبر گفت اگر جايز بود كه بشر بر بشر ديگري سجده كند، به زن دستور ميدادم وقتي شوهرش وارد ميشود براي شكر نعمت خدا بر او (يعني شوهر) سجده كند. دختر پاسخ داد به نام خدايي كه تو را به حقيقت فرستاده، هرگز ازدواج نخواهم كرد.» ديني چون اسلام كه به شدت توحيدگر است و شريك قائل شدن براي خدا را از گناهان نابخشودني ميداند، مسلماً نميتواند اجازه پرستش انساني توسط انساني ديگر را بدهد. از اين حديث چنين برميآيد كه گويي سجده همسر در مقابل شوهرش نه خواست خداوند، كه خواست پيامبر بوده است (دادن چنين نسبتي به پيامبر خدا روا نيست). از آنجا كه مسلمانان هر كلمه، عمل يا نصيحت پيامبر را مقدس ميدانند، ميتوان دريافت كه اين حديث تا چه حد بر زنان مسلمان تأثير گذاشته است. حال اين سؤال مطرح ميشود كه چگونه ميتوان چنين حديثي را به پيامبر نسبت داد، پيامبري كه اصل توحيد (يكي بودن خدا) را اساس و پايه اسلام ميدانست؛ حقيقتاً دادن چنين نسبتي به او كاملاً بيمعناست. بسط آنچه غرب «الهيات فمينيستي» در زمينه سنت اسلامي ميخواند، امروز براي آزادسازي نه تنها زنان بلكه مردان مسلمان از قيد ساختارهاي اجتماعي و نظامهاي تفكر ناعادلانه اهميت زيادي دارد. اين نظامها و ساختارها رابطه برابر بين زنان و مردان را ناممكن ميسازند. براي زنان مسلمان فعال سياسي بسيار مهم است كه بدانند در دنياي معاصر نميتوان تنها از طريق عمل سياسي قوانين تبعيضآميز عليه زنان را ريشه كن كرد، بلكه حذف اين گونه قوانين با بهرهگيري از مباحث مذهبي بهتر ميسر است. به گفته پروفسور فضل الرحمان، مشكل مسلمانان جديد در اين واقعيت نهفته است كه آنهايي كه مدرنيته را فهميدهاند اسلام را نفهميدهاند، و كساني كه اسلام را فهميدهاند مدرنيته را نفهميدهاند. در حاشيه نويسنده معتقد است منابع اسلامي ـ يعني كتاب و سنت در طول تاريخ اسلام، همواره توسط مردان و ديدگاه مرد سالارانه آنان، به نفع مردان و بر عليه زنان تفسير شده است. اين سخن نويسنده مبتني بر ديدگاهي است كه معتقد است جنسيت، تأثير اساسي در برداشت از متون دارد. آنچه در اينجا ميتوان مطرح ساخت اين است كه جنسيت هر چند ميتواند در شناخت انسان تأثير گذار باشد امّا اين تأثير تا آن حد نيست كه برداشت انسان از متون ديني را متحول و كاملاً متفاوت سازد. تفسير متون ديني در اسلام، مبتني بر اصولي غير جنسيتي است همچنانكه گزارههاي علمي در علوم مختلف همانند دانشهاي رياضي، فيزيك، جامعهشناسي روانشناسي و فلسفه تاريخ از جنسيت و مبتني بر اصولِ علمي شكل ميگيرند. به اعتقاد نويسنده سه فرض كلامي در سنت مسلمانان وجود دارد كه برتري مردان بر زنان بر پايه آنها بنا شده است: 1. زن از دنده چپ مرد آفريده شده است پس به لحاظ هستي شناختي، موجودي فرعي و ثانوي است. 2. زن عامل سقوط و هبوط آدم بوده پس همه زنان موجودات شرّ و پليدي هستند. 3. زن براي مرد آفريده شده است يعني هدف از خلقت زن، استفاده مرد است پس مردان برتر از زنان هستند. درباره نگاه نويسنده دو نكته قابل توجه است: نخست آنكه فرهنگ و انگارههاي جوامع اسلامي و نيز ديدگاههاي برخي از انديشمندان مسلمان را نميتوان لزوماً ديدگاه اسلام دانست. آنچه نويسنده بدان اشاره كرده است تفكر رايج در برخي از منابع تفسيري و حديثي است امّا انديشمندان و مفسرّاني هم چون علامه طباطبايي در الميزان و بسياري از مفسران و قرآن شناسان معاصر، چنين پيش فرضهايي را ديدگاه اسلام نميدانند و از جمله روايات خلقت حوّا از دنده چپ حضرت آدم (ع) را جعلي دانستند و بر اساس روايات معصومين (ع) مادّه اوليه خلقت حضرت حوّا را از همان گلي ميدانند كه حضرت آدم از آن خلق گرديده همچنين آيات قرآن و روايات اهل بيت عامل سقوط آدم را گناه خودِ او ميدانند نه وسوسه همسرش حوّا، پيش فرض سوم ذكر شده از سوي نويسنده نيز به شدت از سوي بسياري از انديشمندان مسلمان مردود شمرده شده است. آري اگر در آيات و روايات، شأن زن، شأن آرامش بخش به مرد ذكر شده است بدين معنا نيست كه هدف از خلقت زن، آرامش بخشي به مرد است. كاركردها و مسئوليتهاي يك جنس هدف از خلقت او نيست هر يك از دو جنس زن و مرد با كاركردهاي مشترك و متمايز، تنها براي يك هدف خلق شدهاند و آن كمال و قرب الياللَّه است. نكته دوم آن است كه حتي اگر كسي معتقد شود زن از دنده چپ مرد آفريده شده است نميتوان از اين گزاره فرع بودن و قانوي بودن زن نسبت به مرد را نتيجه گرفت و اشكال سوم آن است كه با نفيِ هر سه پيش فرض و اثبات اينكه خلقت زن قانوي نيست و زن عامل سقوط و گناه آدم نبوده است و خلقتِ او هدفِ مستقلي را در بردارد، نميتوان نتيجه گرفت كه زن و مرد در همه حقوق و مسئوليتهاي خانوادگي با هم برابرند. به عبارت ديگر برابري زن و مرد در منشأ خلقت و چگونگي آفرينش و هدفِ آفرينش، هيچگونه تلازمي با برابري آن دو در حقوق و مسئوليتهاي خانوادگي و اجتماعي ندارد، زن و مرد در نظام تفكر اسلامي با برخورداري از انسانيت يكسان داراي ارزشمندي يكساني هستند و آفرينش هر يك داراي هدف مستقلي است و آن عبوديت و تقرب به خداوند است و هدف از آفرينش زن به هيچ روي هدفِ تبعي و قانوني نيست امّا هيچكدام از پيش فرضها و انگارهاي پيش گفته اين نتيجه را به دنبال ندارد كه زن و مرد داراي حقوق و وظايف يكسان خانوادگي و اجتماعياند. در ديدگاه اسلامي، زن و مرد علاوه بر مسئوليتها و حقوق مشترك، به دليل تقاوتهاي جسمي، روحي و ذهني، داراي حقوق و وظايفِ متفاوتي نيز هستند كه همگي آنها مبتني بر مصالح و حكمتهايي است كه در متن آفرينش آن دو نهفته است و اين تفاوتها در حقوق و وظايف هرگز به معني برتري يك جنس بر ديگري نيست. بسياري از روايات كه مردان را از زنان بر حذر داشته است است ناظر بر انحرافات جنسي است كه مردان بدانها مبتلا ميشوند اين روايات در حقيقت مذمتِ زنان نيست بلكه مردان را هشدار ميدهد كه جاذبههاي جنسي زنان، آنان را به انحراف نكشاند. آنچه نويسنده در باره مفهوم قوّاميت مرد بر زن گفته است، مبتني بر نظر علمي و كارشناسي و آشنايي با ادبيات زبان عرب نيست. بر اساس تفسير مفسران بزرگ شيعه اهل سنت و نيز زبان شناسان بزرگ و معروف، قوّام در آيه الرجال قوامون علي النساء با فضل اللَّه بعضهم علي بعض و بما انفقوا؛ به معناي «ما يقيم به» آمده است يعني كسي كه قوام و پايداريِ چيزي وابسته به اوست و به پاداشتن زن از سوي مرد تنها به تأمين معاش نيست سرپرستي خانواده در امور كلان و اساسي آن، مهمترين جنبه قوّاميت است از اين روي بسياري از مترجمان و مفسران قرآن كريم، قوّاميت را در اين آيه به معني سرپرستي دانستهاند. ر.ك به تفاسير الميزان، نمونه، مجمع البيان و... البته اين سرپرستي بر اساس چارچوبهاي اسلامي و در محدوده امور خاصي در خانواده است و بدين معني نيست كه زن در همه چيز تحتِ سرپرستي شوهر خويش است بلكه در بسياري از مسائل زندگي داراي استقلال كامل ميباشد آنچه مورد نظر اسلام است ضرورت وجود يك سرپرست واحد براي كانون خانواده است. چراكه اجتماعِ خانواده همچون ساير اجتماعات كوچك و بزرگ بشري، نيازمند مديريت و سرپرستي است و اسلام بر اساس صفات و ويژگيهاي زن و مرد و به دليل مسئوليتهاي پرمشغله و گاه طاقت فرساي تأمين معاش خانواده، پاسخگويي قانوني در برابر اعمال فرزندان، دفاع از خانواده در برابر تهديدها و خطرها، حمايت از خانواده در مخاطرات و فراز و نشيبها و... . مسئوليت و سرپرستي كلي خانواده را بر عهده مرد قرار داده و او را موظف به بر آوردن نيازهاي مختلف همسر و فرزندان و حمايت از آنان ساخته است. در واقع سرپرستي مرد در ديدگاه اسلامي سرپرستي يك حاكم ستمگر و زورگو بر زير دستان نيست سرپرستي پدري مهربان و همسري دلسوز بر خانواده است كه با محبت و مهر به اداره خانواده ميپردازد. اين ديدگاه اسلام است امّا اگر در ميان مسلمانان كم بيش رويههاي متفاوتي مشاهده ميشود شكلِ فاصله گرفتن فرهنگ مسلمانان از اسلام اصيل است نه مشكل تفكر اسلامي. نويسنده علت بد فهمي از قرآن را فهم قرآن قرآن بر پايه حديث دانسته است و معتقد است بسياري از احاديث درباره زنان جعلي و ساختگي است. بر اساس سخن معروف پيامبر(ص) كه فرمودند من دو چيز گرانبها در ميان شما باقي ميگذارم كتابِ خدا و عترت يعني اهل بيتِ من، و اين دو هرگز از يكديگر جدا نخواهند شد، تفسير قرآن بدون كلام پيامبر و اهل بيت عصمت و طهارت تفسيري ناقص خواهد بود و كلمات و سخنان پيامبر و جانشينان او مهمترين منابع تفسير كتاب خدايند. آري اگر ساختگي بودن حديث يا احاديثي آشكار گردد بيترديد نبايد ملاك فهم و تفسير قرآن قرار گيرد؛ چنانكه بر احاديث مجعول و نامطمئن نيز نميتوان بنائي محكم ساخت
- تاریخ:
- ۱۳۹۹/۰۴/۲۱
- کلمات کلیدی:
مطالب ویژه
آخرین مطالب
سنخبندی عاملیت زنان در جنگ تحت تاثیر روایتهای سیاسی-اجتماعی است
بازنمایی نقش زنان در دفاع مقدس به شرایط اجتماعی روز بستگی دارد
مسئلهمندی پژوهشگر او را در بیان واقعیتهای مگو یاری میکند
در روایت کنشگری زنان صدای قلبشان را بشنویم
زنان انتخاب گر
ارتباط با ما
- آدرس : تهران بلوارکشاورز،خیابان نادری ، کوچه حجتدوست پلاک ۵۶
- تلفـن: ۸۸۹۸۳۹۴۴ (۰۲۱)
- فکس: ۸۸۹۸۳۹۴۴ (۰۲۱)
- hawra@wrc.ir






