فرهنگ عفاف، خانواده ودولت، مسؤوليتها و بايستهها
بیانیه تحلیلی دفتر مطالعات وتحقیقات زنان به مناسبت روز زن
انسان دارای سه بعد معرفتی، اخلاقی و رفتاری است که در هم تنيده و از هم متأثرند.
از ميان اين سه، حوزه اخلاق، نه تنها بستری مناسب را برای رشد فضيلتها ايجاد میکند که زمينه روانی را برای پذيرش معارف وحيانی و عقلانی و تمايل به رفتارهای پسنديده را نيز هموار می سازد. در اين ميان توجه به اخلاق جنسی، به ويژه عنصر عفاف، جايگاهی خاص دارد تا آن جا که عفت جنسی بافضيلتترين عبادتها، برترين جهاد و از صفاتی دانسته میشود که زمينهساز بهشت است.(1)
1ـ مديريت فرهنگ عفاف؛ ضرورت و اهميت
تحولات اجتماعی در دهههای اخير، آثار خود را بيش از هر چيز در حوزه اخلاق و تربيت جنسی نشان داده است. در طرح گسترش عفاف و حجاب که توسط نهادهای حکومتی، از جمله نيروی انتظامی پيگيری میشود آنچه ممکن است سبب نگرانی گردد، اقدام به اصلاح وضعيت پيش از دستيابی به تحليلی جامع و برداشتی صحيح از واقعيتهای اجتماعی است. سخنان اخير وزير کشور درباره ضرورت ساماندهی و تسهيل در ازدواج موقت نيز صرفنظر از اينکه مبتنی بر مطالعات کارشناسانه و تحليل ابعاد مسئله بيان شده باشد يا نه، حاکی از دغدغههايی است که نه میتوان ناديدهاش گرفت و نه به آن بسنده كرد. اقداماتی که به حساسيتهای عمومی يا اخلاق فردی و اجتماعی و موقعيت خانواده گره میخورد، اگر توأم با عقلانيت در روش و جامعيت در تحليل نباشد، کم نتيجه و پرمخاطره است.
موارد زير را میتوان دليلی بر اهميت و ضرورت عطف توجه به موضوع اخلاق جنسی و عفاف، به ويژه در مقطع کنونی دانست.
1ـ1ـ تأثير فرهنگهای غير اسلامی بر نگاه جامعه ايرانی
سياست کلی اسلام در موضوع اخلاق و تربيت جنسی، تسهيل در ارضای مشروع نيازها، پیشگیری از زمينههای گناه، تقويت خويشتنداری (عفاف)، تقويت احساس مسئوليت در دفاع از حريم جنسی، مقابلۀ جدی با مفاسد جنسی و اشاعۀ منکرات در محيط اجتماعی است تا ريسک مشارکت اجتماعی به حداقل برسد.
از نگاهی ديگر ناديدهگرفتن نيازهای طبيعی انسان، مشکلات جسمی و روانی در پی خواهد داشت و حتی تضعيف جهات معنوی، افزايش زمينههای بزه و ايجاد مخاطره برای سلامت فرد، خانواده و اجتماع را فراهم میآورد. و پيامدهايی چون از ميان رفتن حيا، توسعۀ فقر، تغيير ذائقه جنسی و ضعف پيوندهای زناشويی را به دنبال دارد.
با وجود نگاه مثبت و واقعبينانه شريعت اسلام به اين نيازها، جامعۀ ايران نگاه بدبينانهای به نيازهای جنسی دارد و گاه تربيت جنسی را صرفاً تاحد خود نگهداری فرو میکاهد. به دليل همين نگاه منفی و غير واقعبينانه در فرهنگ مسلط، کمتر کسی جرأت طرح مباحث اساسی را در اين حوزه داشته است.
2ـ1ـ پيوند ميان اخلاق جنسی و سياست
ارتباط ميان اين دو مقوله از چهار زاويه قابل بررسی است:
اول. تغييرات فرهنگی و اخلاقی دو دهه اخير در جامعه، نشان میدهد که نظام سلطه برای مقابله با موج اسلامیخواهی يا "بنيادگرايی اسلامی"، راهبردی مبتنی بر اصلاح ساختار سياسی و اقتصادی کشورهای اسلامی و برداشتن حريمهای اخلاقی ميان زن و مرد تدوين کرده است.(2)مراجعه به برخی نشريات عمومی و دانشجويی و سايتها، وجود اين سياست را تأييد میکند. هماکنون در ميان سايتهای فارسی زبان، شکستن حريمهای اخلاقی، ترغيب به همجنسگرايی، شبههپراکنی در حوزه اخلاق جنسی به منظور ايجاد ترديد در ارزشهای اخلاقی مقبول، استفاده از نارضايتیهای جنسی نسل جوان، جهت تبديل آن به جنبشهای سياسی به وفور صورت میگيرد. در مقابل، هرگاه نهادهای مسئول در نظام اسلامی، تدابيری براي سامانمند سازی روابط زن و مرد و پالايش فضای اجتماعی، آغاز میکنند به ناگاه بسياری از گروههای سياسی، از سلطنت طلب تا مارکسيست، همراه با برخي گروههای فمينيستی که جنبش زنان را پوشش فعاليتهای سياسی قرار دادهاند، همصدا و همنوا به ميدان مبارزه وارد میشوند.(3)
دوم. حساسيت جامعه مذهبی نسبت به مفاسد جنسی و پيوند خوردن اخلاق جنسی با مشروعيت نظام سياسی، مسئوليت دولت را در قبال آن دو چندان میکند.
سوم. مديران نظام، در بسياري مواقع بحث عفاف و اخلاق جنسی را از زاويه استحکام نظام کاويدهاند. سياسي شدن موضوع، به معنای ناديدهانگاری بخشی از ابعاد واقعيت، سبب شده که به موازات پررنگ شدن نگاه سياسی مسئولان و معرفی شدن مقولههايی چون حجاب به عنوان نماد سياسی، مخالفان سياسی نظام نيز آن را به مثابه موضوعی برای مقابله سياسی با نظام قلمداد کنند.
چهارم. توسعه مفاسد اخلاقی نه تنها نظامهای اجتماعی چون خانواده، اقتصاد و فرهنگ را تهديد میکند، بلکه سبب اختلال در رفتارهای عقلانی نسل جوان میشود و میتوان انتظار داشت که حرکتهای آنان ناهمسو با اهداف نظام اسلامی و زمينهساز تعارض سياسی باشد.
3ـ1ـ پيوند ميان اخلاق جنسی و اقتصاد سرمايهداری
تغيير در رفتار و اخلاق جنسی با تغيير مناسبات اقتصادی، ارتباطی تنگاتنگ دارد. افزايش محرکات جنسی از يک سو به تغيير الگوی مصرف در استفاده از لوازم آرايشی و پوشاک و به تبع آن منافع گروهی از سرمايهداران، گره خورده است؛ از سوی ديگر، با افزايش شمار مطبوعات گيشهای و منافع ناشرانی که تحريکزايی را وسيله امرار معاش میدانند، پيوند يافته و از سويی، منافع صاحبان شبکههای فساد و توريسم جنسی را تضمين کرده است. اين مهم علاوه بر تبيين ضرورت تغيير در وضع موجود، میتواند پاسخی به اين پرسش باشد که چرا مقابله با مفاسد جنسی و اصلاح اخلاق جنسی پرهزينه، مخاطرهآميز و غالباً ناموفق است.
4ـ1ـ ناتوانی علوم اجتماعی از شناسايی دقيق معضلات جنسی
در تحليلهای آسيبشناسانه مشکلات خانوادگی و اجتماعی، کمتر شنيدهايم که معضلات جنسی مورد توجه قرار گيرد. اين اشکال میتواند از دو نقطه ضعف علوم اجتماعی نشئت گرفته باشد:
اول. غلبه گفتمان ليبراليستی و چپ بر ساختارهای علوم انسانی که گاه با تمرکز بر مفاهيمی چون "طبقه" از شناسايی ديگر عوامل باز ميماند و گاه با پذيرش آزادی از جمله آزادی جنسی، در زمره ارزشهای پذيرفته شده، چشم بر پيامدهای تساهل جنسی فرو میبندد.
دوم. نگاه کليشهای در پژوهشهای ميدانی و فقدان روشهای جزءنگرانه در تحليل مسائل جزئی. از اين میتوان دريافت که چرا کارشناسانی که به طور مستقيم و با نگاهی مصداقی آسيبهای خانوادگی و اختلافات زناشويی را میکاوند، برخلاف کارشناسان علوم اجتماعی، اختلال در روابط جنسی را که ناشی از ضعف مهارتی، بيماری جسمی و روانی و يا ضعف اخلاقی است از مهمترين عواملِ اختلافاتی ميدانند که گاه طلاق عاطفی يا رسمی را در پی دارد.
5ـ1ـ غفلت از نگاه مديريتی به اخلاق و تربيت جنسی
در ساليان اخير دلايل بسياری وجود دارد که در ساليان اخير مديريت اخلاق جنسی، چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بين المللی، چنان که بايد، مورد توجه مسئولانه قرار نگرفته است:
اول. بسياری از مسئولان، يا تربيت را مسئوليتی فردی قلمداد کردهاند و يا بر اين باور بودهاند که معضلات اقتصادی ناشی از دوران جنگ، عامل اصلی معضلات اخلاقی است و اصلاحات اقتصادی، مبتنی بر الگوهای رايج توسعه، معضلات اخلاقی را کاهش خواهد داد.
دوم. به عقيده برخی، نظام اسلامی فاقد نظریۀ جنسی قابل دفاع، روشن و مورد وفاقی است که مبنای سياستگذاریها قرار گيرد.
سوم. برخی گمان کردهاند که اصلاحات اخلاقی نيز بايد طبق الگوهای رايج توسعه انجام شود؛ غافل از آن که مبانی حاکم بر اين الگوها، خود از عوامل تغيير هنجارهای جنسی است.
چهارم. به رغم شعار "پرورش بر آموزش مقدم است"، همواره پرورش در حاشيه آموزش قرار داشته و ضعف نيروی انسانی فرهيخته در حوزههای تربيتی مشهودتر و البته سهم حاشيهنشينی تربيت جنسی، چه در نظام آموزش رسمی و چه غير رسمی، بيش از ديگر امور بوده است.
2ـ تضعيف اخلاق جنسی و عفاف؛ نگرانیها و نمودها
نگرانی از وضعیت اخلاقی جنسی و کاهش رفتار عفیفانه در میان فرهیختگان و متدینان،به چهار محور باز می گردد:
1. آهنگ سریع گسترش مفاسد اخلاقی 2. کاهش حساسیت های عمومی نسبت به کنترل ناهنجارها و مشارکت در اصلاحات اخلاقی 3. کم شدن احساس مسؤلیت خانواده در قبال تربیت جنسی فرزندان و نظارت سازنده و مستمر بر آنان وهمچنین احساس ناتوانی خانواده آن گاه که به انجام وظیفه اقدام می کند و 4. فقدان باور مشترک، سیاست ها و اصول مشخص و طرح و برنامه های جامع و هماهنگ در مدیریت اجتماعی کشور.
تغییر شاخص های فوق می تواند حاکی از نمود های اخلاقی زیر باشد:
1-2- کم شدن انگیزۀ تشکیل خانواده
آنچه در سال های اخیر بیش از هر چیز به کاهش انگیزۀ ازدواج در اوایل سنین جوانی منجر شده، تغییر در فرهنگ اقتصادی، افزایش سطح انتظارات و کم شدن روحیۀ قناعت و مواجهه با مشکلات است؛ نه کاهش درآمدهای اقتصادی خانوارها.
نکته دیگر تغییر در اخلاق جنسی است. جوانانی که به سهل انگاری جنسی عادت کرده اند ازدواج را نوعی محدودیت و محرومیت برای رفتار جنسی خود تلقی می کنند.
همجنین جوانانی که در روابط نامشروع؛ به تصویری نادرست از جنس مخالف دست یافته اند، کم تر می توانند برای زندگی مشترک به هم اعتماد کنند.
گفته می شود که یکی از علل افزایش سن ازدواج آن است که دختر و پسر برای مدیریت خانواده، نیازمند کسب دانش و تجربه ای بیش از گذشته اند و به فرصت بیشتری برای کسب آمادگی نیاز دارند، این تلقی خود تأثیر زیادی در کاهش حساسیت های والدین و سهل انگاری آنان در مهارت آموزی به فرزند دارد؛ تا جایی که صلاحیت فرزندان امروزبرای ورود به زندگی خانوادگی، در مقایسه با نسل های گذشته، کمتر شده است.
2-2- افزایش طلاق(4)و اختلافات خانوادگی
هم اکنون درصد بالایی از اختلافات، به شکل خودآگاه یا ناخودآگاه، ناشی از اختلال در اخلاق و تربیت جنسی استن. انتخاب همسر از طریق عشق های خیابانی، بدون وجود همسازی فرهنگی و خانوادگی، زمینه های تفاهم در زندگی آتی را کم می کند و بی مبالاتی اخلاقی یکی از دو طرف، هم روابط عاطفی و خلوت جنسی طرفین را تحت تأثیر قرار می دهد(5) و هم اعتماد به طرف مقابل را کم می کند.
3-2- تغییر در الگوی روابط زن و مرد
این تغییرات را می توان در مواردی از این قبیل مشاهده کرد: در روابط سهل انگارانۀ محارم و غیرمحارم در خانوادۀ گسترده، درچگونگی خود آرایی دختران و پسران در محیط های عمومی و مختلط، در تمایل نسل جوان به بر قراری ارتباط قبل از ازدواج، در ظهور پدیده دختران خیابانی، در رواج روسپی گری، بی مبالاتی جنسی و قاچاق دختران در شرکت های خصوصی و ادارات و در گسترش فضاهای مختلط در محیط های کاری دولتی، غیر دولتی و محیط های علمی.
در این جا توجه به چند نکته لازم است:
اول آنکه: سن روسپی گری و فرار از خانه در سالیان اخیر کاهش چشمگیری داشته است.(6) آغاز انحراف جنسی در دختران خیابانی، ناشی از ساده لوحی و تصور غلط آنان از زندگی آتی و نا آشنایی با ویژگی های جنس مخالف است. از سوی دیگر کسانی که در تجربۀ اول فرار از خانه، تجاوز را غالباً در فاصلۀ 24 ساعت،(7)تجربه می کنند، به دلیل فقدان مکانیزم باز پروری، آموزش و حمایت، خود را ناگزیر به ادامۀ مسیر غلط احساس می کنند.
دوم آنکه: کاهش آمارروسپی گری (مزدوری جنسی) و افزایش تمایل به بی مبالاتی جنسی در ق
الب دوست گزینی های بدون هزینه بدان معناست که نمی توان فقر را عامل اصلی فحشا، دست کم در سالیان اخیر، دانست بلکه بی مبالاتی جنسی در وضعیت جدید آن بیشتر عملی انتخاب گرانه است تا عکس العملی از سر ناچاری.
4-2- افزایش اعتیاد و بیماری های جنسی
تغییر الگوی ابتلا به ایدز از اعتیاد تزریقی به روابط جنسی،(8)گسترش رسانه های تصویری جدید (اینترنت، ماهواره و ویدئو CD) و اعتیاد به مشاهده تصاویر پورنو( هرزه نگاری) زمینه ساز بروز رفتار های ناسالم و پر خطر، از جمله خشونت جنسی است.(9) به این موارد باید اعتیاد به استماع موسیقی های محرک را که هم به تحریک شهوت و هم به ضعف اراده منجر می شود، افزود.(10)
5-2- افزایش شبکه های فساد
این شبکه ها هم در قالب سنتی خود، در شکل ایجاد خانه های فساد به ویژه در نزدیکی مراکز تجمع جوانان و دانشجویان ، فعالیت می کنند و هم در قاب های جدید، با تأسیس پایگاه های اینترنتی فارسی زبان به منظور ترویج ابتذال و تابوشکنی اخلاقی و ترویج همجنس گرایی و از سوی دیگر می توان تغییراتی را در الگوی طرح مباحث زنان، در دو دهۀ اخیر مشاهده کرد که گاه ناشی از فعالایت شبکه ای است. به نظر می رسد از نیمۀ دهۀ هشتاد طرح مباحث حقوقی زنان جان گرفته است؛ این بلر اما در قالب مباحث حقوق جنسی و طرح پرسش ها و شبهاتی که از یک سو آزاد شدن از قیود جنسی را مطرح می کند و از سوی دیگر حقوق جنسی برابر زنان را خواستار می شود.
6-2- افزایش افسردگی در نسل جوان
با وجود بالا رفتن سن ازدواج، افزایش تحریکات جنسی، تغییر الگوی مشارکت اجتماعی و اقتصادی زنان و حتی تغییر الگوی مصرف کالری که توانمندی جنسی را افزایش می دهد، نتوانسته ایم هنجار های مناسب آن را در چارچوب شرع طراحی کنیم. امروزه نیاز کارآمد سازی شیوه های تربیت جنسی، افزایش مهارت ها در روابط زناشویی، فرهنگ سازی برای مقبولیت ازدواج موقت و تعدد زوجات از ضرورت هایی است که بیش از گذشته خود را نشان می دهد
امروزه بسیاری از جوانان از اوان بلوغ تا پایان دهۀ سوم زندگی، بهترین بخش عمر خود را در محرومیت جنسی سپری می کنند. فرهنگ مسلط که بر خورداری مالی، ثبات شغلی، تحصیلات و مسکن را پیش شرط آغاز زندگی می داند، در مقام عمل چشم بر نیاز جنسی می بندد. از سوی دیگر نیاز به مونس و همسر، فراتر از نیاز جنسی، با نیاز فطری بشر به سکون و آرامش پیوند خورده است.(11) احساس برخورداری از حمایت عاطفی، احساس مسئولیت و احساس همدلی از عواملی است که به نشاط منجر می شودو زمینه های میل به گناه را کم می کند.
محرومیت از تشکیل خانواده در سنینی که بهترین موقعیت برای برقراری ارتباط سالم است، فشارهای عصبی و عدم تعادل در برنامه ریزی و عمل را نتیجه می دهد و به بروز افسردگی می انجامد. احساس یکنواختی و افق ابهام آمیز پیش رو می تواند زمینه ای برای اعتیاد به مواد روان گردان و ورود جوانان به عرصه های هیجان انگیز منفی را فراهم آورد.
از سوی دیگر، تدابیری که به منظور سرگرم سازی نسل جوان اتخاذ می شود، به دلیل آن که این نیاز اساسی جسمی و روحی را پاسخ نمی دهد نمی تواند مانع بروز افسردگی گردد.
3. اخلاق جنسی؛ ظرفیت ها و امید ها
1-3- تعلقات مذهبی در جامعۀ ایرانی
پیوند های محکم مذهبی در جامعۀ ما همواره از مهم ترین عوامل خود نگهداری، احساس مسؤلیت و غیرت بوده است. این که در عصر اطلاعات و با سهولت دسترسی به روش های حقیقی و مجازی برای ارضای نامشروع، اغلب مردم پاکدامنی قبل از ازدواج را یک ارزش می دانند و به شکل انتخاب گرانه عفاف را بر گزیده اند، و این که بسیاری از مردم رسانه ها و سیاست ها را در مورد تضعیف اخلاق جنسی مقصر می دانند، نشانگر ظرفیت هایی است که می توان بر آنها در تدوین سیاست ها و برنامه های اصلاحی تکیه کرد. این حساسیت ها به ویژه در شهر های کوچک و روستاها که از فرهنگ مدرن کمتر متأثر شده اند، تعیین کننده تر است و نباید کلان شهر ها را نمایانگرواقعیت کل جامعه دانست.
از سوی دیگر اغلب مدیران و مسؤلان نیز به دلیل روحیه مذهبی، خواهان اصلاح اخلاق جنسی اند.
2-3- ویژگی های جنسیتی
ویژگی طبیعی حیا سبب می شود که میل طبیعی زنان به رفتار های عفیفانه بیشتر و از قرار گرفتن در موقعیت های خاص جنسی هراسناک تر باشند. آنچه به عنوان ابتذال در پوشش و آرایش در زنان جامعۀ شهری مشاهده می کنیم، در بسیاری اوقات، ناشی از حس خود نمایی و ابراز وجود در میان همجنسان است و نباید از هر رفتار زنانه برداشتی جنسی ارائه نمود.
وجود زمینۀ طبیعی حیا، در صورتی که با آموزش و تربیت صحیح همراه باشد، می تواند هم ضمانتی برای خود نگهداری زنان باشد و هم آنان را در هدایت و کنترل خانواده(12)و ایجاد فضای عفیفانه در محیط های عمومی و محیط کار توانمند تر سازد. توجه به ویژگی های جنسی مردان از جمله غیرت ورزی که دارای زمینۀ طبیعی است نیز می تواند در مسیر اصلاح اخلاق جنسی کارآمد تلقی شود.
می توان اذعان داشت که شعار برابری طلبی که گرایش های چپ و فمینیست ها برآن اصرار نموده و بر آن اساس بر هر چه تفاوت های جنسیتی می نامند تاخته اند، تا چه حد به نفی هویت جنسی زنانه و مردانه، تضعیف حیا و غیرت و آسیب پذیری اخلاقی زن و مرد منجر شده است.
3-3- نهاد های آموزشی و تبلیغی
وجود مراکز سازمان دهنده در امر تبلیغات مذهبی ظرفیت ویژه ای است که می تواند با ایجاد حساسیت در میان مبلغان مذهبی، اطلاع رسانی مستمر به آنان و ایجاد هماهنگی، ده ها هزار نفر مبلغ مذهبی رات که به روش چهره به چهره با مخاطبان در ارتباط اند، کارآمدتر و مؤثرتربسیج نماید؛ چنان که ابزار های روزآمد تبلیغ نیز می توانند سهم مهمی در ترویج فرهنگ عفاف بر عهده گیرند. از سوی دیگر نهاد آموزش رسمی کشور دارای بدنۀ سالم، متشکل از آموزگاران، مدیران و کارشناسان دلسوز است که ظرفیت اولیه را برای آغاز"جنبش تربیتی" به ویژه در حوزۀ تربیت جنسی دارا می باشد.
4. اخلاق و تربیت جنسی؛ بایسته ها
تدوین اهداف، اصول و سیاست های نظام اسلامی در زمینۀ گسترش اخلاق و معنویت به ویژه ارتقای اخلاق جنسی از تعهدات آن در برابر جامعه است. دو نهاد اصلی سیاستگذار، مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی انقلاب فرهنگی، موظف اند تا سیاست های کلان و راهبردی تعمیق اخلاق و توسعه عفاف جنسی را تدوین نماید، چنان نهاد قانون گذار نیز لازم است طرح جامع ارتقای اخلاق جنسی را به تصویب رساند.
حائز اهمیت است که سیاست ها بسیار شفاف و مبتنی بر نظریۀ اخلاقی قابل دفاع باشد، نظام خود را موظف به دفاع از این سیاست ها در عرصۀ داخلی و بین المللی بداند.
به طور خلاصه می توان اهداف نظام اسلامی از تربیت جنسی را ارتقای سلامت جسمی و روانی، تقویت معنویت، استحکام و کارآمدی خانواده، و افزایش امنیت اخلاقی در جامعه به منظور تقویت کارآیی زن و مرد در حیات اجتماعی دانست.
این اهداف در چهار بخش "پیش گیرانه"، "تسهیل گرانه"،"مقابله گرانه" و "درمانگرانه" پی گیری می شود. در این جا به برخی از سیاست های حاکم بر هر یک از بخش ها اشاره می کنیم:
1-4- سیاست های پیش گیرانه
وجود زمینۀ طبیعی حیا، در صورتی که با آموزش و تربیت صحیح همراه باشد، می تواند هم ضمانتی برای خود نگهداری زنان باشد و هم آنان را در هدایت و کنترل خانواده و ایجاد فضای عفیفانه در محیط های عمومی و محیط کار توانمند تر سازد. توجه به ویژگی های جنسی مردان از جمله غیرت ورزی که دارای زمینۀ طبیعی است نیز می تواند در مسیر اصلاح اخلاق جنسی کارآمد تلقی شود.
از سیاست های پیش گیرانه می توان به موارد زیر اشاره نمود:
الف: تقویت ایمان و باور های مذهبی
احساس پیوستگی با منبع قدرت، حکمت و رحمت بیکرانی که پیوسته در تدبیر عالم است و همچنین غلبه بر مشکلات، شبهات و مخاطرات روانی از بزرگ ترین ثمره های ایمان است که زمینه ابتلا به مفاسد اخلاقی را از میان بر می دارد.
برای تقویت ایمان مذهبی نباید صرفاً بر آموزش های رسمی با محوریت اطلاع رسانی مذهبی تکیه نمود، بلکه تقویت زمینه های محبت به خداوند و کم کردن موانع تأثیرپذیری دل هم در خور توجه است. برخی آموزه های اسلامی چون کمک رسانی به مستمندان و تکریم و نوازش یتیمان از جمله زمینه های تسهیل کننده و پرهیز از لقمۀ حرام، شراب خواری و زور گویی از زمینه های رقت قلب است. در پرورش ایمان مذهبی گر جه خانواد ه نقش اول را ایفا می کند، نباید نقش مؤثر نظام آموزش رسمی و غیر رسمی را نادیده انگاشت.
ب: تربیت اخلاقی
نظام اخلاقی اسلام بر کرامت نفس و احساس مسؤلیت استوار است. انسان موجودی است انتخاب شده و مختار که در مقابل عملکرد خود مسئول است. خداوند هدایت تکوینی خود را با الهام خوبی و بدی، در دردرون انسان قرار داد ه است. این نگاه به انسان با آن چه مکاتب لیبرالیستی و مادی تحت عناوین نسبیت گرایی اخلاقی، فرد گرایی، روان شناسی لذت جویانه و جو گرایی به دست می دهند و امروزه در حوزۀ کارشناسی علوم انسانی گاه به ادبیات مسلط تبدیل شده است تفاوتی بنیادین دارد.(13) در این راستا ابتدا باید با نگاهی آسیب شناسانه، عملکرد نهاد های فرهنگی و علمی کشور را در حوزۀ پرورش اخلاقی به تصویر کشید، سیاست های اخلاقی و تربیتی حامک بذ رسانه های عمومی و نظام آموزشی را مورد خوانش انتقادی قرار داد و آن گاه به باز ترسیم سیاست ها و اصول حاکم بر این نهاد ها همت گماشت تا فرآیند پرورش اخلاقی به تقویت احساس مسؤلیت، اهمیت یافتن عفاف و تقویت قدرت خویشتن داری منجر شود. به جرئت می توان گفت که هم اکنون رسانه های ملی در کم کردن میزان حیا و ترویج نسبیت گرایی اخلاقی نقش بی بدیلی دارند. آیا مراوده آزاد زن و مرد در فیلم ها و سریال ها و شکستن مرز های خانوادگی، اصرار به اجرای برنامه ها به صورت مختلط، دارای پیام هایی خاص به مخاطبان نیست و آیا می توان بدون اصلاح رویه رسانه های ملی از آهاد جامعه انتظار اصلاح داشت؟
ج: تربیت جنسی فرزندان
گرچه تربیت جنسی از اوان طفولیت موضوعیت می یابد،از زمان ورود به سن تمییز( حدوداً شش سالگی) وارد مرحلۀ حساس تری می شود. در این مقطع، هدف اصلی پیشگیری از بروز احساس جنسی قبل از موعد، کم کردن زمینه های سوء استفاده جنسی از کودکان و پیشگیری از بروز عاداتی است که در آینده اخلاق جنسی آنان را با اختلال مواجه می سازد. از سوی دیگر، در این مقطع سنی فرزند رفتارهای عفیفانه و حیا آمیز را در پوشش، سلوک خانوادگی و اجتماعی فرا می گیرد.(14) پیدایش عادات پسندیده در این مقطع مسیر سلامت جنسی وی را در آینده هموار می سازد. به ویژه در این مقطع رفتار عملی والدین بیش از توصیه های گفتاری در شکل گیری اخلاق جنسی مؤثراست. در مقاطع سنی بعدی نیز تربیت جنسی با تفاوت هایی در مختصات ادامه می یابد.
حال این پرسش مطرح می شود که مسئولیت تربیت جنسی بر عهدۀ چه نهاد هایی است؟ مسئولیت تربیت جنسی در مقطع اول عمر (قبل از شش سالگی) بر عهدۀ خانواده و در مقطع دوم که از شش سالگی تا زماتن بلوغ را شامل می شود باز هم نقش اصلی را خانواده، به ویژه والدین، ایفا می کنند، اما نباید نظام آموزش رسمی و غیر رسمی از جمله رسانه های عمومی را نادیده گرفت.
با ورود به مقطع بلوغ، تغییرات شخصیتی در سنین نوجوانی به ویژه دربارۀ دختران به گونه ای است که اگر رفتار عاطفی و اطلاعات صحیح، راهنمایی های سازنده و نظلرت عاقلانه از مجاری صحیح خود جریان نیابد، نوجوان در دام اظهار محبت های ساختگی گرفتار می شود و یا به مسیرهای دیگر کسب اطلاعات مراجعه می کند و فرصت بلوغ به یک تهدید بدل می گردد.
امروزه دو روش در آموزش جنسی مطرح است. در "روش مدرسه ای" تعلیمات نظری مسائل جنسی یا به صورت مجزا و یا در ضمن دروس علوم طبیعی ارائه می شود.(15) در این روش نخست پاسخ های ساده به پرسش های کودکان داده می شود و سپس در طی برنامه های مصور،فیلم هایی راجع به تولید مثل گیاهان، جانوران و بالاخره انسان، با تمام جزئیات آن، به نمایش می آید. این روش در بسیاری کشور های غربی متداول و در عین حال مورد انتقاد است.(16)
از جمله انتقادها آن است که طرح مباحث جنسی، بدون پرده پوشی، خود از عوامل تحریک زاست و تأثیراتی چون تماشای تصاویر پورنو بر جای می گذارد؛ به ویژه آن که این آموزش ها صرفاً در چارچوب مباحث کالبدشناسی و بدون محوریت عنصر حیا و عفاف ارائه می شود. انتقاد دیگر آن است که تمرکز چنین آموزش هایی در مدرسه به ضعف جایگاه هدایتی و نظارتی والدین منجر می شود و آنان را به حاشیه می راند. در آموزش به "روش خانوادگی" والدینی که از وضعیت جسمی و روانی فرزند خود آگاهی بیشتری دارند، نقش سازنده تری در تربیت جنسی وی ایفا می کنند؛ به ویژه آنکه آموزش به روش خانوادگی بر اساس اصول اخلاقی در هاله ای از حیا انجام می شود و هدف اصلی آن تقویت خویشتن داری جنسی است. در اینجا مدرسه می تواند نقش مکمل خانواده را ایفا کند و انجمن خانه و مدرسه مسؤلیت ارتقای آگاهی و تقویت احساس مسؤلیت والدین را بر عهده گیرد.(17) سیستم آموزشی هم در این عرصه با طرح مباحثی چون شیوه های کنترل و تعدیل غریزۀ جنسی، آشنایی با امراض و خطرات جنسی، پیامد های مفاسد اخلاقی در حیات اجتماعی، بیان مسائل شرعی دربارۀ بلوغ و تکلیف و پرورش فضائل اخلاقی از جمله حیا و عفاف به خانواده مدد می رساند و سعی می کند تا هم از نظارت و هدایت والدین پشتیبانی و از آن دفاع کند و هم فرزندان را به مراجعه به والدین تشویق نماید.
مرحله بعدی پرورش جنسی به منظور توانمند سازی دختر و پسر برای آغاز زندگی مشترک است که آشنایی با جنس مخالف، اهداف ازدواج، جایگاه و کارکرد خانواده، نقش های مشترک و مختص زن و مرد، راه های تسهیل ازدواج، شیوه های همسر گزینی و مباحثی از این دست را شامل و در سنین مناسب با ازدواج ارائه می شود. آموزش های خاص مربوط به روابط زناشویی نیز در آستانۀ تشکیل خانواده به جوانان ارائه می گردد.
نکته اساسی در تربیت جنسی توجه به ویژگی های جنسیتی و آثار متفاوت بلوغ بر هر یک از دو جنس است که می تواند پاسخ گوی بسیاری از پرسش های ما در مورد تفاوت عملکرد دختر و پسر باشد. مردان در حوالی سن بلوغ، پر از انرژی تعریف نشده اند و همۀ این انرژی ها نیازمند هدایت فرهنگی هستند، در غیر این صورت مردان به طور قابل ملاحظه ای بیشتر مستعد اعمال پست و غیر مسئولانه شهوانی هستند.(18)
د: تقویت هویت های گروهی و اخلاق حرفه ای
پیوند های گروهی آن گاه که در مسیر اهداف اخلاقی و معنوی، تقویت همگرایی اجتماعی و تعمیق ارزش های فرهنگی قرار گیرد، احساس ارزشمندی و مثبت اندیشی را به عنوان ارزش های مثبت خود به افراد منتقل می سازد. در این جا مهم آن است که شخص خود را تحت اشراف، هدایت و نظارت گروه احساس می کند و این موضوع زمینه های خود نگهداری را افزایش می دهد.
امروزه در جوامع صنعتی که بسیاری از پیوند های سنتی، همچون پیوند طایفه ای تضعیف شده، جایگزین های کارآمدی مورد نیاز است تا همبستگی گروه را در مسیر ارزش های فرهنگی و اخلاقی تقویت نماید. به نظر می رسد تدوین اخلاق حرفه ای و ترویج و تعمیق آن می تواند آثاری مثبت در پی داشته باشد. مثلاً تدوین، ترویج و تعمیق اخلاق دانشجویی می تواند مرز رفتار دانشجویی و غیر دانشجویی را نشان دهد؛ به گونه ای که مثلاً رعایت حریم استاد، پرهیز از رفتار های غیر علمی در محیط علمی، آراسته پوشی، رعایت حریم ارتباطی با جنس مخالف و وقار در رفتار های سیاسی و اجتماعی "مرام دانشجویی" تلقی و تخطی از آن تحقیر و انزوا در محیط های علمی را در پی داشته باشد. می توان انتظار داشت که اگر هویت دانشجویی در جامعه ارزشمند تلقی شود و مدیریت فرهنگی کشور بتواند اخلاق صنفی را به طور صحیح ترسیم و ترویج نماید، بسیاری از حرکت های سخیف غیر فرهنگی و غیر اخلاقی در محیط های علمی بر چیده شود.
5: تقویت موقعیت خانواده
امروزه بسیاری از معضلات فرهنگی و اجتماعی ما ناشی از آن است که نه خانواده در فرآیند تربیت چون گذشته فعال عمل می کند و نه جایگاه وی مورد احترام نهاد های حکومتی و غیر حکومتی قرار می گیرد. می توان بر این ادعا اصرار نمود که رسانه های عمومی و نظام آموزش رسمی، خانواده را دور زده اند و علوم اجتماعی نیز با ارائه تئوری ها و تحلیل های به ظاهر علمی، کاهش اقتدار و تأثیرگذاری خانواده را طبیعی قلمداد کرده و از کنار آن با تسامح و سادگی گذشته اند.
برای باز گرداندن خانواده به جایگاه محوری خود، بایدبا افزایش آگاهی ها، اقتدار، احساس مسؤلیت و انتظارات از والدین خانواده را به رسمیت شناخت. نیل به این منظور، سیاست گذاری و برنامه ریزی دستگاه های نظام و تغییر سیاست های حاکم بر نظام آموزش رسمی و رسانه های عمومی را طلب می کند. از سوی دیگر باید به تدوین " مرامنامۀ خانواده" که تبیین کننده هویت خانواده است اقدام نمود تا بتوان بر اساس آن والدین خطا کار و سهل انگار را از والدین کوشا و متعهد باز شناخت و حتی در مواقعی نسبت به سهل انگاری ها باز خواست نمود.
و: اصلاح الگوی غنی سازی اوقات فراغت
از آن جا که مشکلات جنسی به ویژه در نوجوانان با اوقات فراغت نسبتی معنا دار دارد، لازم است آنان به مسیر های فعالیت مثبت در زمان فراغت هدایت شوند. اگر فعالیت های زمان فراغت نشاط بخش و متفاوت از برنامه های اصلی باشد می تواند یکنواختی حاصل از فعالیت های اصلی را بر طرف و شخص را آمادۀ شروع مجدد نماید. مناسب تر آن است که این برنامه ها انرژی بدنی و قدرت ابتکار و فعالیت آنان را درگیر نماید. سر گرمی هایی که فاقد این دو ویژگی هستند نمی توانند کاملاً در مسیر کارآیی قرار گیرند.
با توجه به آن که، متأسفانه، در فرهنگ کنونی جامعۀ ما، بیکاری و تن آسایی قبح خود را تا حدودی از دست داده است باید تلاش اصلی سیاستگذاران و برنامه ریزان به سمت اصلاحات فرهنگی به منظور قبیح شمرده شدن بیکاری باشد، باید جایگاه کار و تلاش به قدری ارزشمند گردد که افراد برای فراگیری مهارت حتی حاضر به هزینه کردن باشند. تشکیل گروه های اجتماعی و سازمان های مردم نهاد، ایجاد رقابت های سالم در فعالیت های اجتماعی و ایجاد نهاد های مشاوره که مسؤلیت آن معرفی فعالیت های مفید و امکانات حمایتی و کارآموزی باشد، در پیشبرد این مقصود مؤثر است.
از آن جا که ورود به سن بلوغ و رشد و احساس شخصیت جدید در نوجوانان و جوانان آنان را به حق انتخاب و استقلال سوق می دهد باید مجاری مناسبی برای اعمال حق انتخاب آنان ایجاد شود و مسیر سرگرمی و فعالیت های مفید اجتماعی متنوع تر شود؛ و گرنه این احساس در مسیر های غلط از جمله انتخاب رفتار های خاص اجتماعی و ترویج نا هنجاری ها به کار گرفته می شود و یا احساس محدودیت، به مقاومت در عرصۀ سیاسی تبدیل می گردد.
2-4- سیاست های تسهیل گرانه
ضرورت تربیت جنسی از این جا منشأ می گیرد که انسان باید از میان زهد و حرص جنسی راهی میانه، نشاط بخش و آرامش بخش را بر گزیند. آموزه های دینی بر عفاف، در کنار سهولت دسترسی، تأکید کرده است.(19) متأسفانه فرهنگ مسلط در جامعۀ مذهبی ما آن قدرتنگ نظرانه به مسائل جنسی می نگرد که موجب گریز نسل جوان از مذهب و روی آوری به گناه شده است. بنابراین لازم است با سنت های غلط مقابله و احساس محرومیت جنسی را در حد امکان کاهش داد.
برخی سیاست های تسهیل گرانه عبارتند از:
الف: اصلاح فرهنگ اقتصادی
موانع ازدواج جوانان بیش از آن که از فقفدان شغل و مسکن مناسب ناشی شود، معلول بالا رفتن سطح انتظار از زندگی، غلبۀ فرهنگ تن آسایی بر کار و تلاش، کم شدن روحیۀ قناعت و افزایش آینده نگری های هراس افزاست. در فرهنگ مذهبی مفاهیمی چون توکل، امید، قناعت، رضا، تلاش و همیاری دست به دست هم می دهند تا زندگی ساده تر و در عین حال با نشاط تری را امکان پذیر نمایند. در زمان ما منافع سرمایه داری ایجاب می کند که سطح توقعات از زندگی بالاتر رود و مصرف افزایش یابد تا چرخ صنعت از گردش نایستد.
از این رو پیش شرط اصلاح اخلاق جنسی و تسهیل ازدواج تغییر نگرش به زندگی اقتصادی است که این تغییر نگاه خود به اصلاح سیاست های کلان اقتصادی و فرهنگی کشور وابسته است.
ب: حمایت از تشکیل و پویایی خانواده
بدین منظور ایجاد شورای عالی خانواده پیشنهاد می شود تا تدوین سیاست ها و طرح هایی را که آسان سازی تشکیل خانواده و استحکام و کارآمدی آن را نتیجه دهد، در دستور کار قرار دهند. اعطای اولویت اشتغال به افراد سرپرست خانوار، اعطای معافیت های مالیاتی به افراد متأهل نسبت به مجرد و یا پر هزینه کردن جذب افراد مجرد، به ویژه بانوان، برای کار فرمایان، به ویژه در بخش های خصوصی، اعطای تسهیلات ویژه به متأهلان از جمله در حذف یا کاهش، ارائه خدمات ویژه به کارمندانی که به ازدواج اقدام می کنند، تدوین سیاست هایی که به ترویج فرهنگ ساده زیستی، تمایل به ازدواج و کم کردن تمایل به تک زیستی و تجرد زیستی منجر می شود، از مواردی است که می تواند در دستور کار قرار گیرد.
ترویج ازدواج بدون تشکیل خانواده تا بر طرف شدن محدودیت های طرفین، مهارت آموزشی تشکیل و اداره خانواده، هم توسط خانواده ها و هم نظام آموزشی رسمی و غیر رسمی یک اولویت است.
ج: توجه به مکمل های تشکیل خانواده
هنجار های اجتماعی غالباً به هم پیوسته و در هم تنیده اند؛ به این معنا که تغییر در برخی هنجار ها آثار خود را در دیگر هنجار های مرتبط نیز بر جای می گذارد و برای ایجاد اصلاحات اجتماعی نیز تغییر در مجموعه ای از هنجار های به هم پیوسته الزامی است.
در جامعه اسلامی ما، در یک سده قبل، ازدواج در اوایل سن رشد انجام می شد، تحریکات جنسی بسیار محدود بود، فرهنگ حاکم تک زیستی زنان را حتی پس از مرگ همسر یا جدایی از وی تقبیح می نمود و مردان را وا می داشت تا چتر حمایتی خود را بر آنان به عنوان همسران اول یا دوم و یا به عنوان همسران موقت بگسترند.
در این جامعه اگر یک نفر گرفتار فساد یا تعرض جنسی می شد مکانیزم های سنتی برای بازگشت آنان به خانواده، پس از توبه، در نظر گرفته می شد. بالطبع در چنین جامعه ای تربیت جنسی شکل ساده تری به خود می گرفت که غالباً خانواده به آن اقدام می نمود.
در زمان ما با وجود بالا رفتن سن ازدواج، افزایش تحریکات جنسی، تغییر الگوی مشارکت اجتماعی و اقتصادی زنان و حتی تغییر الگوی مصرف کالری که توانمندی جنسی را افزایش می دهد، نتوانسته ایم هنجار های مناسب آن را در چارچوب شرع طراحی کنیم. امروزه نیاز به کارآمد سازی شیوه های تربیت جنسی، افزایش مهارت ها در روابط زناشویی، فرهنگ سازی برای مقبولیت ازدواج موقت و تعدد زوجات از ضرورت هایی است که بیش از گذشته خود را نشان می دهد. با آن که هم اکنون میزان دختران آماده ازدواج بیش از پسران است، افزایش مهاجرت از روستا ها به شهر ها توسط جنس مذکر، آیندۀ دختران روستایی را با ابهام مواجه کرده است(20) و بیش از هشصد هزار زن سر پرست خانوار که نزدیک به نیمی از آنان زیر خط فقر قرار دارند با نیاز های اقتصادی، عاطفی و جنسی مواجه اند.(21)
باید پذیرفت که اجرای دو حکم ازدواج موقت و تعدد زوجات بدون تعیین ضوابطی که از پیامد های منفی آن بکاهد و آن را در مسیر مصالح خانواده و اجتماع قرار دهد، زندگی خانوادگی را به مخاطره می افکند. اما پذیرش این مهم ضرورت ضابطه مند سازی اصلاحات فرهنگی به منظور بالا بردن آستانۀ تحمل خانواده و جامعه برای پذیرش این دو موضوع، ایجاد زمینه های کارآمدی و کم کردن آسیب های مترتب بر آن را نتیجه می دهد نه نفی کلیت آن را. شایسته است کسانی که همواره از زاویه حساسیت های همسر اول به موضوع نگریسته اند از موضعی رفیع تر و از زاویۀ مدیریت اجتماعی آن را تحلیل کنند تا مصلحت همسر دوم،مصلحت رعایت حدود شرعی و اخلاق جنسی نیز در نظر گرفته شود. باید از کسانی که همواره مشکلات ناشی از تعدد زوجات و ازدواج موقت را پیش می کشند، ضمن پذیرش بخشی از پیامد ها پرسید که میان التزام به راه های مقرر شرعی با وجود برخی مشکلات و میان پذیرش مفاسد جنسی باید کدامیک را برگزید؟
د: افزایش مهارت های زناشویی
لازم است در آستانه و پس از تشکیل خانواده آموزش هایی به زوجین داده شود که نتیجۀ آن احساس رضایت از تأمین نیاز جنسی در درون خانواده باشد.
3-4- سیاست های مقابله گرانه
در سیاست های مقابله گرانه هدف مقابله با انحرافات، پس از وقوع آن است. در این رابطه به چند مورد اشاره می کنیم:
الف: تقویت حساسیت و غیرت عمومی
بی تردید تا مبارزه با مفاسد اخلاقی به مطالبۀ عمومی تبدیل نشود هیج دولتی نخواهد توانست در کنترل ناهنجاری های اخلاقی به موفقیت نایل گردد؛ به ویژه آنکه این ناهنجاری ها از گستردگی هم بر خوردار باشد. هم اکنون چنین احساس می شود که حساسیت عمومی کاهش یافته و یا شکل سازماندهی شده و کارآمدی به خود نگرفته است. به نظر می رسد علاوه بر تغییرات ارزشی، می توان به مکانیزم هایی اشاره کرد که مبتنی بر ایدۀ دولت محوری، مردم را از مواجهه مستقیم با ابتذال باز داشته است؛ حال آنکه با ملاحظۀ متون اسلامی این احتمال تقویت می گردد که سیاست بر حضور مؤثرتر مردم،البته با حفظ موازین بوده است. بها دادن به حضور مردم در چنین صحنه هایی خود به تقویت حساسیت های عمومی منتهی می شود.
تبیین ضرورت توجه به همگانی بودن فضای اجتماعی و رعایت احترام جامعه انسانی و مصالح عمومی، تقویت پیوند های اجتماعی و توجه به ارزش های ثابت اخلاقی از محور های مهمی است که انگیزۀ مشارکت عمومی را در پاکیزگی فضای اجتماعی بیشتر می کند. در قدم بعد لازم است مردم نسبت به مسؤلیت های خود آموزش ببینند تا مشارکت آنان در کنترل اجتماعی، خود پیامد های منفی بر جای نگذارد. از نکات مهم آن است که مردم به سمت ایجاد گروه های متشکل یا دست کم تقویت حس همبستگی تشویق شوند، چون در بسیاری موارد صرفاً اقتدار جمعی است که می تواند تأثیر گذار باشد.
مراتب مداخلۀ مردم از تبیین مسئله برای اشخاص نا آگاه آغاز می گردد و به صورت اظهار ناراحتی، توصیه به خود نگهداری، ممانعت از انجام عمل خلاف و حتی تهدید به مقابله ادامه می یابد. البته مقابلۀ عملی منوط به هماهنگی با دستگاه قضایی است.(22)
تقویت کنترل اجتماعی با محوریت حساسیت عمومی گرچه در شمار موارد مقابله گرانه قرار گرفت اما تأثیر پیشگیرانۀ آن نیز نباید نادیده انگاشته شود. وجود چتر نظارتی قوی از ابتدا زمینۀ ارتکاب به جرم را کم خواهد نمود. از سوی دیگر تقویت غیرت ورزی از بعد نظارت بر اعمال دیگران فراتر می رود و عملکرد شخص غیور را نیز تحت تأثیرقرار می دهد. شخص غیور در قدم اول نسبت به اعمال شخص خود حساس است.(23)
ب: مقابله قاطع با مظاهر علنی فساد
لازم است با تدابیری هزینۀ مقابله با فساد کاری را افزایش داد؛ و گرنه شیوع مفاسد اخلاقی خود به بی تفاوتی اجتماعی نیز منجر می شود. اجرای علنی حدود شرعی که در دو دهۀ اخیر با ملاحظات و فشار های بین المللی و تحت فشار عوامل داخلی به محاق رفته است، اثر باز دارندۀ مؤثری دارد. البته اجرای آن با توجه به تغییر ذائقۀ عمومی باید با تمهیدات مناسب همراه باشد. از سوی دیگر باید تابوشکنان در حوزۀ اخلاق نظری را که با بسط نسبیت اخلاقی زمینه های فرهنگی ابتذال را فراهم می کنند، در زمرۀ مجرمان قلمداد و با آنان با جدیت مقابله نمود.
ج: مقابلۀ ویژه با حرکت های سازماندهی شده
شیوه های مقابله با باند های فساد، به ویژه اشکال جدید آن، به نظر ناکافی می رسد. بدین منظور هم برای شناسایی آن ها اهتمام ویژه ای لازم است و هم برای مقابله با آنها. باید توجه نمود که اهداف برخی از باند ها از منافع اقتصادی فراتر رفته و تضعیف جامعه اسلامی از طریق توسعه مفاسد اخلاقی در نسل جوان و تضعیف اقتدار ملی را شامل می شود که در این صورت ممکن است مصداق محاربه قرار گیرد.
4-4- سیاست های درمان گرانه
اسلام انسان را موجودی مختار می داند که می تواند سر نوشت خود را نغییر دهد. ساختار های غلط اجتماعی و زمینه های فاسد خانوادگی، رافع مسؤلیت شخصی و مجوز اقدام به بزه نیست. شخص گنهکاربه دلیل آنکه بر اصلاح وضعیت خویش تواناست و از درون نیز به تقوا فرا خوانده می شود، نسبت به تغییر سرنوشت خود مسؤل است.
مفهوم توبه در ادبیات اسلامی به عنوان یک واجد فوری، هم نمایانگر مسؤلیت فرد است و هم مسؤلیت جامعه در ایجاد فضای مناسب برای توبه و پذیرش شخص توبه کار. اما جامعۀ ما با تضییقات بیش از حد، راه بازگشت را بر خطا کاران می بندد و آنان را به ادامۀ مسیر غلط وا می دارد.
بدین منظور علاوه بر ترویج فرهنگ توبه لازم است مکانیزم هایی برای کارآمدی آن در نظر گرفته شود. شخص خطا کار بیش از هر چیز باید خود را مواجه با مطالبۀ وجدان شخصی و وجدان عمومی جامعه برای بازگشت به مسیر صحیح احساس کند. در قدم بعد باید مطالعه ای بر وضعیت شخصی و خانوادگی چنین اشخاصی انجام شود تا در صورتی که خانواده شرایط اخلاقی لازم را برای پذیرش فرد دارد، بازپروری وی با محوریت خانواده انجام شود.
مراکز باز پروری در صورتی توصیه می شوند که هم خانواده نا کارآمدی خود را به اثبات رسانده باشد و هم این مراکز به واقع مراکز باز پروری باشند نه مراکز نگهداری؛ و گرنه خوف آن هست که این مراکز خود کانون تبدیل بزه های فردی به جرایم سازمانی شوند. باز پروری روانی و اخلاقی افراد تحت نظر مشاوران کار آمد، ایجاد زمینه های اشتغال و زمینه سازی برای ازدواج آنان پس از احراز صلاحیت اخلاقی از جملۀ راه کار هاست. در شرایط درمان گری هم باید شخصیت خفتۀ آنان را بیدار نمود و با شخصیت دادن به آنان سطح توقعات خودشان و جامعه را از آنان افزایش داد، هم آنان را به فعالیت مستمر وا داشت تا بیکاری زمینۀ وسوسۀ بازگشت به گناه را برای آنان فراهم نکند و هم نظارت بر آنان استمرار بخشید.(24)
نتیجه گیری
حساسیت آموزه های دینی به اخلاق و تربیت جنسی و تأثیرات فردی، خانوادگی و اجتماعی عفاف یا ابتذال جنسی، مسؤلیت خطیری بر عهدۀ نظام اسلامی، نهادهای تخصصی، حوزه های علوم دینی و کارشناسان، پژوهشگران و مبلغان نهاده است. در قدم اول، تشکیل گروه کارشناسی زیر نظر مستقیم ریاست قوه مجریه ضروری است تا تحلیلی جامع از وضعیت موجود به دست دهد؛ سر فصل های اصلی موضوع را ترسیم کند و با ترسیم نقشۀ راهبردی، جایگاه نهاد های دولتی و غیر دولتی را در هر بخش به وضوح مشخص نماید و با این کار زمینۀ هماهنگی ثمر بخش نهاد ها را در حوزۀ اخلاق جنسی بر عهده گیرد. از سوی دیگر، جامعۀ کارشناسی کشور در پیوند با نهاد های رسمی نظام باید مسؤلیت های خود را به خوبی ایفا کند و بهای لازم را در تدوین سیاست ها و برنامه ها بدست آورد. حوزه های علوم دینی نیز لازم است با ورود به عرصه های کاربردی و پرهیز از کلی گویی، در تعامل با جامعۀ کارشناسی و نهاد های دولتی، با نقد عالمانۀ ساختار ها و دیدگاه های علمی رایج و با تحلیل های موضوع شناسانه به تبیین روشمند آموزه های دینی بپردازند تا همکاری ثمر بخش این نهاد ها به ترسیم شاخص های رشد اخلاقی جامعه اسلامی، تحلیل جامع وضع موجود، افق های پیش رو و برنامه عمل ملی نظام در زمینه اخلاق و سلامت جنسی منجر شود.
پی نوشت:
1- رک: الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج21، ح25827 و محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج70، ص4،ح2
-2 ر.ک: محسن آژینی، " نشانه های خط نفوذ"، روزنامه رسالت، 3/11/74، ص2
-3 ر.ک: "تبدیل اعتراض بر علیه حجاب به جنبش عام سیاسی"، 3/2/86، (به نقل از: خبرنامه داخلی مرکز زنان، ش5)WWW.akhbarooz.comجنبش های سیاسی در ایران با تاکید بر مطالبات زنان، 2/2/86، (سازمان دانش آموختگان دفتر تحکیم وحدت) ؛WWW.akhar نبرد بی پایان حجاب، ZWWW.shahzadnews.org طرح جدید سرکوب زنان محکوم به شکست است WWW.roshangary.net
-4در سال گذ شته آمار ازدواج4 درصد و آمار طلاق 8/6 درصد افزایش نشان می دهد ( توسعه، 28/1/86 و کیهان، 9/12/85،ص15)
-5 چنان که به گفتۀ پیامبر اکرم (ص) زنا لذت همسر را می برد (ر.ک: الحسن بن الفضل الطبرسی، مکارم الخلاق، ص238)
-6 ر.ک: کاهش سن دختران فراری به 13 سال، آفتاب یزد، 23/4/83، ص9 و 46 درصد دختران فراری دانش آموزهستند، کارگزاران، 15/11/85، ص17
-7 فاصله 24 ساعته دخهتران فراری تا تجاوز ( مصاحبه مدیر کل دفتر پیشگیری از آسیب های اجتماعی سازمان بهزیستی با رادیوB.B.C) به نقل از:
84/10/21WWW.khabarchin.com
-8ر.ک: سید هادی معتمدی،" طرح های سامان دهی روسپیان"، نظام اسلامی و مسئله روسپیگری، ص275
-9 ویکتور بی . کلاین، "هرزه نگاری و تهاجمات جنسی علیه زنان"، سیاحت غرب، ص57
-10 ر.ک: سید روح الله موسوی خمینی، چهل حدیث، ص8
-11 ر.ک: روم (30) آیۀ؛ 21 اعراف (7) آیۀ 189ومحمد باقر مجلسی، بحار الانوارج 101، ص127، ح7
-12 به گفتۀ ویلیام گارد نراین زنان هستند که میل جنسی مردان را به گونه ای هدایت و محدود می کنند که در خدمت خانواده قرار گیرد ( ر.ک: ویلیام گارد نر، جنگ علیه خانواده، ص204)
-13 امروزه می توان جریان انتقادی مهمی را در جامعۀ علمی غرب یافت که نگاه مسلط در این عرصه های علمی را به چالش می کشد ( ر.ک: ویلیام گارد نر، جنگ علیه خانواده)
-14 ر.ک: محمد رضا سالاری فر، خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی، ص147و202
-15 ر.ک: غلامرضا متقی فر،" آموزش جنسی در مدارس"، فصلنامه تربیت اسلامی؛، ص153
-16 ر.ک: ویلیام گاردنر، جنگ علیه خانواده، ص147
-17 مورالی دانینو، آندره، جامعه شناسی روابط جنسی، ترجمه حسن پویان، ص154-149
-18 ویلیام گاردنر، جنگ علیه خانواده، ص87
-19 آموزه هایی که اوایل سن رشد را برای دختران بهترین سن ازدواج می داند، تأخیر در ازدواج دختران و سخت گیری والدین را زمینه سازه بروز فتنه و مفاسد اخلاقی عظیم می داند، و والدین و بزرگان را به اقدام براتی ازدواج جوانان ترغیب می کند، از مواردی است که می تواند بر این ادعا مهر تأیید بزند (ر.ک: الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج2، ص64- 60، باب 22 و23وص79- 76،باب 38)
-20 رئیس مرکز امور مشارکت زنان اعلام کرد که در سال 1381، 41درصد دختران روستایی زمینه ازدواج را از دست داده اند.
-21 ر.ک: سخنان "دکتر آمنه ستاره فروزان، مدیر کل دفتر امور زنان و خانواده سازمان بهزیستی"، گزارش هم اندیشی برسی مسائل و مشکلات زنان؛ اولویت ها و رویکرد ها، ص75
-22 در برخی آموز های دینی به مبارزۀ منفی به عنوان یکی از روش های مقابله توجه شده است تا شخص متخلف تحت فشار روانی دست از عمل ناپسند خود بر دارد (ر.ک: الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج16، ص145ح21198 تا 21200)
-23 " پاکدامنی شخص به اندازۀ غیرت اوست"، ( حبیب الله خوئی، منهاج البراعۀ فی شرح نهج البلاغۀ، ج21، ص86) " انسان غیرتمند هرگز تن به زنا نمی دهد"، (ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغۀ، ج19، ص211، حکمت 305)
-24 برای آشنایی با مباحث تفصیلی تر در موضوع اصلاح و باز پروری ر.ک: ابراهیم شفیعی سروستانی، نظام اسلامی و مسئله روسپی گری، ص129-110
- تاریخ:
- ۱۳۹۹/۰۴/۳۰
- کلمات کلیدی:
مطالب ویژه
آخرین مطالب
سنخبندی عاملیت زنان در جنگ تحت تاثیر روایتهای سیاسی-اجتماعی است
بازنمایی نقش زنان در دفاع مقدس به شرایط اجتماعی روز بستگی دارد
مسئلهمندی پژوهشگر او را در بیان واقعیتهای مگو یاری میکند
در روایت کنشگری زنان صدای قلبشان را بشنویم
زنان انتخاب گر
ارتباط با ما
- آدرس : تهران بلوارکشاورز،خیابان نادری ، کوچه حجتدوست پلاک ۵۶
- تلفـن: ۸۸۹۸۳۹۴۴ (۰۲۱)
- فکس: ۸۸۹۸۳۹۴۴ (۰۲۱)
- hawra@wrc.ir






