درباره آموزش جنسي نوجوانان و جوانان
نگاه ويژه
رويكرد جديد دولت به موضوع آموزش جنسي
از جمله برنامههايي كه در دولت دوم جناب آقاي خاتمي مد نظر قرار گرفت، آموزش جنسي و آموزشهاي قبل از ازدواج بود. به همين منظور، طيف وسيعي از دستگاهها و نهادهاي دولتي، برنامه هايي را براي مطالعه و يا اجراء در دستور كار خود قرار دادند كه بر اساس آن، رويكرد جديد دولت و يا نظام را به موضوع آموزش جنسي منعكس مي كرد. تهيه و تدوين طرح صيانت جنسي، از سوي وزارت كشور- كه بر طبق آن، برخي از آموزش هاي جنسي ميباست در مقاطع راهنمايي و دبيرستان ارائه شوند- از عمدهترين اين طرحها به شمار ميآيد كه واكنشهاي متفاوتي را نيز در پي داشت.1
ورود وزارت بهداشت2، شوراي مبارزه با ايدز3 و وزارت آموزش و پرورش4 و تأييد اين حركت از سوي برخي كارشناسان5، نشانگر عزم جدي نهادهاي حكومتي به مقوله آموزش جنسي جوانان و آموزشهاي قبل از ازدواج خواهد بود.
در توجيه و ضرورت آموزش جنسي و آموزشهاي قبل از ازدواج، نكاتي ذكر شده است كه عبارتند از:
1. عدم توانايي زوجهاي جوان در ارضاي نيازهاي عاطفي و غريزي يكديگر به دليل نبود آموزشهاي كافي6
2. عدم ادراك لازم و كافي نسبت به موارد انحراف جنسي و عوامل اختلال در رفتارهاي جنسي7
3. لزوم توانمند ساختن و آگاه كردن جوانان، نسبت به هييجانات و بحرانهاي دوران بلوغ و شيوههاي كنترل آن8
4. جلوگيري از آموزش انتقال بيماري ايدز، هپاتيت و ساير بيماريهاي مقاربتي در گروههاي پر خطر جنسي (نوجوانان، جوانان، افراد معتاد، زنان ويژه)9
از تأمل در توجيهات و ادلهاي كه براي ضرورت اصل آموزش جنسي و آموزش قبل از ازدواج بيان ميشود، چند نكته را ميتوان استنباط كرد:
1. آمار ابتلا به بيماريهايي همچون ايدز و هپاتيت، از طريق آميزش جنسي، در حال گسترش است. در حالي كه پيش از اين، انتقال بيماريهاي مذكور غالباً از راههاي ديگري همچون؛ تزريق از طريق سرنگ آلوده و يا تزريق خون آلوده صورت ميگرفته است.
در جامعه جواني مانند كشور ما كه فاصله ميان بلوغ و ازدواج روز به روز بيشتر و زمان حداقل ده سالهاي را شامل ميشود، افزايش روابط جنسي خارج از زوجيتهاي شرعي و قانوني، امري است كه كتمان آن به حل مسئله كمك چنداني نميكند.
2. برنامههاي پيشنهادي براي ترويج آموزش جنسي و آموزش قبل از ازدواج عمدتاً توسط دستگاههاي دولتي از قبيل وزارت بهداشت، آموزش و پرورش و وزارت كشور صورت خواهد گرفت. در توجيه اين امر ميتوان اين گونه استدلال كرد كه مقوله آموزش جنسي و آموزش قبل از ازدواج به حوزه بهداشت عمومي افراد جامعه بر ميگردد كه در كشور ما دولت، متولي اصلي ساماندهي آن است.
از سوي ديگر آموزش جنسي و آموزش قبل از ازدواج، از امور تخصصي هستند كه واگذاري آن به غير متخصصان از جمله خانوادهها عملي نيست.
3. مخاطب اصلي اين آموزشها افراد پر خطر جنسي از قبيل نوجوانان مقطع راهنمايي و دبيرستان، زنان ويژه، افراد معتاد و افراد در آستانه ازدواج هستند. بديهي است تعريف مخاطب، بر اساس اين، بر مبناي سن و مقطع تحصيلي صورت ميگيرد.
4. محتواي آموزشي اين دورهها به خصوص در برنامههاي آموزش جنسي براي جوانان و نوجوانان عبارت است از: آموزش بهداشت بلوغ، روابط سالم جنسي، تبيين موارد انحراف جنسي، چگونگي انتقال بيماريهاي مقاربتي از طريق آميزش جنسي و راههاي پيشگيري از آن، بهداشت باروري، پيشگيري از بارداريهاي ناخواسته و آموزشهاي مربوط به سقط جنين.
اگر چه اطلاعات تفصيلي اين طرحها در دسترس نيست و به دليل حساسيت موضوع، هر از گاه، اخبار مربوط به برگزاري برخي از اين دورهها در دايرهي بسته تأييد و تكذيب انعكاس مييابد، ليكن از يك نكته نميتوان غفلت كرد و آن اينكه به هر جهت، شرايط جامعه ما به گونهاي است كه به دليل جوان بودن جامعه و افزايش آسيبهاي مربوط به روابط جنسي، امر اجتناب ناپذير است.
اصول حلكم بر آموزش جنسي جوانان و نوجوانان
قبل از هر گونه نقادي و ارزيابي نسبت به طرحهاي موجود، بايد به ادبيات مشترك و قابل قبولي در زمينه آموزش جنسي دست يافت كه از آن با عنوان «اصول حاكم بر آموزش جنسي جوانان و نوجوانان» ياد ميشود. برخي از اين اصول عبارتند از:
1. از آنجا كه حيات جنسي و رفتارهاي جنسي، ساحتي از ساحتهاي وجود انسان را شكل ميدهد، آموزش جنسي از ضرورتهاي زندگي نسان است كه ميتوان آغاز آن را حتي از سنين قبل از شش سالگي دانست كه غفلت از آموزش جنسي و آموزشهاي مربوط به هويت جنسي افراد، يكي از عوامل ايجاد آسيبهاي اجتماعي موجود در جامعه ما خواهد بود.
2. حيات جنسي انسان، مانند ديگر ساحتهاي مادي حيات وي، از نگاه اديان و به ويژه اسلام و آموزههاي قرآني – در عين مادي بودن- جهتي معنوي و الهي دارد و در عين حال كه ميان ساحتهاي وجود انسانها نوعي هماهنگي وجود دارد كه تحقق هويت متعالي انسان در گرو رشد هماهنگ اين ساحت هاست.
سيري در آداب و احكام تخلي، مستحبات خلوت و آميزش جنسي، مستحبات و آداب غذا خوردن و كسب روزي، تأكيد متون ديني بر تأثيرات منفي عدم رعايت هنجارهاي ديني در حوزههاي مادي حيات انساني در دوري از معنويت، گوياي آن است كه برنامهريزي براي هر ساحت از ساحتهاي وجودي انسان، بدون توجه به نرمها و هنجارهاي ساحتهاي ديگر و بدون جهت گيري كلي آن، محكوم به شكست است و از آنجايي كه لااقل، ديني نخواهد بود، نتايج حاصل از آن به صورت حداقلي است.
3. اصل، در آموزشهاي ديني (به طور عام) و در روابط جنسي و آموزشهاي مربوط به آن (به طور خاص)، پيشگيري است، در حالي كه درباره بسياري از محرمات ديني، نهي قرآن به ذات محرمات تعلق گرفته است. به عنوان مثال درباره دو حرام شرعي مانند ربا و شرب خمر كه مستقيماً از ارتكاب عملي آنها نهي شده است،10 اما درباره هنجار شكني در حوزه امور جنسي، نهي به مقدمات عمل، تعلق گرفته است. به عنوان مثال درباره زِنا آمده است: «ولَا تَقرَبوا الزِّنا اِنّهُ كانَ فاحشة وساء سَبيلا»11 (و به زنا نزديك نشويد كه آن فحشا و بد راهي است)
بسياري از محرمات شرعي، محرماتي هستند كه مقدمه رفتارهاي جنسي غير شرعي قرار ميگيرند و ميتوان نهي از ارتكاب آنها را نهي از نتايج آن دانست.
4. اصل، در تعاليم اسلامي و به خصوص آموزشهاي مربوط به رعايت هنجارهاي جنسي، رعايت حياء است به گونهاي كه پيامبر اسلام (ص) آن را منش اصلي اسلام دانسته است؛12 و آيات الهي در بيان احكام و هنجارهاي مربوط به حوزه روابط جنسي از آن تبعيت كرده، به گونهاي كه قرآن كريم از «آميزش جنسي» با واژه لمس ياد ميكند.13 حياء نه تنها به عنوان معيار در آموزش هنجارهاست كه خود، عامل مهمي در بازدارندگي از ناهنجاريها به شمار ميرود. از امام علي عليه السلام روايت شده، حياء مانع زشت كاري است و علت پاكدامني حياء است.14
بديهي است، حد حياء آن است كه نقض غرض نشود و به جهل، منجر نشود؛ هم چنين كه در روايات آمده، برخي از اصناف حياء، حياء مذموم است.
5. محوريت آموزش جنسي در آموزههاي ديني متوجه والدين است و اگر يكي از مهمترين كاركردهاي خانواده، جامعه پذير كردن كودكان باشد، آموزش هنجارهاي جنسي نيز- به عنوان مصداقي از مصاديق جامعه پذيري- بر عهده خانواده است.
6. يكي از ابزارهاي مهم آموزش جنسي و برخي آموزشهاي ديگر در سنت ديني، فقه اسلامي و آموزشهاي مربوط بخ آن است. آموزشهاي مربوط به بلوغ و احكام آن، بيان حدود روابط زن و مرد و يا محرم و نامحرم، تبيين فقهي ناهنجاريهاي جنسي در كنار تعيين حدودد و مجازات متعاقب بر ارتكاب آن، در عين اينكه اصول پيش گفته را رعايت ميكند، نوعي بازدارندگي توأم با ترس از ارتكاب اعمال غير شرعي را نيز در پي دارد.
تأكيد بر اينكه برخي از اين رفتارها از سوي خالق مهربان نامطلوب شمرده ميشود، در بسياري از افرادي كه فطرت خدا خواه وجودشان آسيب نديده، به خصوص جوانان و نوجوانان، تأثير بازدارنده غير قابل انكاري دارد.
نگاهي انتقادي به برنامههاي آموزش جنسي
با توجه به آنچه ذكر شد ميتوان نگاهي انتقادي –هر چند به اجمال- به برنامههاي آموزش جنسي در كشور داشت.
الف: شروع آموزش جنسي در برخي برنامههاي اعلام شده از دوره راهنمايي و يا دبيرستان است كه به نظر ميرسد اين دوره براي آموزش هنجارهاي جنسي دير باشد. اگر بپذيريم كودكان، تا قبل از پنج سالگي به تصويري –هر چند اجمالي- از هويت جنسي خود ميرسند، بايد بپذيريم كه ميتوان برخي آموزشهاي مربوط به اين قبيل هنجارها را از همين دوران به آنها تعليم داد و آنها را نسبت به رعايت اين هنجارها تمرين داد. در جامعه سنتي ما، كودكان پسر از سن پنج سالگي از حضور در حمامهاي زنانه منع ميشدند. محارم حدي از پوشش را درباره آنها رعايت ميكردند و شبيه اين نكات در مورد تربيت دختران نيز صادق بود.
البته ممكن است گفته شود هنجارمند كردن كودكان در زمينه اخلاق جنسي آن هم در سنين كودكي امري صعب و دشوار و بنابر برخي قرائتها مصداق خشونت عليه كودكان است، كه در پاسخ بايد گفت امروزه بسياري از كودكان، ضوابط و قانونهاي بدون انعطاف دنياي مدرن را ميپذيرند و ضابطهمند كردن آنها در اين گونه موارد هيچ گونه مشكلي نداشته است. حضور منظم و قاعدهمند كودكان در ساعات اوليه روز در مدارس ابتدايي، يكي از مصاديق قانون پذيري كودكان در سنين قبل از بلوغ است. در آموزههاي ديني نيز توصيه شده است تا برخي از عبادات بهرغم عدم وجوب بر كودكان غير بالغ، به صورت تمرين به آنها تعليم داده شود؛ در عين حال به والدين نيز توصيه شده است برخي از هنجارهاي مربوط به اخلاق جنسي را به صورت ضابطهمند و تخلف ناپذير از فرزندان خود بخواهند: «كودكانتان كه به حد بلوغ نرسيدهاند در سه وقت (براي ورود بر شما) بايد از شما اجازه بگيرند: پيش از نماز صبح، نيمروز-هنگامي كه لباسهاي (معمولي) خود را بيرون ميآوريد- و بعد از نماز عشاء. اين سه وقت خصوصي براي شماست.»15
رعايت هنجارهاي اخلاق جنسي، قبل از دوران بلوغ، زمينه صيانت و تقواي جنسي را در دوران پر هيجان بلوغ فراهم ميسازد.
ب: محويت برنامههاي آموزش جنسي، بهداشت است و تفسير عمدهاي كه از بهداشت وجود دارد پيشگيري از شيوع بيماريهاي مقاربتي و حاملگيهاي ناخواسته است. پيشفرض چنين رويكردي، آن است كه آموزش هنجارهاي اخلاق جنسي، يا لازم نيست و يا عملي نيست و از آنجايي كه عموم جوانان در معرض روابط جنسي كامل هستند بايد از عوارض منفي اين گونه رفتارها تا آنجا كه ميتوان جلوگيري كرد و اين، عمليترين پيشگيري آموزش بهداشت جنسي است.
در پاسخ ميتوان گفت اگر هنجارهاي رفتار جنسي از سالهاي اوليه كودكي به كودكان آموزش داده شود و كودكان و نوجوانان فاصله آموزش تا بلوغ را به تمرين اين هنجارها بگذرانند، آن وقت نميتوان ادعا كرد كه عموم جوانان در معرض روابط جنسي كامل هستند.
نكته ديگر آن است كه رويكرد صرفاً بهداشتي، رويكرد كارآمدي نيست، زيرا عوارض منفي روابط ناهنجار جنسي لزوماً منحصر در عوارض بهداشتي نيست.
از امام رضا عليه السلام روايت شده است كه زنا به علت مفاسدي كه در بر دارد مانند قتل نفس، از بين رفتن و مخدوش شدن اصل و نسب، ترك تربيت كودكان، تباه شده موضوع ارث و ميراث و امثال اين مفاسد، حرام شده است. 16
نگاهي اجمالي به صفحه حوادث روزنامهها گواه اين مدعي است كه در پس پرده بسياري از جنايتهاي صورت گرفته، رد پاي ناهنجاريهاي رفتار جنسي كاملاً مشهود است. شايد بتوان مهمترين آسيب اجتماعي معلول ناهنجاريهاي جنسي را آسيبپذيري نهاد خانواده در مراحل مختلف دانست. بديهي است رويكرد صرفاى بهداشتي به امر آموزش جنسي از پرداختن به اين آسيبها ناتوان است. از سوي ديگر هنجار شكني خاص، به هنجار شكني عام منجر ميشود.
كساني كه به هنجار شكني در روابط جنسي روي ميآورند به تدريج در حوزههاي ديگر از جمله بهداشت جنسي نيز هنجار شكن خواهند شد.
ج: اگر چه از محتواي دقيق اين برنامه اطلاع چنداني در دست نيست اما با رجوع به برخي جزوات آموزشي موجود كه در دانشگاهها آموزش داده ميشود و همچنين اهدافي كه براي اين برنامهها در نظر گرفته شده، ميتوان حدث زد در اين برنامهها، آموزشهايي براي برترين صورتهاي ممكن طراحي شده است و شيوه ارائه آن نيز با شفافيت تمام، صورت خواهد گرفت.
آموزش روش پيشگيري از سرايت بيماريهاي مقاربتي، استفاده از روشهاي نوين پيشگيري از حاملگي، در كنار عدم ارائه طرحي روشن براي آموزش هنجارهاي جنسي، عملاً به مخاطبان اين قبيل آموزشها القاء ميكند آنها- يا اكثريت آنها- در معرض هنجار شكنيهاي جنسي هستند و جامعه و مديران آن در تلاشند تا عوارض اين هنجار شكنيها را به حداقل برسانند.
عقلانيت چنين برنامهاي وقتي است كه:
1. درصد قابل قبولي از جوانان، روابط جنسي كامل قبل از ازدواج را تجربه كنند.
2. درصد قابل قبولي از اين هنجارشكنان، اطلاعات چنداني در زمينه بيماريهاي مقاربتي و شيوه پيشگيري از حاملگي نداشته باشند.
3. اين برنامهها خود زمينه دريده شدن پردههاي عفاف و حيا نشود و در كنار ارائه آموزشهاي لازم، تقواي جنسي را نيز در اولويت قرار دهد.
مقدمه اول و دوم مبتني بر وجود آمارهاي دقيق و قابل اعتماد است. اما از توجه به مقدمه سوم در اخبار مربوط به آموزش جنسي، اثر چنداني ملاحظه نميشود؛ و در نهايت اينكه چه ميزان از ابتلاء به بيماريهاي مقاربتي، معلول نا آشنايي افراد نسبت به آموزههاي بهداشتي است. آيا نميتوان فرض كرد به همان دلايلي كه فرد، هنجارهاي اخلاقي را پاس نميدارد از رعايت خطوط قرمز بهداشتي نيز صرف نظر كند و آيا بسياري از معتاداني كه سرنگهاي آلوده را مصرف ميكنند از عواقب مخاطره آميز آن اطلاعي ندارند، گو اينكه بسياري از بيماريهاي مقاربتي از طريق معتادان هنجارشكن انتقال مييابد و به بهانه صيانت جامعه از آن، برنامهاي عام و گسترده، با هدف مدارس راهنمايي و دبيرستاني به اجرا در ميآيد كه مخاطبان آن هنجار شكني و جلوگيري را توأمان ميآموزند.
البته اين بدان معنا نيست كه آموزش جنسي در كشورهاي ديگر تأثيري در كاهش بيماريها و پيامدهاي سوء روابط ناهنجار جنسي نداشته است كه به عكس ميتوان آموزش جنسي را از جمله طرحهاي ضربتي موفق در اين كشورها ارزيابي كرد. اما سخن در اين است كه آيا نميتوان به گونهاي برنامه ريزي و سياست گذاري كرد كه از آسيبهاي مترتب بر آموزش جنسي در مدارس و دبيرستانها كاست و آيا حجم روابط جنسي در دوران جواني در كشوري مانند كشور ما، مانند كشورهاي غربي از جمله آمريكاست، كه دولت در اين كشور مجبور به توزيع وسايل پيشگيري از حاملگي در سطح دبيرستانها ميشود؟ البته همين امر باعث اعتراض بسياري از والدين در اين كشور شده است.
د: در برخي از طرحهاي مربوط به آموزش جنسي يكي از بهترين دورهها براي آموزش، مقطع راهنمايي و دبيرستان معرفي شده و مناسبترين مكان، مدارس راهنمايي و دبيرستان است كه در توجيه آن اين گونه استدلال شده است: «محيطهاي آموزشي، مهمترين محل ارتباطات بين فردي كودكان و نوجوانان هستند و به اين جهت، دوران آموزش تحصيلي زمان مناسبي براي آموزش در زمينه مهارتهاي تبيين فردي كودكان در حال و آينده خواهد بود.»17
در اين زمينه توجه به نكاتي چند بايسته است:
1. اصولاً دوره جواني و نوجواني، دوره شور و هيجان و همراه با شيطنتها و غفلتهاي خاص اين دوران است؛ جديترين مقولات آموزشي در مدارس و دبيرستانها از نوعي مواجهه طنز گونه برخوردار هستند و جوانان و نوجوانان نيز رفتار متفاوت و متناقضي را درباره موضوعات واحد از خود بروز ميدهند.
2. اصولاً آموزشهاي جنسي براي جوانان از آنرو قابل توصيه است كه از يك سو، غرائز و نيازهاي دوران بلوغ براي اين گروه ناشناخته است و تجربه قبلي در مديريت، تدبير و كنترل اين نيازها و غرائز ندارند و از سوي ديگر، بروز و ظهور غرائز و نيازهاي جنسي در اين دوره، آن چنان تنشزاست كه ميتوان گفت شديدترين مرحله نياز جنسي در سالهاي اوليه بلوغ و جواني بروز پيدا ميكند و به همين دليل است كه اين گروه از سوي بسياري از طراحان طرحهاي آموزش جنسي، گروه پر خطر قلمداد ميشوند.
3. مسائل جنسي به گونهاي است كه در حالت طبيعي، انسانها در تعليم و تعلم آن مأخوذ به حياء هستند و اين حياء ورزي به خودي خود مطلوب است. طبيعي است كه يك از عوامل ايجاد كننده حياء، شخصي كردن و خصوصي كردن فضا، محتوا و مخاطب آموزش است و هرچه مفاهيم و آموزههاي مزبور به آموزش جنسي و مفاهيم وابسته به آن در عرصههاي عموميتر در فضاهايي با ارتباط گسترده مطرح شود، اصل رعايت حياء در آموزش جنسي آسيب خواهد ديد.
4. ويژگيهاي رفتار جنسي در افراد گوناگون متفاوت است و كمتر ميتوان در اين عرصه نسخههاي عام و پيامهاي يكنواخت را به مخاطبان عمومي در يك گروه سني و يا يك گروه آموزشي القاء كرد. در سنين نوجواني و دروه بلوغ در حالي كه برخي افراد، آمادگي و سابقه پذيرش مفاهيم آموزههاي جنسي را دارند، بسياري از آنان همچنان در دنياي پاك كودكي به سر برده و از تنشهاي دوران بلوغ هيچگونه تصويري ندارند. البته اين به آن معنا نيست كه اين گروه هيچگونه آموزشي را احتياج ندارند زيرا گفته شد كه حيات جنسي، بخشي از حيات انساني است كه در هر مرحلهاي بايد متناسب با آن، آموزش هاي جنسي به مخاطبان ارائه شود.
بر اساس آنچه گفته شد ميتوان در اينكه يكي از مناسبترين دورهها براي ارائه آموزش جنسي دوره راهنمايي و دبرستان است، تشكيك كرد و ميتوان حدس زد كه رواج اين گونه آموزشها در آموزشگاههاي عمومي، به مبتذل كردن اين آموزشها و در پي داشتن عوارض منفي آن از جمله از بين رفتن عفاف و حياء،جرأت پيدا كردن جوانان بر ارتكاب حداكثري جرائم جنسي و در نهايت بي توجهي به هشدارهاي بهداشتي اين آموزشها، منجر شود.
در نهايت با تذكار تجربه ناموفق آموزش جنسي در مدارس برخي كشورهاي ديگر18 لزوم توجه به خانواده و اعتماد به كارآمدي آن در آموزش جنسي بيشتر ميشود.
ممكن است گفته شود آموزش جنسي مقولهاي تخصصي است كه خانوادهها توانايي، تخصص و يا فرصت لازم را براي انجام آن ندارند. در پاسخ ميتوان گفت: برخي از پيچيدگيهاي آموزش مسائل تربيتي به طور عام، و آموزش جنسي به طور خاص، از يك سو ريشه در عدم رعايت اصل تقدم پيشگيري بر درمان است، چرا كه بسياري از معضلات پيچيده در مسائل روحي- رواني، معلول عدم مراعات اصول اوليه مصونيت است كه در زمينه مسائل جنسي، رعايت حياء و تقوي جنسي، مصداق اتم آن است.
از سوي ديگر، فرهنگ سنتي و مذهبي خانواده ايراني، داراي انرژيهاي ارزشمندي است كه بر اساس آن، وظيفه آموزش جنسي از سوي خانوادهها و نهادهاي مذهبي به خوبي ايفا ميشده است. به رغم اينكه ممكن است بر كتاب شريف «حلية المتقين» نقدها و اشكالات جدي وارد باشد و بپذيريم كه زمان كارآمدي اين كتاب سپري شده است، رواج مراجعه به آن بسياري از مشكلات خانوادهها در جامعه سنتي ما در حوزه آموزش و رفتار جنسي پاسخ مناسب خود را ميافته است، امروزه ميتوان با جايگزين كردن كتابهايي كه حوزه مسائل جنسي را منحصر در امور بهداشتي نميكنند و اصل هماهنگي در ساحتهاي حيات انساني را به رسميت ميشناسند، تواناييهاي بالقوه خانواده در امر آموزش جنسي را به فعليت رساند.
در نهايت اينكه اگر تصديگري خانواده در حوزههاي تخصصي آموزش جنسي ممكن نباشد، مديريت و تدبير در اين عرصه بايد همچنان با خانوادهها باشد كه نظارت متمركزتري بر جوانان و نوجوانان دارند، و با تقويت نهادهاي مشاوره امور جنسي ميتوان نيازهاي تخصصي خانواده را برطرف كرد.
اين نوشته گامي ابتدايي در چند و چون آموزش جنسي براي جوانان و نوجوانان است كه با نوعي نگاه منتقدانه به موضوع از اصل ضرورت چنين آموزشهايي غفلت نميكند، طبيعي است كه خلأ ديدگاههاي اثباتي كه از آسيبهاي آموزشهاي جنسي رايج به دور باشد امري غير قابل انكار است كه رويكرد صاحب نظران به اين موضوع را طلب ميكند.
آنچه در خاتمه اين مقال، قابل توجه است اينكه، در طراحي برنامههاي تربيتي و در قلمرو آسيبها و مسائل اجتماعي بايد تلاش شود تا اجماع و تفاهم حداكثري كارشناسان مربوطه را كسب كرد و قبل از اجرايي شدن اين قبيل طرحها، كارآمدي و عقلانيت آنها د محافل علمي مورد بحث قرار گيرد كه از اين رو، توجه به تجربيات كشورهاي ديگر نيز ميتواند بسيار راهگشا باشد.
پينوشت:
1. روزنامه همبستگي 4/3/1382 ص11
2. روزنامه ياس نو 13/9/1382 ص 10
3. روزنامه جام جم 19/9/1382 ص 13
4. روزنامه جام جم 16/9/1382 ص 1
5. روزنامه صداي عدالت 19/4/1382 ص 3 و روزنامه اعتماد 26/8/1382 ص 14
6. روزنامه صداي عدالت 19/4/1382 ص 3
7. روزنامه ياس نو 26/7/1382 ص 15
8. روزنامه اعتماد 26/8/1382 ص 14
9. همان
10. «و لا تاكلوا الربا» و «ان الخمر و الميسر رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه»
11. سوره نور آيه 33 وفرقان آيه 68
12. «ان لكل دين خلقا، و ان خلق الاسلام الحياء»: منتخب ميزان الحكمه،صفحه 170
13. سوره نساء آيه 43
14. ميزان الحكمه، صفحه 170
15. بخشي از آيه شريفه 58 سوره نور
16. منتخب ميزان الحكمه،ص 249
17. طرح صيانت جنسي، معاونت اجتماعي وزارت كشور
18. به بعضي از اين موارد در عناوين ديگر نشريه اشاره شده است.
- تاریخ:
- ۱۳۹۹/۰۴/۲۳
- کلمات کلیدی:
مطالب ویژه
آخرین مطالب
سنخبندی عاملیت زنان در جنگ تحت تاثیر روایتهای سیاسی-اجتماعی است
بازنمایی نقش زنان در دفاع مقدس به شرایط اجتماعی روز بستگی دارد
مسئلهمندی پژوهشگر او را در بیان واقعیتهای مگو یاری میکند
در روایت کنشگری زنان صدای قلبشان را بشنویم
زنان انتخاب گر
ارتباط با ما
- آدرس : تهران بلوارکشاورز،خیابان نادری ، کوچه حجتدوست پلاک ۵۶
- تلفـن: ۸۸۹۸۳۹۴۴ (۰۲۱)
- فکس: ۸۸۹۸۳۹۴۴ (۰۲۱)
- hawra@wrc.ir






